بستن
کد خبر: ۱۰۳۱۴۶۶

ساز ناکــوک جلیلی!

ساز ناکــوک جلیلی!
احمد بخشایش اردستانی تحلیلگر مسائل بین‌الملل
سعید جلیلی در نامه ۲۰۰ صفحه‌ای بعد از خروج رسمی ایران از برجام و افزایش سطح غنی سازی تا ۹۰ درصد به دنبال مذاکره مستقیم با آمریکاست. یعنی جلیلی رسما و عملاً خروج از برجام، افزایش سطح غنی‌سازی و رسیدن به نقطه گریز هسته‌ای را بهانه‌ای برای مذاکره با آمریکا می‌داند. پس از نگاه سعید جلیلی چیزی به نام مذاکره مستقیم با آمریکا یک «تابوی» سیاسی قلمداد نمی‌شود. در صورتی که روزنامه کیهان در هر شرایطی مذاکره مستقیم با آمریکا، چه توسط دولت روحانی، چه توسط دولت رئیسی یا هر دولت دیگری را یک تابوی سیاسی ابدی برای جمهوری اسلامی ایران می‌داند. به‌عنوان با آقای جلیلی در دوران تصدی ایشان بر دبیری شورای عالی امنیت ملی ارتباط داشتم. وی در سال‌های پایانی دولت احمدی‌نژاد مذاکرات عمان و گفت‌وگوی مستقیم با دولت اوباما را مدیریت می‌کرد. پس در کارنامه عملی آقای جلیلی هم مذاکره مستقیم با آمریکا دیده می‌شود. یعنی آقای جلیلی، هم از نظر تئوریک و نظری و هم از نظر عملی مذاکره مستقیم با آمریکا را یک تابو نمی‌داند. منتهی نکاتی که ایشان برای رسیدن به مذاکره مستقیم با آمریکا مطرح می‌کنند از اساس غلط است. چون اولاً ایالات متحده آمریکا زمانی که در غنی سازی ۶۰ درصدی امتیازات مدنظر ایران را در خصوص لغو کامل تحریم‌ها و تضمین برای عدم خروج مجدد از برجام نداده است بی‌شک در زمان دستیابی ایران به غنی سازی ۹۰ درصدی هم این امتیازات را نخواهد داد. مسکو و پکن در ادوار مختلف به روشنی ثابت کردند که نمی‌توانند در برهه‌های حساس حمایت جدی از تهران داشته باشند. لذا دلخوش کردن امثال آقای جلیلی به حمایت روسیه و چین، ذیل انعقاد سند جامع همکاری‌های راهبردی با این دو کشور یا هر دلیل دیگری نمی‌تواند محلی از اعراب داشته باشد. در ضمن حتی اگر در یک سناریوی خوشبینانه این تصور را داشته باشیم که روسیه و چین به دنبال حمایت از ایران در صورت کشیده شدن پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران به شورای امنیت باشند عملاً کاری از دست این دو کشور بر نخواهد آمد. اگر ایران به سمت غنی‌سازی ۹۰ درصد و رسیدن به نقطه گریز هسته‌ای پیش رود بی‌شک به کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان به عنوان اعضای رسمی برجام توانایی فعال کردن مکانیسم ماشه و بازگرداندن اتوماتیک تمام تحریم‌ها و قطعنامه‌های شورای امنیت را دارند. در این بین بنا به مفاد برجام چیزی به نام وتوی چین و روسیه کارایی ندارد. نباید فراموش کنیم که طی این چهار دهه چه تعداد از دانشمندان و نخبگان هسته‌ای کشور توسط رژیم صهیونیستی با همکاری و حمایت دیگر سرویس‌های جاسوسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به شهادت رسیدند. چقدر شاهد تحمل تحریم توسط مردم بوده و هستیم. اگر ما سال‌هاست متحمل تحریم و فشار اقتصادی هستیم پس این توان کی باید به داد ما برسد؟ نباید فراموش کنیم که در سایه این تحریم‌ها چند میلیارد دلار به اقتصاد ایران ضربه وارد شد، معیشت مردم تحت تاثیر قرار گرفت، سفره ایرانی‌ها کوچک و کوچک‌تر شد، بیماران سرطانی، پروانه‌ای و بیماران خاص دیگر به کام مرگ رفتند و...؛ پس جا دارد به این همه فشار صرفا برای اینکه ایران به دنبال دانش و توان صلح‌آمیز هسته‌ای است پاسخ دهیم تا حداقل یک توازن بخشی را در برابر این همه هزینه و فشار طی همه این سال‌ها ایجاد کنیم. اما اگر ایران بنا به توصیه رهبری از اساس به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست بهتر است با آمریکا مذاکره مستقیم بکند تا همه تحریم‌ها لغو شود. اینکه آقای جلیلی عنوان می‌کند ما باید از برجام خارج شویم و بعد به سمت غنی سازی ۹۰ درصد پیش رویم تا با آمریکا وارد گفت‌وگوی مستقیم با ایران شود زیر سوال می‌رود. اما در یک بُعد دیگر باید این مفروضات غلط اندر غلط آقای جلیلی را ارزیابی قرار داد و آنکه اساساً تقابل ایران و آمریکا مربوط به پرونده فعالیت‌های هسته‌ای نیست، بلکه توان موشکی و پهپادی، نفوذ منطقه‌ای و... نیز به این تقابل دامن زده است. پس حتی اگر آمریکا مذاکره مستقیمی با ایران در خصوص پرونده فعالیت‌های هسته‌ای داشته باشد و حتی این مذاکره مستقیم به یک توافق جدید، حتی بهتر از برجام هم ختم شود، نمی‌تواند به تنش و تخاصم چهار دهه‌ای تهران و واشنگتن را پایان دهد. اساساً نگاه صفر و صدی به روابط با آمریکا وجود دارد. عاشق مذاکره و گفت‌وگو با آمریکا نیستم. نقد، دغدغه من این بلاتکلیفی ایران با سیاست پادرهوای تقابل با آمریکاست. کسی مثل آقای جلیلی که با خروج از برجام و غنی سازی ۹۰ درصد به دنبال مذاکره مستقیم با آمریکا هستند به این سوال پاسخ دهد که بعد از مذاکره مستقیم با آمریکا و احتمال حصول توافقی، حتی بهتر از برجام تکلیف واشنگتن با توان موشکی و پهپادی و نفوذ منطقه‌ای تهران و حواشی حقوق بشری ما چه خواهد شد؟ آیا این مسائل در قالب برجام ۲، ۳، ۴ و... تکرار نمی‌شوند؟ مگر همین برجام ۲، ۳، ۴ و...
جزو خطوط قرمز نظام نبود؟ اگر اینها جزو خطوط قرمز است یقین داشته باشید این چالش و تقابل ایران و آمریکا ادامه پیدا خواهد کرد چون بی‌شک، چه دولت بایدن یا هر دولتی در آمریکا به توافق هسته‌ای بسنده نمی‌کند، همچنانی که دولت دونالد ترامپ با آن ۱۲ پیش شرط خود در حوزه هسته‌ای، دفاعی و منطقه‌ای به دنبال یک توافق بهتر بود، اما به دلیل عدم مذاکره در این خصوص شاهد از بین رفتن برجام بودیم. پس شک نکنید اگر این توافق طبق توصیه آقای جلیلی هم شکل بگیرد در ادامه با آمریکا، عربستان، اروپا و... مسائل دفاعی و منطقه ایران را هم پیگیری خواهند کرد. در ادامه اگر ایران دوباره مذاکره بر سر آنها را برای حصول برجام ۲، ۳، ۴ و... جزو خطوط قرمز خود بداند و بر سر آن مذاکره نکند دوباره توافق احتمالی مد نظر جلیلی هم از بین خواهد رفت. لذا در نهایت می‌بینید که مذاکره مستقیم ایران و آمریکا بر سر پرونده فعالیت‌های هسته‌ای تنها یک تکه از این پازل است. حتی اگر فردی به مراتب منعطف‌تر از بایدن مانند برنی سندرز هم رئیس‌جمهوری آمریکا شود باز آش همین آش است و کاسه همین کاسه. در آن سو طبق برخی اظهارنظرهای کسانی چون امیرعبداللهیان و شمخانی اکنون که دولت سیزدهم نیز به دنبال مذاکره مستقیم با آمریکاست. اما حتی اگر این مذاکره صورت گیرد دولت رئیسی در ادامه بی‌شک با چالش‌های متعددی در جریان مذاکرت و بعد از مذاکرت و حصول توافق احتمالی مواجه خواهد شد، همان گونه که دولت روحانی و دولت‌های قبلی یا آن مواجه شدند. لذا شرایط برای دولت رئیسی به‌گونه دیگری ادامه پیدا خواهد کرد که به معنای پایان چالش‌ها نیست. چون تنش و اختلافات با رویکردی دیگری ادامه پیدا خواهد کرد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی