ادامه از صفحه یک/که هرگونه قدمی برای رفع تحریمها، موجب رونق شده و هرگونه اقدامی در جهت افزایش تحریمها چه در دولت اوباما و چه در دولتهای ترامپ و بایدن تاثیراتش را در اقتصاد کشور برجای گذاشته و شاهد بودیم. قطعا هیچکس نمیتواند انکار کند که وضعیت اقتصادی امروز کشور و دلار بالای 30 هزار تومان نتیجه تحریمهاست. آنچه مبرهن و آشکار است اینکه اقتصاد ایران به شدت سیاستزده است. یعنی منطق اقتصادی ایران به شدت به مسائل سیاسی هم داخل کشور و هم خارج کشور وابسته است و هرگونه تحول و رویدادی در داخل و خارج کشور در فرآیند اقتصادی کشور اثرگذار است. نه ایران بلکه کل جهان به نوعی اقتصادشان به مسائل داخلی و بینالمللی گره خورده است ولی دیگر اقتصادها با توجه به مبادلات اقتصادی و تجاری و تحریمهایی که متوجهشان نیست، منطق اقتصادی محکمتری درباره فعالیت و نوسانات اقتصادی دارند. ولی جمهوری اسلامی ایران با توجه به تحریمهای بلندمدتی که طی چند دهه گذشته بهخصوص در یک دهه گذشته با آن مواجه بوده، اقتصادش به شدت وابسته است. کسری بودجه دولت در نتیجه این موضوع بهوجود میآید که دولت نمیتواند به درآمدهای ارزی خودش دست پیدا کند. وقتی
نتوانیم نفت بفروشیم یا نفت را زیر قیمت میفروشیم، نمیتوانیم به آن درآمدها دسترسی داشته باشیم و با کسری مواجه میشویم. وقتی درآمدها تحقق پیدا نمیکند، اثر آن در بازار نمایان میشود و مجموع دلاری هم که در ذخایر خود دارد را باید بفروشد تا بتواند درآمد خود را بهدست آورد. افزایش دلار میتواند در نتیجه سیاستهای بانک مرکزی باشد یا در نتیجه رویدادها و تحولات عدم تحقق درآمدهای ارزی بهدست آید. مهم این است که اگر دولت هم دست به افزایش قیمت دلار به منظور جبران کسری بودجه خود میزند آنهم در نتیجه تحریمها وعدم تحقق درآمدهای ارزی است. اگر دولت هم بخواهد وضعیت کسری بودجه را بهبود بخشد، قطعا با عدم رفع تحریمها گشایشی ایجاد نخواهد شد وبه نظر میرسد اولویت سیاسی و اقتصادی وامنیتی کشور در شرایط امروز چیزی جز رفع تحریمها نیست و این رفع تحریمها در پشت میز مذاکرات و رسیدن به یک مصالحه به دست میآید.