در وهله اول مشکلات اقتصادی و معیشتی است که هر دولتی با شعار حل مشکلات اقتصادی روی کار آمده؛ اما در نهایت تنها جاییکه موفق نبوده در آن تحولی ایجاد کند و رضایتمندی مردم را در پی آورد همین حوزه اقتصاد و معیشت مردم بوده است. همه دولتها بلا استثنا در مسیر افزایش قیمت بنزین، افزایش قیمت ارز و کالاهای اساسی حرکت کردهاند و کمتر رئیسجمهوری بوده که در زمان دولت وی قیمتها رو به ارزانی رفته باشد. به همین جهت نیز جامعه همواره مطالبهگر مسائل و مشکلات خود بوده و دولتها نیز صرفا با وعدههای مختلف جامعه را پیش بردهاند؛ اما در عمل مشکلی از جامعه حل نشده و روند امور به نحو دیگری پیش رفته که مورد رضایت و مطالبه جامعه نبوده است. همین روال نیز باعث شد تا جامعه همواره از شرایط موجود خود ناراضی باشد و نسبت به اتفاقات رخ داده معترض باشد. نگاهی به اعتراضات چندین ساله گذشته نشان از همین روال دارد که جامعه ناراضی از شرایط خود؛ رو به اعتراض رفته و بهبود شرایط را در اعتراض به رویههای جاری دیده است. اعتراضات دیماه ۹۶ به جهت نارضایتیهای جامعه از شرایط اقتصادی صورت گرفت. اعتراضات آبان ماه ۹۸ برای افزایش قیمت بنزین بود که تا مدتها جامعه را ملتهب کرد. اعتراضات پاییز ۴۰۱ نیز به جهت مسائل اجتماعی بود که آن هم مدتها بهطول انجامید و کشور را درگیر کرد؛ لذا برآیندی از اعتراضات سالهای اخیر نشان میدهد که همه این اعتراضات به جهت برخی عملکردهای ناموفق و نادرست بوده که باعث بروز نارضایتیهایی در جامعه گردیده است. چه اینکه اگر دولتها و مجموعه حاکمیت در حوزههای مختلف عملکردهای قابل قبولی داشته باشند و خواسته یا ناخواسته بستر ایجاد نارضایتی در جامعه را ایجاد نکنند، جامعه نیز دلیلی برای اعتراض نخواهد داشت. در اعتراضات اخیر جامعه همین روال تکرار شده است. افزایش بیحد و حصر قیمت کالاهای اساسی که بهدنبال افزایش شدید نرخ ارز شکل گرفت و وضعیت معیشتی مردم را بغرنج کرد، باعث شده تا مردم به این شرایط معترض باشند و در پی پاسخ قانعکنندهای از سوی دولت و مجموعه حاکمیت باشند.
* گام دوم؛ پس از شنیدن!
«اعتراض مردم را به رسمیت میشناسیم» و «صدای اعتراض مردم شنیده شد»، و گزارههایی از این دست از سوی مسئولان در قوای مختلف مطرح شده و جملگی بر حقبودن اعتراض مردم تاکید کردهاند. حال، اما پرسش این است که گام دوم و یا گام بعد از شنیدن و به رسمیت شناختن اعتراضات جامعه چه میتواند باشد و دولت چه اقداماتی را بهعنوان گام دوم میتواند انجام دهد؟ پرواضح است که صرف شنیدن یا به رسمیت شناختن اعتراض جامعه کافی نیست و باید اقداماتی نیز در پی این امر صورت گیرد. اقداماتی از قبیل دلجویی از جامعه، تلاش برای حل بحران اقتصادی بهوجود آمده به واسطه افزایش لجامگسیخته قیمتها، گفتوگو با مردم در جهت اقناعسازی جامعه با ترسیم امید واقعی به آیندهای مطلوب و هر آنچه که میتواند از حجم نارضایتی جامعه بکاهد. واقعیت امر بر آن است که امروز جامعه از وضعیت ناراضی است و نسبت به آینده نگرانی دارد. افزایش بیرویه قیمتها؛ تبعیض و بیعدالتی، مفاسد اقتصادی، کلاهبرداری، رانت و اختلاسهایی که گاه و ناگاه از سوی دستگاه قضا کشف و اعلام میشود و... امروز جامعه را با نوعی سرخوردگی از عدم تغییر وضع موجود به سمت وضع مطلوب مواجه کرده و حداقل لازمه برونرفت از این شرایط ایجاد امید واقعی در مردم در جهت بهبود شرایط است و این امید نیز حاصل نخواهد شد مگر با اقدامات عملی و ایجاد میزانی از رضایتمندی در جامعه و پرهیز از هر اقدام، تصمیم و رفتاری که باعث بروز نارضایتی، خشم و دو دستگی در جامعه میشود.
* وفاق با مردم
یک فعال سیاسی اصولگرا در تحلیل شرایط فعلی جامعه و اقدامات عملی برای شنیدن صدای اعتراض جامعه اظهار داشت: زمانیکه جنگ ۱۲ روزه صورت گرفت شاهد یک همبستگی بسیار گستردهای در کشور بودیم و همه انتظار داشتند که پاداش این وحدت ملی که به مردم داده میشود تفاوتکردن برخی از سیاستهای کلی کشور باشد. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت:، اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و دوباره به تنظیمات کارخانه بازگشتیم. درست است که امروزه دغدغه و مشکل اصلی بسیاری از مردم مسائل اقتصادی است و با توجه به اینکه درصد بالایی از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند طبیعی است که یکی از دلایل نارضایتیهای مردم که حتی ممکن است به خشونت هم کشیده شود اقتصادی باشد که مساله مهمی هم هست. اما نکته اینجاست که بهنظرم جامعه دچار یک تحقیر است و احساس میکند به نحوی دچار سرخوردگی شده است. وی افزود: مثلا در داستان فیلترینگ؛ صیانت، انتصابات به مشاغل حساس و در اینگونه مسائل جامعه احساس میکند که مورد توهین واقع شده است. بدتر از این توهین نیز این است که عدهای میگویند که «آیا مشکل مردم کنسرت یا اینترنت است؛ مهم این است که مردم نان برای خوردن داشته باشند»، بله نان داشتن یک موضوع است و کرامت انسانی موضوع دیگری است. اگر مجموع دستگاههای سیستم حاکمیتی کشور قبول داشته باشند که شهروند کرامت دارد همه نیازهای او را همزمان با یکدیگر میبیند. یعنی نمیگوید که فعلا برای مردم اقتصاد مهم است، انتخابات یا ردصلاحیت مهم نیست. وی عنوان کرد: سیستم سیاسی باید به مردم اطمینان داده و زمان تعیین کند که ظرف ششماه آینده این کارها را خواهم کرد یا نخواهم کرد. باید جلوی مجموع رفتارهایی که واقعا باعث عصبانیت مردم شده، ایستاد. انتقادات زیادی به دولت آقای پزشکیان وارد است؛ اما اینکه صد و هفتاد نماینده بخواهند رئیسجمهوری را که در وسط جنگ قرار دارد برای سوال به مجلس بکشند، نشاندهنده بیسلیقگی مجلس است و این چیزها مردم را عصبانی میکند. مهاجری گفت: این درست است که عدهای از جمله نمایندگان مجلس دولت را میزنند، اما مقصر بخشی از این مساله خود آقای پزشکیان است و خود رئیسجمهور با طرحکردن مقولهای به نام وفاق عملا بهجای وفاق با ملت به وفاق با جریانات سیاسی پرداخت. بهجای اینکه مشکلات ملت را حل کند با جریانهای سیاسی معامله کرد. وی ابراز داشت: آقای پزشکیان بهجای اینکه امروز بگوید عدهای دولت را میزنند باید از همان یکسال و نیم پیش میگفت مردم من به سمت شما آمدهام تا مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را حل کنم. امروز که وفاق به نتیجه نرسیده، آقای پزشکیان به سمت مردم آمده که دیگر به سختی ممکن است نتیجه بدهد. البته شاید مردم حاضر باشند بازهم صبوری کنند. مهاجری تصریح کرد: راه اینکه مردم را ساکت کنیم، این است که به مردم وعده صادق بدهیم و اراده کنیم وعدهها عملی شود. پیش زمینه تحقق برخی وعدهها نیز این است که صداوسیما ملی باشد در حالیکه اینگونه نیست.