بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۰۸۶

شوراي رقابت با مردم

شوراي رقابت با مردم
فریور خراباتی

امروز رفتم آرايشگاه اما در را باز نکردم و کرکره را پشت سرم پايين کشيدم تا کسي وارد نشود.چون تا اطلاع ثانوي و به خاطر کرونا همه‌جا تعطيل است.يعني اميدوارم که تعطيل باشد.چون کرونا دارد از سر و کوله‌مان بدجور بالا مي‌رود.داشتم تلويزيون تماشا مي‌کردم که صداي چند نفر از پشت در‌آمد. صداي ناشناس: باز کن در رو! هيچ راه فراري نداري! دستاتو بذار روي سرت و بيا بيرون! محاصره‌اي داداش!

در را که باز کردم رئيس شوراي رقابت لبخند زنان پريد داخل آرايشگاه و گفت؛

رئيس شوراي رقابت: جيري جيرين جين جين جين! من اومدم...

من: اين کارا چيه مرد حسابي؟ آرايشگاه تعطيله ديگه!

رئيس شوراي رقابت: بيا برو بابا.اصلاح لازمم من... تازه کرونام ندارم.

من: چرا اون‌وقت؟

رئيس شوراي رقابت: چون علائمشو ندارم قشنگ جان.

من: شايد علائمشو نداري اما ناقلي!

رئيس شوراي رقابت: آهان... خب ولش کن! زود اصلاحم کن تا برم!

من: چه مدلي بزنم؟

رئيس شوراي رقابت: هرچي عشقته!

سپس با لبخند اطراف را نگاه کرد و گفت؛

رئيس شوراي رقابت: خودروسازان براي افزايش قيمت در سه ماهه پاييز مجوز گرفتند!

من: يعني قبلش مجوز نمي‌گرفتن؟ رئيس شوراي رقابت: نه ديگه.ما يه کارگروه ريز تشکيل داديم و گفتيم شوراي رقابت مگه هويجه؟ مگه شلغمه؟ مگه خياره که قيمت‌ها بدون نظارت ما بالا برن؟ من: خب؟ رئيس شوراي رقابت: اين شد که تصميم گرفتيم حالا که قيمت‌ها همين‌جوري ميرن بالا، تحت نظرت ما برن بالا! من: زحمت شد... پشت موتون رو تيغ بزنم يا با ماشين کوتاه کنم؟

رئيس شوراي رقابت: تيغ زدن که کار ماست، ماشينم که دست ماست! قاه قاه قاه!

من: عجب... راستي من يه سوالي داشتم قربان! رئيس شوراي رقابت: جونم؟

من: شوراي رقابت با کي دقيقا رقابت مي‌کنه؟

رئيس شوراي رقابت: با مردم ديگه... با تو، با شما، با آنها!

من: آخه اين چه کاريه؟ رئيس شوراي رقابت دست کرد از جيب کتش تلفن‌همراهش را بيرون آورد، يک ويدئو نشانم داد که مردم توي صف بودند. رئيس شوراي رقابت: عزيزم اين يه دوربين مخفيه که دارن به ملت ماشين بدون در و ترمز مي‌فروشن، تو جاي ما بودي چه‌کار مي‌کردي؟ انصافا حق داشت! اصلاحش که تمام شد، رئيس شوراي رقابت بشکن‌زنان از آرايشگاه خارج شد و پشت سرش يک مرغ يخ‌زده وارد آرايشگاه شد! من: امرتون؟ مرغ اصلاح نمي‌کنيم! مرغ يخ‌زده: اصلاح نمي‌خوام، يه چند مي‌تونم برم توي يخچالت تا وا نرم؟من: چطور؟ مرغ‌يخ‌زده: ببين مرغ الان شده کيلويي 30 تومن، ما چون يخ‌زاده و دولتي هستيم شديم 15 تومن! من: خب؟

در يخچال را باز کرد و مرغ داخل يخچال نشست.

مرغ يخ‌زده: تاريخ توليد ما به حدود يک‌سال پيش برمي‌گرده‌؛ وقتي مرغ حدودا 7 تومن بود و بدتر اينکه سه‌ماه ديگه هم منقضي مي‌شيم. اگه اسم اين کار ‎احتکار نيست پس چيه؟ سپس با عصبانيت در يخچال را بست و گرفت خوابيد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی