از همین رو نیز میانهای با آرامش ندارند نه آرامش فکری، نه آرامش سیاسی و نه حتی آرامش جامعه. همیشه خود را در رقابت میبینند؛ اما رقابتی که در آن بازنده نباشند و شکست نخورند که اگر اینگونه باشد بهرغم پایان طبیعی هر رقابتی، داستان برای آنها ادامه خواهد داشت و تا زمانی که انتقام شکست خود را نگیرند ماجرا پایان نمییابد. سخن در باب تندروهایی است که با وجود شرایط حساس کنونی کشور که شرایط نه جنگ و نه صلح را تجربه میکند و نیازمند انسجام و اتحاد ملی است رویکرد غیر اصولی و بسته خود را پیش گرفته و به تخریب مسئولان در جایگاههای مختلف مشغولند. مشکل از جایی آغاز میشود که آنها سخن خود را حق و سایرین را باطل میپندارند و هر کس که نگاهی خلاف آنها داشته باشد را مستوجب تکفیر و تخطه میخوانند. چه اینکه در دولتهای مختلف با همین رویکردها مسئولان وقت را مورد هتاکی، اهانت و تخریب قرار دادهاند. نمونه بارز آن را میتوان در تخریب چندین ساله حسن روحانی رئیسجمهور و محمدجواد ظریف وزیر خارجه اسبق دید که به رغم تاییدات رهبری شهید همواره از سوی تندروها تخریب شدهاند. تفاوتی هم نمیکند که کشور در چه شرایطی است آنها بر مبنای اهد اف و منویات خود پیش میروند و هیچ وقعی به منافع ملی نمینهند. چه اینکه در مقاطع مختلف شهید سلیمانی، شهید باقری و شهید لاریجانی را نیز مورد هجمه و تخریب قرار دادند. امروز نیز با وجود تاکیدات رهبری مبنی بر پرهیز اختلافات پوچ سیاسی و تاکید بر تقویت انسجام ملی مسئولان نظام و سران قوا را زیر تیغ انتقاد بردهاند که چرا مطابق میل آنها رفتار نمیکنند. آنچه مسلم است رهبری، شعام و سران قوا بر امورات کشور مسلطند و بهتر میدانند که در مورد مسائل مختلف چگونه رویکرد و تصمیماتی اتخاذ کنند، اما تندروها با نگاههای بسته و تقلیلگرایانه حتی نقدهایی بیپروا به تصمیمات رهبری، شعام و سران قوا وارد میکنند. انگار تخریب مسئولان برای آنها پروژهای از پیش تعیین شده و سازماندهی شده است که با وجود تغییر بسیاری از مسئولان در حوزههای مختلف، اما همچنان این رویه تخریبی برچیده نشده است. چه اینکه در دولتهای یازدهم و دوازدهم محمدجواد ظریف، در دولت سیزدهم شهید امیرعبداللهیان و اکنون در دولت چهاردهم سیدعباس عراقجی در مقام وزیر امور خارجه مورد هجمه و تخریبه بوده و هستند. یا شهید لاریجانی در مقام دبیر شعام مورد تخریب بود و امروز محمدباقر قالیباف در قامت رئیس هیأت مذاکره کننده تخریب میشود؛ لذا این یک حرکت منسجم جریانی و سمی است که گویا بنا دارد هر کسی را که با تدبیر، عقلانیت و میانهروی در مسیر منافع ملی حرکت کند هدف قرار داده و به نظر میرسد اگر به موقع با این جریان خطرناک مقابله نشود هزینههای سنگین و شاید جبران ناپذیری به کشور و نظام وارد آورند
* ادامه جنگ به هر قیمت؟
مواضع رهبر انقلاب در خصوص شرایط کشور، دولت و مذاکرات کاملا روشن و آشکار بوده و همواره از دولت و تیم مذاکرهکننده بر مبنای منافع ملی و حق ملت دفع کردهاند. رهبری شهید هم از دولت و هیأت مذاکره کننده حمایتهای لازم را داشتند، اما تندروها همواره از رهبری شهید جلوتر حرکت و از مواضع ایشان عدول کردهاند. در شرایط حاضر نیز با وجود تاکیدات رهبری مبنی بر پرهیز اختلافات و تقویت انسجام ملی آنها راه خود را میروند. امروز قاطبه جامعه معتقد به کسب منافع ملی، غرامت، برداشتن تحریمها و آزادسازی پولهای بلوکه شده از طریق توافق هستند و طبیعتا خاتمه جنگ در لبنان نیز یکی از شروط ایران برای توافق است، اما تندروها معتقدند که باید دوباره جنگ را آغاز کنیم. چنانکه کامران غضنفری نماینده تهران در مجلس، در فضای مجازی نوشت: «حدود ۵۰ روز قبل، رهبری معظم انقلاب، پس از حملات صهیونیستها به لبنان، فرمان حمله به اسرائیل را صادر کردند. اما چه کسانی مانع اجرای این فرمان شدند؟ خون مردم مظلوم و مسلمان لبنان به گردن برخی مسئولین سازشکار و واداده در برابر آمریکا است». انگار در نگاه جماعت تندرو جنگ پایانی ندارد و تا آخر باید جنگید. حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی معتقد است: «خواستهای که اکنون تندروها اعلام میکنند، همان خواسته نتانیاهو است. نتانیاهو نیز تحت تأثیر تندروها در داخل اسرائیل قرار دارد و علاقهمند هستند جنگ ادامه پیدا کند». این در حالی است که هر جنگی در یک جا با مذا کره پایان مییابد و سران کشور نیز معتقد به کسب منافع ملی هستند و حال که طرف متجاوز در جنگ شکست خورده باید در میز مذاکره منافع ایران را تامین کنند.
*تخریب سازمانیافته
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص مواجهه تندروها در قبال مسئولان و اهداف آنها اظهار داشت: این جریان افراطی از دوران رهبری شهید تا کنون یک نکته قابل توجه داشته که گرچه اینها زمینه لازم را داشتند، اما تبدیل به داعش نشدند بهخاطر این که در نهایت خود را به دیدگاه ولی فقیه متعهد نشان دادهاند. پیش از این مجموعههای افراطی آسیب جدی به مردم نزدند، اما واقعا در شرایط فعلی گویا مسیر خود را از آنکه در نظرات رهبری متوقف شوند تغییر دادهاند و دیگر نظرات رهبری نقطه توقف آنها نیست. حجتالاسلام محمدعلی ابطحی به «آرمان ملی» گفت: اگر به این مسیر ادامه بدهند و روی نظرات رهبری توقف کنند که مشکلی نیست ولی اگر واقعا از نظرات رهبری عدول کنند که پیشبینی من این است که احتمالا چنین اتفاقی خواهد افتاد، طبیعتاً با نوع جدیدی از یک گروه سیاسی روبهرو خواهیم شد که شباهت زیادی به جریانهایی مانند سازمان مجاهدین خلق خواهد داشت و در این صورت تردید نیست که حاکمیت نیز با آنها برخوردی شبیه به همان مواجهه با مجاهدین خلق خواهد کرد. عضو مجمع روحانیون مبارز در خصوص تخریب مسئولان از سوی تتندروها بیان کرد: به نظر میآید این تخریبها در قالب جریانی سازماندهی شده است و از قبل هم سازماندهی شده بود. سازماندهی هم به دلیل این بود که یک عده افراطی که در مدیریت حاکمیت بودند، اما الان تصمیم عوض شده، هم در سطح رهبری و هم در سطح مدیرانی که برای کشور تصمیم میگیرند، جاده تندروی پیچیده، اما تندروها هنوز متوجه نشدهاند که جاده پیچیده است و بر اساس همان تنظیمات سازمانیافته کار میکنند، اما این سازمان یافتگی به معنای این نیست که مورد حمایت مدیران و مسئولان رسمی کشور قرار دارند. رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات در خصوص نوع برخورد با این جریانات تصریح کرد: مهمترین نوع برخورد این است که نگاه مسئولان به اینها نباشد که بخواهند پاسخ آنها را بدهند. نگاه مدیران کشور اگر به جای این جمع اندک به کلیت مردم و نیازهای مردم باشد اینها خودشان به انزوا میروند ولی وقتی که هر روز میبینند که مدیران کشوری فقط میخواهند پاسخ آنها را بدهند، جسارتشان بیشتر میشود و تلاش میکنند که مشکلآفرینی کنند.