آمریکا همه شرکتهای هواپیمایی فعال ایران را تحریم کرده و به میدانهای هوایی و شرکتهای خارجی هشدار داده که از ارائه سوخت، خدمات میدان هوایی یا امکان فروش تیکت به این شرکتها خودداری کنند، در غیر آن دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا به خطر مواجه خواهد شد. تهدید آمریکا بلافاصله با واکنش مسئولان کشورمان مواجه شد. مهمترین واکنش سیاسی را محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نشان داد. او از کشورهای همسایه خواست وارد آنچه «ماجراجویی آمریکا» خواند نشوند و هشدار داد اگر کشوری در اجرای محدودیتهای آمریکا علیه پروازهای ایران همکاری کند، فرودگاههای آن کشور نیز ممکن است نتوانند پروازهای خود را به ایران انجام دهند. این موضع در واقع از سطح اعتراض به تحریم فراتر رفته و به تهدید به ایجاد هزینه متقابل برای کشورهای منطقه رسیده است. واکنش رضایی نشان میدهد که موضوع تا چه اندازه برای ایران جدی است.
۲۷ شرکت هواپیمایی
صرف نظر از ارتباط مسافری، بخش مهمی از احتیاجات اصلی کشور از مسیر هوایی تامین میشود و دراین مورد داروها و مواد اولیه لازم از این طریق تامین میشود. هرچند گستردگی کشور و تعدد همسایهها کار را برای محاصره کشور غیرممکن کرده و میتوان احتیاجات اصلی و مهم را از مرزهای زمینی تامین کرد، اما مساله زیادهخواهی آمریکاییها و ترسی است که در دل کشورهای همسایه انداختهاند و جلو همکاری آنها را گرفتهاند. در عین حال مجید اخوان سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری تاکید کرد که پروازهای خارجی متوقف نمیشود. اخوان موضع متفاوت و فنیتری گرفت و گفت قرار گرفتن ۲۷ شرکت هواپیمایی ایران در فهرست تحریم آمریکا به معنای توقف پروازهای خارجی ایران نیست. نماینده ایران در سازمان ملل این کار آمریکا را تروریسم اقتصادی نامید. وی در نامهای به آنتونیو گوترش و رئیس شورای امنیت تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی را تروریسم اقتصادی و مجازات جمعی و جنایت علیه بشریت نامید و آن را مغایر منشور سازمان ملل دانست. در این نامه تأکید شده که محدود شدن دسترسی به قطعات، تجهیزات، تعمیر و نگهداری و خدمات فنی میتواند ایمنی هواپیماهای غیرنظامی و جابهجایی مسافران را تحت تأثیر قرار دهد.
در ادامه محاصره دریایی
شاید تصور شود که موضوع در حد خرید هواپیمای جدید است، اما باید دانست که پروازهای خارجی به سوخت، قطعات، تعمیرات، بیمه و خدمات فرودگاهی و... نیاز دارد و آمریکا حتی مجوزهای قبلی مربوط به هواپیماهای ساخت آمریکا و تهیه قطعات مربوط را تعلیق کرده است. در تحریم اخیر حتی شرکتهای غیرایرانی هم هدف قرار میگیرد و این از جمله رفتارهای زشت آمریکاییها محسوب میشود. اگر یک شرکت خارجی به هواپیمای ایرانی سوخت، خدمات فرودگاهی یا خدمات مالی بدهد، ممکن است در معرض تحریم آمریکا قرار گیرد؛ بنابراین حتی کشوری که خودش رسماً پرواز ایرانی را ممنوع نکرده، ممکن است شرکتهایش از ترس تحریم آمریکا خدمات ندهند. همین مسئله اکنون موجب محدودیتهایی در مسیرهای منطقهای شده است. اگر نتوان راهی برای غلبه بر آن و رفع این محدودیت یافت، نتیجهای که به دست میآید کوچک شدن شبکه پرواز ایران خواهد بود و اثر اصلی این تحریمها، ایجاد نوعی انزوای لجستیکی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران ممکن است همچنان هواپیما داشته باشد و حتی پرواز داخلی برقرار باشد، اما ارتباط هوایی مستقیم با کشورهای دیگر بهشدت محدود شود. برخی گزارشها همین حالا از سوق یافتن مسافران به مسیرهای زمینی و دشوارتر شدن سفر خارجی خبر میدهند.
هدف نهایی آمریکا
تردید نیست که یکی از اهداف تحریم جدید آسیب جدی به منافع ایرانیها خواهد بود. تحریم شرکتهای هواپیمایی ایران از سوی آمریکا در قالب برنامه جدید آمریکاست که از آن با عنوان خفه کردن اقتصاد ایران و با هدف سرنگونی یاد میکند. برخلاف قبل که برنامه اتمی یا موشکی یا حقوق بشری یا جنگ روسیه - اوکراین، دلیل تحریم اعلام میشد این بار، اما هدف، نابود کردن همه ارتباطات خارجی اقتصاد ایران است و از این نظر میتوان تحریم هوایی را در ادامه محاصره دریایی قلمداد کرد. آمریکا از ۲۳ تیر ماه گذشته، محاصره دریایی علیه بنادر جنوب ایران اعمال کرده است. در این برنامه، نیروی دریایی آمریکا مانع از رفت و آمد کشتیها به سمت بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان شدهاند. محاصره دریایی ادامه دارد. حالا آمریکا در گام دوم تلاش میکند محاصره هوایی نیز علیه ایران اعمال کند تا رفت و آمد پروازها به سمت ایران به طور کامل متوقف شود. با این حال روشن است که هدف اعلامشده واشنگتن فقط زمینگیر کردن هواپیماهای مسافربری نیست؛ آمریکا میخواهد یکی از مسیرهای باقیمانده اتصال ایران به اقتصاد بینالمللی را هم محدود کند. وزارت خزانهداری آمریکا صراحتاً کل بخش هوانوردی را در چارچوب سیاست جدید خود قرار داده و مدعی است برخی شرکتهای هواپیمایی ایران در انتقال نیرو، سلاح و محمولههای غیرقانونی نقش دارند.