گویی اینکه از اینگونه اقدامات منتفع میشوند که حتی با بیانیه اخیر رهبر انقلاب در حمایت از مسئولان نیز باز هم به روال سابق به تخریب ادامه داده و میدهند. در همین راستا برای بررسی تخریبها علیه دولت و مسئولان «آرمان ملی» با غلامرضا ظریفیان فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو مجمع ایثارگران اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* برخوردهای اخیر با دولت از تریبونهای مختلف را چگونه ارزیابی میکنید؟
برخوردها با دولت را بر پایه چند اصل میتوان تحلیل کرد. نخست افراد دلسوزی که از تلاشها و زحمتهای دولت خبر ندارند یا تلاش نمیکنند که خبردار شوند. دولت در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه انصافا با توجه به حجم حملاتی که به ایران شد دولت با تلاشی که کرد اگر این اتفاق در خیلی از کشورهای دیگر میافتاد مردم از همان روز اول به مراکز خرید هجوم میآوردند در حالی که در جنگ ۴۰ روزه در روز اول ۲۰ درصد خرید مردم افزایش پیدا کرد، روز دوم این خرید مثل روزهای قبل از حمله شد و روز سوم خریدهای مردم تا حدی کم و احساس اطمینان در جامعه ایجاد شد. بنابر این میتوان گفت بخشی از مخالفان افرادی هستند که اطلاعی از امور ندارند و طبیعتا گاهی اوقات انتقاد میکنند. اما واقعیت امر کسانی که حمله و هجوم به دولت را شروع کردند کسانی هستند که سابقه و نوعی علامت با خود در دولتهای مختلف به همراه داشتهاند جریانهایی میتوان آنها را به دو بخش تقسیم کرد. یکی بخشی که اساساً از نظر ذهنی و فکری و اساساً بنیادهای حکمرانی را در ستیز میبیند و معتقد است ما یک نظامی هستیم که باید با بخش مهمی از جهان همواره در ستیز عملی باشیم. طبیعتا ستیز اقتضائات، نیازها، ظرفیتها و بسترهایی را دارد ولی این نگاه معتقد است که جهان جدید در ستیز دائمی با جهان پیراتمون آغاز میشود و ما بدون ملاحظات، توجه و مصلحتهای لازم حتی اگر آسیبهای بنیادین و اساسی ببینیم باید این ستیز را ادامه دهیم و هر کسی که این اندیشه را مورد نقد قرار دهد و تلاش کند جامعه را به سمت نوعی آرامش و تشنجزدایی ببرد آن را به مرعوب شدن، فریب خوردن و حتی تعابیر بسیار موهنی، چون نفاق، جاسوس و ستون پنجم متهم میکند.
*بیانیه اخیر رهبری عملا در حمایت از مسئولان و تقویت انسجام ملی بود؛ چرا جریانی خاص حتی از بیانیه رهبری نیز عبور کرده و منویات خود را پیش میبرد؟
در بیانیهای که رهبری در ارتباط با وحدت منتشر کردند به یک نکته کلیدی اشاره کردند که خیلی وقتها این دست اقدامات نوعی ستم بر افراد دلسوخته است که اثر وضعی دارد. بخشی از تندروها معتقدند باید یک ستیز همیشگی را فرارو قرار داد که این نشان میدهد فهم و درکی از دین، مقتضیات زمان و شیوههای نظام جمهوری اسلامی در دوره رهبری رهبری شهید نداشته است. عزت، حکمت و مصلحت همواره یک تابلوی جدی بوده است، چراکه عزت بدون حکمت قطعاً آثار بسیار خطرناک و حکمت بدون مصلحت عوارض سنگینی را ایجاد کرد. در برخی از موارد ما از این افراد شاهد بودیم که چگونه بدون توجه به مصالح نظام سفارتخانهای را اشغال کردند و چه اظهاراتی داشتند که با عواقب و آثاری همراه بوده است. اظهاراتی که اساسا امکان عمل کردن به آن نیست ولی برای دشمنان ما در جهت آسیب زدن به کشور ظرفیت ایجاد میکند.
*به طور کلی جریان و خاص و تندرو از اینگونه اقدامات وحدت شکن و اختلاف آمیز چه اهدافی را دنبال میکند؟
بخشی از این افراد که عمدتا در اقلیت هستند و از دو گروهی که گفته شد متفاوند ولی منفعتشان در این نوع رفتارها و گفتارها است و به کاسبان تحریم مشهورند و در بهم ریختگیها و آسیبها سودهای کلان میکنند. قیمت دلار بالا میرود، کالاهایی احتکار میشود یا مسیرهای به دست آوردن درآمد برای کشور سخت میشود؛ اما اینها بهترین سودها را میبرند. طبیعی است که اینها هیچ وقت نباید بگذارند جامعه به شرایط طبیعی برگردد. اینها بسیاری از دلسوزان از جمله دولت را متهم میکنند در حالی که ما شاهد بودیم هم در بیانات رهبری شهید و هم در سخنان رهبری کنونی که مکررا از دولت حمایت کردند و دفاع کردند. البته این بدان مفهوم نیست که دولت ضعف و اشکال ندارد و نباید نقد کرد. اما شاهدیم که رویکرد تندروها نقد نیست و بیشتر شالوده شکنی، تهمت و تلاش برای تضعیف دولت است که در شرایط جنگی چه خواسته و چه ناخواسته نوعی خیانت محسوب میشود. یک دولتی که با شرایط و امکانات مالی سخت تلاش میکند که جامعه به طور نسبی امنیت داشته باشد و مایحتاج به طور نسبی به دستش برسد تا نظم جامعه آسیب نبیند بنابراین میتوان تفکیک کرد و در عین حال باید مردم را نسبت به زیان و خطری که این جریان خطرناک دارد آگاه کرد. فریادها و حرفهای غیر منطقی این جریان گاهی اوقات از موشکهای دشمنان خطرناکتر است، چرا که انسجام ملی، وحدت جامعه و تابآوری مردم را هدف میگیرد.