کلا غيبت کردن کار بسيار جذاب و هيجانانگيزي است. البته در همين ابتدا صحبتهايم بايد خاطرنشان کنم که لذتي که در غيبت شنيدن است در خود غيبت کردن نيست.
غيبت کردن به شما انرژي مضاعف و انگيزه براي ادامه مسير زندگي ميدهد و سرپوش مناسبي است براي تمام عقبافتادگيهاي شما و البته برتري اخلاقي و رفتاري شما نسبت به بقيه آدمها.
البته اين فعل شريف ابزار مناسب خودش را ميخواهد که قديمترها عبارت بود از دو کيلو سبزيخوردن يا ورق زدن آلبومهاي قديمي و در صورت نبود هيچکدام نهايتا با يک درد دل کوچولو شروع ميشد.
اما خوب خداروشکر اين روزها به لطف تکنولوژي اسبابش متنوعتر شده است و با جملاتي اينچنيني شروع ميشود: که آره ديدي فلاني رفته فلانجا استوري گذاشته ميدونستي مال خودشون نيست يا فلاني عکس گذاشته با فلاني و رل زده و گفته اين است تمام هستي من، يجوري که حالا ما انگار تمام هستيهاي قبليشرو نميشناسيم والا اسکرين شاتهاش هست هنوز تو گوشيمون.
تو اين مسير رفيق پايه ابزار خيلي مهمي محسوب ميشود که در اين مورد هميشه يک پايه دوست خيلي بهتر از يک پايه غريبهست، آقايان هم گزينه خوبي نيستند چون معمولا آقايون اين مدلي هستند که بعد از کلي حرف زدن در نهايت ميگويند:
«آهان، عجب» و اين رو هم اضافه کنم که وقتي غيبت ميکني خيلي احساس نزديکي و خوب بودن با رفيق پايهتان پيدا ميکنيد که اين به رفاقت شما عمق ميدهد.
خلاصه که ما فقط تو غيبت کردن توليد محتوا ميکنيم و اصلا جاج نميکنيم و خوب اين رو هم بايد اضافه کنم که غيبت کردن خيلي بهتره تا اينکه طرف را مسخره کنيد و بگيد خب ما تو روش هم ميگيم.
و در آخر يک نصيحت دوستانه اينکه؛ اگر بنا داشتين تا در فضاي مجازي با دوستتان غيبت کنيد، چند بار اسم طرف مقابل را چک کنيد که اتفاقي براي سوژه مورد غيبت نفرستيد چون ديگر نمکي ندارد جز قهر و آشتي.