مسئوليت اقناع جامعه متوجه نهادهاي برگزارکننده انتخابات است. اگر نهادهاي مرتبط تجديدنظري در سياستهاي جاري خود کنند و شرايطي را فراهم آورند که مردم احساس کنند در وضعيت بهوجودآمده رايشان ميتواند مفيد و موثر باشد و امکان انتخاب حداکثري برايشان فراهم است زمينههاي تشويق و ترغيب بهوجود خواهد آمد. از طرفي بحث اجماع جريانات سياسي نيز به درون مجموعههاي خودشان بازميگردد و جريانات سياسي از جمله جريان اصلاحات بهدنبال اين اجماع درون خود هستند تا بتوانند با برنامهاي مناسب به سمت مصاديقي بروند که ميتواند اين برنامه را جلو ببرد. اينکه ما اول به سراغ انتخاب کانديدا برويم و بعد به دنبال تنظيم و تدوين برنامه براي اداره امور برويم يکي از اشکالاتي است که متاسفانه پيش روي اصلاحطلبان بوده است. همينطور حمايتي که اصلاحطلبان در سالهاي 92 و 96 از آقاي روحاني انجام دادند حمايت از شخص بود و هيچ برنامهاي را ارائه ندادند. هزينه شعارهايي هم که داده شد را امروز جريان اصلاحاتي که حامي دولت آقاي روحاني بود، پرداخت ميکند. لذا احساس ميکنيم با توجه به تجربياتي که داريم امروز ضرورت برنامه مردممحور اهميت بالايي پيدا کرده است. مردم هم آگاهند و تجربه اين سنوات را دارند و بهسادگي هر چيزي را نميپذيرند. از طرفي قطعا سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان آسيب ديده ولي ما در سال 92 گزينه بهتري که بتواند در رقابت با کانديداي رقيب پيروز ميدان شود، نداشتيم و در 92 تصميم درستي گرفته شد. اگر در طول مسير موانعي برسر راه آقاي روحاني ايجاد کردند يا تصميماتي که آقاي دولت بدون مشورت با حاميان خود گرفته هزينههايي هم داشته است. از طرف ديگر اينکه گفته ميشود اصلاحطلبان بايد از مردم عذرخواهي کنند بايد اذعان داشت که با عذرخواهي هم چيزي حل نميشود. اگر واقعا اصلاحطلبان عامدا و با شناخت براي مردم هزينهاي ايجاد کردند بايد عذرخواهي کنند و عذرخواهي چيزي از اصلاحطلبان کم نميکند. ما بايد در هر مقطع تاريخي که دچار اشتباه شديم، عذرخواهي کنيم که حتما هم ما نواقصي داشتيم. اگر هم لازم باشد با طيب خاطر با افتخار بايد از مردم عذرخواهي کنيم. ولي بايد ببينيم در اين اتفاقات و ناکاميهايي که رخ داده به چه ميزان و سهمي اصلاحطلبان مقصرند و باعث بروز چنين اتفاقاتي شدند، چه مقدار از مشکلات سهم دولت بوده و چه ميزان عوامل بيروني در اين مسائل نقش داشتند و به جهت همين حمايتهايي که اصلاحطلبان داشتند و رايي که مردم دادند مانع کارهاي اساسي دولت شدند. تاثير بر مسائلي چون برجام و FATF که اگر دولت در آنها موفق ميشد ما امروز شاهد اين فشار اقتصادي که بر مردم است، نبوديم و هم بحث سياستهاي کلاني که در جاهايي تنش ايجاد کرده و امروز نميتوان همه را حتي به پاي دولت نوشت. سهم همه اگر احصا و مشخص شود که اصلاحطلبان در هر کجا مقصر هستند، حتما با افتخار از مردم عذرخواهي ميکنيم و هيچ کسر شاني هم برايمان ندارد. براي انتخابات پيش رو نيز ضرورت اصلي مشارکت مردم است و در آن شکي نيست اما اينکه اصلاحطلبان چه مقدار ميتوانند در ترغيب مردم به حضور در پاي صندوقهاي راي موثر باشند، بعيد است که اصلاحطلبان بدون تجديدنظري که بايد در سياستهاي جاري کشور صورت گيرد بتوانند در ترغيب مردم چندان موثر باشند.