آیتا... هاشمی هرگز به خود حق ناامیدی نداد. کجا کسی سراغ دارد که از هاشمی شنیده باشد من دیگر امیدی به آینده ندارم؟. از دوران مبارزه و زندان و اعدام تا زمان جنگ و بیداد صدام و رفتن امام. بعد آنهم که کاملا روشن است. یک روز اصلاحطلبان او را زدند و روز دیگر اصولگرایان! همه میگفتند دوره هاشمی تمام شده. ولی تمام نشد که نشد!. واقعا کدام سیاستمدار کهنهکاری را سراغ دارید که از یک آدم نورسیده در انتخاباتی شکست بخورد و بازهم در میدان بماند؟. اگر به امروزیها بود که هاشمی باید همان سال ۸۴، از ناامیدی دق میکرد؟. ولی چرا دوباره ایستاد تا سالها بعد دوباره جادو کند!. مینویسم «جادو» چون در انتخابات ۹۲ و ۹۴ کسی برای «هاشمی» فرش قرمز پهن نکرده بود؟!. اما هاشمی، جادو کرد!. جادوی هاشمی، جادوی امید بود. جادوی ایمان به مردم. پس خدا به حرکتش، برکت داد تا معجزهای در تیرهزار «ناامیدیها» رخ دهد. سال ۹۲، سال پیروزی روحانی نبود؛ چون اصلا قرار نبود، پیروز شود. بعضیها فکر میکنند امروز خیلی اوضاع بدتر است. زهی تاسف!. آنروز دولت مستقر، دولت احمدینژاد بود و نه برجامی وجود داشت و نه آیندهای. ردصلاحیت آیتا... هاشمی هم خبر از ناامیدی کامل میداد. بزرگ اصلاحات هم پیغام داده بود. چه خوشخیال هستند آنها که فکر میکنند روحانی میتواند رئیسجمهور شود!. جایی که هاشمی را نمیگذارند، روحانی را بگذارند!. خیلیها هم البته با ایشان هم نظر بودند. ولی «امید هاشمی» چیز دیگری میگفت؛ امیدی که در شبهای سیاه زندان شاه در دلش تابید و تا لحظه آخر حیات در جانش ماند. اگر هاشمی به مردم قول داد؛ من باشم یا نباشم، فردا از آن شماست، شعار نداد. عصاره وجودش را به یادگار گذاشت؛ چون میدانست هیچکس حریف «امید مردم» نمیشود. امروز در غیاب هاشمی، همه تیرها به سمت امید مردم رفته. زدن روحانی و ظریف در تمام این سالها بهانه بود. هدف اصلی، شکار «امید مردم» بود. راه ندادن لاریجانی و جهانگیری و محسن هاشمی به انتخابات ریاستجمهوری هم همینطور. موضوع آمدن این و آن نبود. موضوع بستن پنجره امید ملت بود؛ پنجرهای که هاشمی سال ۹۲، آن را به بهای بسیار سنگینی باز کرد. حال سوالم از خواصی که این روزها مکرر بر طبل «ناامیدی» میکوبند و عبارات ما «نماینده نداریم» و«از هیچکس حمایت نمیکنیم» ورد زبانشان شده این است که مگر آبروی سیاسی آیتا... هاشمی کمتر از لاریجانی و جهانگیری و... میارزید که آن را در طبق اخلاص تقدیم حفظ امید مردم کرد؟. این چه حق ناامیدی است که شما به خود دادهاید ولی آن پیرمرد ۸۰ ساله به خود نداد؟. فردا روزی که او را دیدید چه جوابی برایش دارید؟. میگویید راهمان ندادند و تکلیف از ما ساقط شد؟ همین!. آقایان آیتا... هاشمی بیجهت هاشمی نشد؛ وگرنه او هم باید در انتخابات ۹۲ مثل برخی امروزیها میگفت نمایندهای درانتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ ندارم و خلاص. اما او راه بسیار دشوارتر و حتی ناممکنی را انتخاب کرد و عاقبتش را هم دید. عاقبت هاشمی، عاقبت مبارز و سیاستمداری کهنهکاری بود که هرگز حق ناامیدی به خود نداد!. آقایان؛ امروز وقت ناامیدی نیست؛ وقت تکرار مرام هاشمی است.