مسألهای که به واکنشهای مختلف در بین برخی از مسئولان و همچنین کارشناسان منتهی شده است و همین موضوع، بار دیگر گمانهزنیها درباره مسیر آینده سیاست سوخت در کشور را تشدید کرده است. از یکسو، موافقان این تصمیم بر این باورند که در شرایط فعلی، با توجه به محدودیتهای ناشی از جنگ، فشار بر زنجیره تأمین و تداوم ناترازی بنزین، دولت ناگزیر است برای مدیریت مصرف و کاهش فشار بر نظام توزیع، به سمت اصلاح قیمت برود. از سوی دیگر، منتقدان میگویند بنزین در اقتصاد ایران تنها یک کالای مصرفی نیست، بلکه تغییر قیمت آن بهسرعت به سایر بخشها سرایت میکند و میتواند موج تازهای از تورم، افزایش هزینه حملونقل و فشار مضاعف بر معیشت خانوارها ایجاد کند. به گفته این افراد افزایش قیمت پنج هزار تومانی احتمالاً درآمد آنچنانی برای دولت به همراه نخواهد آورد اظهارات مصطفی نخعی، نماینده مجلس، بهعنوان یکی از صریحترین واکنشها به این تصمیم، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا افزایش قیمت، بدون بستههای مکمل و اصلاحات ساختاری، اساساً میتواند راهحلی پایدار برای بحران بنزین باشد یا نه.
*مخالفت با گرانی بنزین
در جلسه وبیناری مجلس در پاسخ به تذکرحسینعلی حاجی دلیگانی نماینده شاهین شهر در مورد قیمت بنزین، علی نیکزاد گفت: جلسهای با آقای پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه داشتیم؛ ایشان درباره بنزین گفت که ۲ راه بیشتر وجود ندارد؛ یا سهمیه بنزین جابهجا شود یا اینکه قیمت افزایش پیدا کند. وی با بیان اینکه دولت موضوع بنزین را به آقای پورمحمدی محول کرده، گفت: طبق توضیحات آقای پورمحمدی افزایش قیمت بنزین منتفی است و جابهجایی سهمیه انجام میشود. در همین راستا مصطفی نخعی، عضو کمیسیون انرژی مجلس در گفتوگو با «آرمان ملی»، ضمن اشاره به مخالفت بخش قابل توجهی از نمایندگان مجلس با افزایش قیمت بنزین، گفت: موضوع ناترازی سوخت، مسئلهای واقعی و انکارناپذیر است، اما حل آن تنها از مسیر گرانسازی ممکن نیست. او میگوید حتی پیش از تشدید شرایط ناشی از جنگ هم کشور با ناترازی بنزین مواجه بوده و حالا این وضعیت پیچیدهتر شده است، اما تصور دولت این بوده که با افزایش نرخ سوم میتواند بخشی از تبعات سختی تأمین و مدیریت بنزین را مهار کند. در حالی که این مسئلهای چندوجهی است، چراکه مصرف سوخت فقط تابع قیمت نیست و به مجموعهای از عوامل مانند کیفیت خودروها، وضعیت حملونقل عمومی، الگوی سفر، فاصله محل کار و سکونت، و حتی فرهنگ استفاده از خودرو شخصی وابسته است.
*افزایش قیمت بیتاثیر
او با یادآوری تجربههای گذشته افزود: افزایش قیمتهای قبلی نیز نتوانسته تأثیر معناداری بر مدیریت مصرف بگذارد و در مقابل، بیشتر به التهاب اجتماعی و روانی منجر شده است. نرخ سوم ۵ هزار تومانی هم اثر چشمگیری بر کاهش مصرف نداشت و بعید است افزایش آن به ۱۰ هزار تومان نیز بهتنهایی بتواند الگوی مصرف را اصلاح کند. این تصمیم در جامعه تنها یک پیام روانی منفی تولید میکند و به مردم این امر را انتقال میدهد که دولت در آستانه یک دور تازه از گرانسازی قرار گرفته و این سیگنال میتواند انتظارات تورمی را تحریک کند. او هشدار میدهد که در اقتصادی که همین حالا نیز با فشارهای سنگین تورمی روبهروست، افزایش قیمت بنزین تنها به سوخت محدود نمیماند و بهسرعت بر قیمت کالاها و خدمات دیگر هم اثر میگذارد؛ در نتیجه، بهجای کنترل بحران، میتواند دامنه آن را گستردهتر کند.
مدیریت مصرف سوخت
این نماینده مجلس تأکید میکند: اگر هدف، مدیریت مصرف و کاهش فشار بر بنزین است، دولت باید بهجای تمرکز صرف بر قیمت، سراغ راهکارهای ساختاریتر برود. توسعه حملونقل عمومی را یکی از مهمترین این راهها است. تا زمانی که اتوبوس، مترو و سایر وسایل حملونقل عمومی به اندازه کافی در دسترس و کارآمد نباشند، نمیتوان از مردم انتظار داشت که مصرف خودروی شخصی را بهسادگی کنار بگذارند. نخعی همچنین به ضرورت متنوعسازی سبد سوخت اشاره و بیان کرد: حرکت به سمت خودروهای برقی، توسعه استفاده از CNG، LPG و سوختهای جایگزین میتواند این معضل را حل کند، اما تمرکز بر یک ابزار واحد، یعنی افزایش قیمت بنزین، نشاندهنده فقدان یک برنامه جامع برای مدیریت انرژی در کشور است.
زمانبندی نادرست
نخعی در باره زمان اجرای این طرح گفت: زمانبندی این تصمیم نیز درست نیست، هرچند که ما قبلاً هم بحران ناترازی بنزین را داشتهایم و شاید شرایط جنگ و محاصره اقتصادی را داریم، اما اکنون وقت مناسبی برای اجرای چنین سیاستی نیست. او معتقد است؛ شرایطی که فشار معیشتی بر خانوارها بالاست و قدرت خرید مردم کاهش یافته، هرگونه افزایش قیمت سوخت بدون پیشبینی سازوکار جبرانی، بار مضاعفی بر دوش جامعه میگذارد. او با اشاره به اینکه ما بدون اینکه چیزی در جیب مردم بگذاریم، دوباره داریم از جیب مردم برمیداریم، تاکید کرد: افزایش قیمت بنزین فقط مربوط به گرانی بنزین نمیشود، بلکه مسألهای است که بر همه بخشها تاثیرگذار است و حتی اگر رقم افزایش قیمت بنزین آنقدرها زیاد نباشد، تاثیرات روانی آن باعث موج گرانی و... میشود. از این رو، سیاستهای قیمتی باید همراه با ابزارهای حمایتی، کالابرگ، یارانه هدفمند یا راهکارهای جبرانی باشد؛ در غیر این صورت، بهجای اصلاح، به تشدید نارضایتی اجتماعی منجر میشود.
ضرورت توسعه حمل و نقل
نخعی توضیح داد: شیوهای که معمولاً در آن، سادهترین مسیر یعنی افزایش قیمت در اولویت قرار میگیرد، اما اصلاحات مکمل، از توسعه حملونقل عمومی گرفته تا بهبود بهرهوری خودروها و اصلاح الگوی مصرف، به حاشیه میرود. افزایش قیمت، اگرچه شاید در کوتاهمدت اثر محدودی بر رفتار مصرفکننده بگذارد، اما پس از مدتی دوباره الگوهای قبلی بازمیگردد و مشکل اصلی پابرجا میماند. در چنین شرایطی، بدون یک بسته سیاستی جامع، افزایش نرخ سوم بیش از آنکه راهحل باشد، یک مُسکن کوتاهمدت و در عین حال پرهزینه خواهد بود. او اضافه کرد: توجه به بُعد روانی تصمیم نیز مهم است، چراکه مردم وقتی میشنوند بنزین ۱۰ هزار تومان شده، ناخودآگاه همین نرخ نهایی را در ذهن خود مبنا قرار میدهند و این تصور، انتظارات تورمی را تشدید میکند. از سوی دیگر، وقتی سازوکار مشخصی برای جبران این فشار ارائه نشده باشد، جامعه افزایش قیمت سوخت را نه بهعنوان یک اصلاح اقتصادی، بلکه بهعنوان یک فشار تازه بر هزینه خانوارها تلقی میکند. همین امر میتواند به بیاعتمادی عمومی، بدبینی نسبت به سیاستگذاری اقتصادی و افزایش نگرانی نسبت به آینده معیشت منجر شود.
التهاب روانی جامعه
او ادامه داد: شیوهای که برای این مدیریت انتخاب شده، مشکل دارد. ناترازی بنزین واقعی است، اما پاسخ آن نباید فقط از مسیر گرانسازی بگذرد. اگر دولت بهدنبال مهار بحران سوخت است، باید همزمان به توسعه حملونقل عمومی، تنوعبخشی به سبد سوخت، ارتقای کیفیت خودروها، سیاستهای حمایتی و زمانبندی مناسب تصمیمها توجه کند. در غیر این صورت، افزایش نرخ سوم بنزین نهتنها مصرف را به شکل پایدار کاهش نمیدهد، بلکه میتواند به موج تازهای از فشار اقتصادی، التهاب روانی و افزایش تورم در جامعه منجر شود؛ موجی که در نهایت، بیش از آنکه به نفع دولت باشد، بار آن بر دوش مردم خواهد افتاد.