آيتا... هاشمي بهعنوان کهنهسرباز انقلاب، سخت معتقد بود که هيچ آرماني بدونوحدت ملي حاصل نشده و نخواهد شد؛ چرا که ايشان به چشم خود ديده بود اگر وحدت ملي و يکپارچگي ملت ايران در دوران مبارزه نبود، هرگز روحانيت به تنهايي کاري از پيش نميبرد و اصولا انقلابي در ايران به پيروزي نميرسيد تا پرچم نظام اسلامي در آن بالا برود. همين محور اساسي را آيتا... هاشمي هنگام تاسيس جمهورياسلامي هم به وضوح مشاهده کرده بود که امام راحل بيآنکه در ابتداي پيروزي انقلاب، نياز چنداني به برگزاري انتخاباتهاي مختلف باشد چگونه حکيمانه همه چيز را به راي مردم واگذار کرد تا وحدت ملي دوران مبارزه در هنگام پيروزي و تاسيس نظام اسلامي هم با تاکيد بر عنوان «جمهوري اسلامي» با راي اکثريت قاطع ملت تجلي کامل و عيني بيابد. در دوران مشعشع دفاع مقدس باز هم وحدت ملي بود که نظام نوپاي اسلامي را مقابل لشگري انبوه از تجهيزات شرقي و غربي ارتش صدام، به پيروزي نهايي رساند و مسبب ثبت پيروزي تاريخي کشور در پايان جنگ 8 ساله شد. وحدت ملي حتي در هنگام ارتحال جانسوز امام راحل هم بسيار موثر واقع شد و در حالي که دشمنان چشم اميد به روزگار پرتفرقه بعد از امام دوخته بودند، اين وحدت ملي بود که هم موجب انتخاب عاجل و اصلح رهبر معظم انقلاب شد و هم سازندگي خيرهکننده خرابيهاي بهجامانده از 8 سال دفاع مقدس را، تضمين کرد. متاسفانه بعدها در دوران اصلاحات و انحراف تاريخي بعد از آن شاهد بوديم که مهمترين خسارت ممکن به وحدت ملي وارد شد و اتحاد حداکثري جاي خود را به اختلاف حداکثري داد. صفبنديهاي عجيب صورت گرفته در آن سالها به شکلي گسترش يافت که دايره انقلاب آنقدر تنگ شد که حتي مرکز آن را هم با وجود شخصيت کمنظيري همچون آيتا... هاشمي برنميتابيد و کار را به ردصلاحيت شناسنامه انقلاب هم کشاند. در چنين فضايي که ديگر تجلي وحدت ملي شکل عيني به خود نميگرفت؛ نمازهاي جمعه جناحيتر و خلوتتر شد، رسانه ملي هم به دليل مشابه دچار ريزش باورنکردني اعتماد مخاطبان شد و شکوه خاکسپاري هنرمندان مردمپسند بر تشييع بزرگان سياسي، مذهبي و حتي نظامي کشور سايه افکند. در آن شرايطي که پروژه شوم و انحرافي احمدينژاد براي دوقطبيسازي ملت-حکومت کاملا خودنمايي ميکرد، آيتا... هاشمي سختترين ماموريت زندگي خود را به عهده گرفت و با تمام دارايي خود که همانا آبرويش بود به ميدان آمد و ورق تفرفهافکنان را برگرداند تا آخرين خدمت صادقانه خود را به نظاماسلامي با تجلي دوباره وحدت ملي در واپسين حضورهاي انتخاباتي خود انجام داده و حتي با رحلتش هم به جنگ تفرقهآفرينان رفته و نخستين تشييع اکبر را بعد از تشييع بيهمتاي امام راحل به يادگار بگذارد. خون حاجقاسم هم در اين روزها تجلي تمامعيار وحدت ملي شده تا به خوبي نشان دهد که مردم پاي عهد خود با انقلاب و نظام هستند و امروز هم همچون گذشتههاي نهچندان دور ميشود شاهد تجمعات ميليوني و تشييعهاي اکبر بود مشروط بر آنکه ميزان، راي ملت باشد و راي ملت، قبل و بعد انتخابات حقالناس بماند و همه به تبعيت محض از امام و رهبري، هرگز خود را قيم مردم نپندارند و اجازه دهند در صحنههاي مشارکت ملت بالاخص در انتخاباتهاي پيشرو، هرچه مردم ميخواهند همانطور شود. فراموش نکنيم که تجلي حداکثري وحدت ملي همچون تشييع تاريخي سردار سپهبد سردار سليماني بزرگترين انتقام ممکن از دشمنان انقلاب اسلامي و ايران است؛ قدر خون حاج قاسم را بدانيم.