اما جریان تندرو به جای اینکه بر مبنای صحبتهای رهبری انسجام ملی را تقویت کند به دنبال تخریب مسئولان و عملکردها در حوزههای مختلف است. در همین راستا برای بررسی عملکرد تندروها و تخریب مسئولان «آرمان ملی» با غلامعلی رجایی فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحرکات تندروها در کشور در مسیر تخریب انسجام ملی و مسئولان را چگونه ارزیابی میکنید؟
من معتقدم که باید این قضیه را کالبدشکافی کرد. یعنی جنس قضیه متفاوت ولی روح قضیه و هدفی که دنبال میشود واحد است؛ لذا یک رگه قوی از پایداری هم در مجلس هم در سطح خیابانها و میادین به این قبیل قضایا دامن میزند و الا رهبری که گفتند باید اتفاق نظر و اجماع باشد و صدای تفرقه شنیده نشود. هرچند که اگر رهبری هم نگویند بحث تک صدایی و یک صدایی در این شرایطی که آمریکا اسرائیل و بعضا بعضی از دول متخاصم با ما در حال جنگ هستند خلاف عقل سیاسی است. من نقش پایداریها را در این شرایط برجسته میدانم. بنا داشتند بعد از مرحوم رئیسی آقای جلیلی را به پاستور بفرستند، اما نتوانستند و شکست خوردند و دیگر هم پایداریها گزینهای جز جلیلی ندارند و اگر بخواهند شخص جدیدی هم مطرح کنند به خاطر مواضعشان استقبالی نخواهند داشت. اما قاعدتا برخی تریبونداران در میادین نمیتوانند آسیبهایی را که به کشور وارد شده بگویند، چون باید مردم را با با دلگرمی در صحنه نگاه دارند ولی همین رویکرد باعث میشود که در میادین حاضر شوند و به طورکلی نفی مذاکره کنند در حالی که رهبری اجازه مذاکره را صادر کرده است، اما اگر کسی مثل آقای قالیباف برای مذاکره برود به او حمله میکنند که چرا برای مذاکره با آمریکا رفته در حالی که این رفتارها تضعیف موضوع رهیری است. باید از نهادهای مربوطه جلوی شعارهای افراطگرایانه مثل رمی جمرات ظریف، روحانی و خاتمی گرفته شود تا وضعیت بهتر شود.
* القای شایعه استعفای رئیسجمهور از خارج و پیگیری آن از داخل را میتوان امتداد یک خط رسانهای همسو میان تندروها با جریان رسانهای خارجنشین دانست؟
من معتقدم این خط رسانهای منسجم نیست؛ اما همسو است. نکته اینجا است که از یک طرف نتانیاهو میگوید ادامه جنگ و از طرف دیگر در میدانهای ما نیز یک عده صحبت از ادامه جنگ میکنند. این همسویی بسیار روشن و آشکار است که نباید اتفاق بیفتد. مشکل عدم خاتمه جنگ نتانیاهو است که جنگطلب است؛ اما چرا در داخل برخی هماهنگ و همسو صحبت از آغاز مجدد جنگ میکنند؟ در حالی که جنگ اصلا به مصلحت کشور نیست. خود این قضیه باید تندروها را سر عقل بیاورد که از خود بپرسند چرا با مواضع نتانیاهو همسو هستند؟
* با وجود شرایط سخت اقتصادی دولت نهایت تلاش خود را برای حل مشکلات انجام میدهد؛ اما شاهدیم که برخی تندروها با دستاویز قرار دادن برخی مشکلات در شرایط جنگی دولت را ناکارآمد جلوه میدهند. این نوع اقدامات را چگونه میبینید؟
به نظر من در این قضیه دولت به تنهایی نمیتواند برخورد لازم را داشته باشد، چون یک طرف قضیه است. کسی مثل آقای ثابتی گفته دری به تخته خورد و پزشکیان به پاستور رفت، در حالی که اینگونه نبوده و پزشکیان در رقابتی نفسگیر ۵ نفر را شکست داده و با اجماع جریان اعتدال و اصلاحطلب به پاستور راه پیدا کرده است. این نگاه سطحی و تقلیلگرایانه است و به نظر من موجب توهین به جریانات سیاسی حامی رئیسجمهور است. به نظر من جریان پایداری در حال انتقامگیری از شکست خود از آقای پزشکیان و کسانی مثل آقای ظریف و روحانی است. اما الان برخورد با این جریان به مصلحت دولت نیست و در ضمن این جریان نصیحت پذیر هم نیست. به نظر میرسد رهبری نیز باید با تدبیر با اینها روبهرو شود و با پیامها و نکتههای لازم ترمز اینها در مخالفت با دولت کشیده شود.