حشمت جواني بيست و چند ساله است. او از زمانيکه دلار هنوز کانال نداشت تا همين امسال در حال کنکور دادن بود! از طرفي حشمت علاقه بسيار زيادي به پلياستيشن دارد ولي از همان ابتدا که به بازار آمد، هر وقت که از پدرش خواست تا براي او پلياستيشن بخرد او حشمت را با دادن وعدههاي پوچي مثل «اگه چهل روز پشتمو کيسه بکشي برات ميخرم» فر داد! حالا هم وضع تغييري نکرده، حشمت از پدرش قول گرفته بود تا اگر امسال دانشگاه خوبي قبول شد برايش PS 5 بخرد اما وقتي که قيمت آن تقريبا 13 ميليون تومان (با دلار غيرجهانگيري) اعلام شد، پدرش گفت: «تو دانشگاه قبول شو، قول ميدم 40 شبانهروز پشتتو کيسه بکشم!» و تلويحا اعلام کرد که خبري از پلياستيشن نيست.
حشمت، نااميد يک گوشه نشسته بود و به در نگاه ميکرد، دري که آه ميکشيد، با خودش ميگفت: «پلياستيشن، تو از کدام راه ميرسي؟!» در همين حال و هوا صداي رئيسجمهور را شنيد که ميگفت: «شنبه و يکشنبه روز پيروزي ملت ايران است...». يکهو صداي پدرش بلند شد: «آخ جووون، مثل اينکه مشکل کمبود کره ميخواد حل بشه!» مادر حشمت يک پيام از گروه «طرفداران پارسا پيروزفر» خواند و گفت: «کره نيست، ماشه! مثل اينکه ميخوان مکانيسم ماشهرو فعال کنن!» پدر حشمت هم گفت: «اميدوارم همون ماش بمونه، چون من از عدسي بدم مياد» و هار هار خنديد!
براي حشمت ماش يا عدسي فرقي نميکرد، او فقط PS 5 ميخواست. اينستاگرامش را باز کرد بلکه از بيحوصلگي دربيايد که ديد مهدي طارمي استوري گذاشته و روز شعر و ادب پارسي را همزمان به بهاره رهنما، جواد خياباني، علي کريمي و نويسنده کتاب «ملت عشق» تبريک گفته! بلافاصله انفجاري در مغز حشمت زده شد، او تصميم گرفت با گفتن جملات سنگين و اضافه کردن سسماست به آخر آنها از خودش فيلم بگيرد و با انتشار آن در اينستاگرام و جذب فالوور تبليغات بگيرد تا از طريق شعر و ادب پارسي به خواستهاش برسد.