بستن
کد خبر: ۱۰۲۹۲۶۸

تبدیل بورس کالا به ابزار نوین قیمت‌گذاری دولت

تبدیل بورس کالا 
به ابزار نوین قیمت‌گذاری دولت

آرمان‌ملی: در حالیکه دولت یکی از شعارهای خود را اجتناب از قیمت‌گذاری دستوری و استفاده از بورس عنوان کرده و براساس آخرین بخشنامه ابلاغ شده از سوی وزارت صمت تمامی محصولات فولادی برای شفاف‌سازی و تعیین قیمت باید از طریق بورس کالا عرضه شوند اما تعیین قیمت پایه شمش و محصولات زنجیره فولاد باعث شده تا انجمن تولیدکنندگان فولاد در نامه‌ای خواستار شفاف‌سازی در خصوص نحوه تعیین قیمت این محصولات شود موضوعی که در آن متولی صنعت فولاد کشور معتقد است بورس کالا به‌جای سازمانی مستقل به ابزار دولت برای تعیین قیمت‌ها تبدیل شده و در تعیین قیمت‌های پایه بقای شرکت‌های کوچک و متوسط و لزوم تداوم تولید آنها در نظر گرفته نشده است. براساس این گزارش انجمن تولیدکنندگتان فولاد در نامه‌ای به شرکت بورس کالا خواستار شفاف‌سازی در خصوص نحوه تعیین قیمت پایه شمش و محصولات فولادی، آهن اسفنجی، کنسانتره و گندله سنگ آهن شده است. در این نامه انجمن فولاد عنوان کرده: بورس کالا، «به‌لحاظ عدم اطلاع‌رسانی کارشناسی و در ‌شأن واحدهای تولیدی و همچنین عدم تعامل مناسب با تشکل‌های صنفی، یکی از تاریک‌ترین دوران خود را سپری می‌کند.« به‌نظر می‌رسد بورس کالا به‌جای اینکه سازمانی مستقل برای به‌هم‌رسانی و تعادل عرضه و تقاضا و کشف قیمت واقعی باشد، به ابزار دولت در قیمت‌گذاری دستوری نوین تبدیل شده است؟ در نامه انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران به بورس کالا آمده است: با عنایت به اینکه متاسفانه در رویکرد وزارت جدید صمت، جلسات مشورتی کمیته تخصصی فولاد با حضور بورس کالا و تشکل‌های صنفی برگزار نشده، خواهشمند است در راستای مواد ۲ و ۳ قانون بهبود محیط کسب‌وکار در جهت روشن‌شدن ابهامات فعلی در عملکرد بورس کالا نسبت به پاسخگویی سوالات مطرح شده اقدام شود. در ادامه این نامه انجمن فولاد با پرسش از بورس کالا می‌گوید: نحوه تعیین قیمت پایه شمش و محصولات فولادی، آهن اسفنجی، کنسانتره و گندله سنگ‌آهن چگونه است؟ چه مرجعی و متشکل از چه اشخاصی این قیمت‌ها را تایید کرده‌اند؟ از چه مراجعی در این خصوص مشورت گرفته می‌شود؟ همچنین آیا براساس مقررات بالادستی ناظر بر عرضه در بورس کالا، تعیین قیمت پایه در اختیار عرضه کننده نیست؟ در رویه فعلی بورس کالا، جایگاه عرضه کننده در تعیین قیمت پایه چگونه تعریف شده است؟ از سوی دیگر آیا در تعیین قیمت پایه شمش و محصولات فولادی، بقای شرکت‌های کوچک و متوسط و لزوم تداوم تولید آنها در نظر گرفته می‌شود یا صرفا آسان‌ترین راهکارها مبتنی بر قیمت‌های جهانی مدنظر قرار می‌گیرد؟ به‌طور مثال با کدام فرمول محاسباتی، یک تولیدکننده شمش می‌تواند با آهن اسفنجی حدود ۹ هزار تومانی، شمش ۱۲ هزار تومانی (کمتر از قیمت قراضه) عرضه کند؟ یا با چه استدلالی برای قیمت شمش و محصولات فولادی حداکثر قیمت پایه تعیین می‌شود اما هیچ حداقلی برای آن (با توجه به بهای تمام شده تولید عرضه‌کنندگان کوچکتر) تعیین نمی‌شود؟ ضمن آنکه ویژگی‌های فیزیکی و آنالیز شیمیایی استاندارد (و یا توافق شده) برای هر محصول از زنجیره فولاد چگونه و بر چه اساسی تعیین می‌شود؟ در پایان ضمن ابراز تاسف از اینکه رویکرد مثبت و تعاملی آن شرکت در طول سال‌های متمادی فعالیت، در طی یکسال اخیر جای خود را به کم‌توجهی به نظرات بخش خصوصی و عدم مشورت مستمر با تشکل‌ها داده است، آورده: پیامدهای این کم‌توجهی از طریق تعیین غیرشفاف و غیرمنصفانه فرمول قیمت‌های پایه و تغییرات مستمر آن، عدم به‌روزرسانی و انعطاف لازم در مقررات بورس کالا در خصوص تضامین، تسویه و... با وجود گسترده‌تر شدن فعالیت‌های آن و توجه‌نکردن به تنوع روش‌های تولید و تجارت در شرکت‌های مختلف برای عرضه و معامله در بورس کالا به وضوح قابل مشاهده است و موجب نارضایتی بخش خصوصی از عملکرد بورس کالا شده است، خواهشمند است ضمن پاسخ به سوالات فوق، صراحتا مشخص کنید که آیا بورس کالا مقرر است سازمانی مستقل برای به هم‌رسانی و تعادل عرضه و تقاضا و کشف قیمت واقعی باشد یا ابزار دولت در قیمت‌گذاری دستوری نوین؟ و یا اساسا قرار است بورس کالا نقش سیاست‌گذار در تنظیم بازار فولاد را ایفا کند؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی