بستن
کد خبر: ۱۵۲۳۸۱۵
«آرمان ملی» سخنان غیراصولی در رسانه‌ها را بررسی می‌کند 

وقتی ادعا جای گفت‌و‌گو را می‌گیرد

وقتی ادعا جای گفت‌و‌گو را می‌گیرد
آرمان ملی- عماد موحد: از مدت‌ها قبل، شاید از میانه دهه هشتاد، رفتاری در رسانه‌ها دیده می‌شود که کم‌کم به یک سنت تبدیل شده است. موضوع این است که هرکس که به رسانه‌ای دسترسی دارد، مربوط یا نامربوط به تخصص خود، اظهارنظر می‌کند.

این امر در نگاه کلی بدون اشکال است و ماهیت رسانه هم همین است که دیدگاه‌های مختلف را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهد. اما به نظر می‌رسد موضوع به همین سادگی هم نیست. این روز‌ها که مسائل متعددی در ساخت سیاست داخلی و بین‌المللی پدید آمده، به روشنی می‌شود مشاهده کرد که تعداد اظهارنظر‌ها بسیار بیشتر شده است و چه‌بسا یکی از مسائل قابل تأمل در فضای سیاسی ایران افزایش اظهارنظر‌هایی باشد که با وجود برخورداری از قطعیت و اعتماد به‌نفس، لزوماً بر شناخت دقیق موضوع و سنجش پیامد‌های آن استوار نیست. چنین موضوعی را نمی‌توان به انتشار چند سخن غیرکارشناسی تقلیل داد. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که وقتی این اظهارنظر‌ها به فضای عمومی راه پیدا می‌کند، امکان و بستر لازم و بدون تنش را برای گفت‌وگوی کارشناسانه محدود می‌کند و متعاقب آن برای تصمیم‌گیران فشاری ایجاد خواهد کرد که دیگر نمی‌توان درباره موضوعات پیچیده تصمیم گرفت. بحث‌هایی که اخیراً درباره کابل‌های زیردریایی اینترنت و امکان قطع آنها مطرح شده، نمونه‌ای قابل تأمل برای بررسی این وضعیت است.

از ادعا تا تصمیم 

حالا دیگر بابک زنجانی در بین عموم مردم فردی شناخته شده است. او از زمانی که توانست خود را در بین انبوه جریان‌ها سیاسی و اقتصادی بالا بکشد تا امروز اوج و فرود‌های قابل تاملی را تجربه کرده است. اینکه پرونده او چه سرنوشتی داشته و اکنون که از زندان آزاد شده، می‌تواند فعالیت اقتصادی داشته باشد یا نه، موضوع این سطور نیست، اما وقتی که در بین فعالیت‌های اقتصادی خود ناگهان درباره قطع کابل‌های اینترنت در کف خلیج فارس اظهار نظر می‌کند، داستان به سطح دیگری تصعید می‌شود. او ادعایی را مطرح کرده که در اطراف آن می‌توان، چون و چرا کرد و حتی اگر سوالی درباره چرایی چنین مدعایی مطرح نشود، نمی‌توان پذیرفت که ماجرا به همین سادگی باشد که زنجانی می‌گوید. بابک زنجانی گفته است که با قطع کابل‌های فیبر نوری در تنگه هرمز قیمت بیت‌کوین به ۲۰ هزار دلار سقوط می‌کند؛ قیمت بیت‌کوین نزدیک ۸۰ هزار دلار است. البته افراد دیگری هم بر این موضوع تاکید کرده‌اند و قطع فیبرنوری در تنگه هرمز را به‌مثابه ضربه‌ای کاری به تجارت دیجیتال کشور‌های منطقه مطرح کرده‌اند. این اظهارات بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که مرز میان اظهارنظر رسانه‌ای، پیشنهاد فنی و راهبرد قابل اجرا کجاست. کابل‌های زیردریایی بخش مهمی از شبکه ارتباطی جهان را تشکیل می‌دهند و آسیب به آنها می‌تواند ارتباطات، خدمات مالی و فعالیت اقتصادی کشور‌هایی را که به مسیر‌های مشخصی وابسته‌اند، مختل کند. با این حال، پیامد چنین اقدامی به تعداد کابل‌های آسیب‌دیده، ظرفیت مسیر‌های جایگزین و امکان تعمیر آنها بستگی دارد. برای نمونه، گزارش‌های اخیر درباره کابل‌های عبوری از تنگه هرمز تأکید کرده‌اند که سهم این مسیر از ظرفیت پهنای باند بین‌المللی جهان کمتر از یک درصد است؛ بنابراین، آسیب به این کابل‌ها لزوماً به معنای قطع اینترنت نیست، هرچند ممکن است برای برخی کشور‌های منطقه اختلال جدی ایجاد کند. همین تفاوت میان امکان فنی، دامنه اثر و نتیجه راهبردی نشان می‌دهد که موضوع به بررسی تخصصی نیاز دارد. با این حال با مطرح شدن چنین موضوعی، قطر واکنش نشان داده و اعلام کرد که چنین اقدامی می‌تواند کشور‌های مختلف منطقه را با آسیب‌های جدی ارتباطی و اقتصادی روبه‌رو کند. تنگه هرمز علاوه بر اهمیت راهبردی در انتقال انرژی، برای زیرساخت‌های ارتباطی منطقه نیز اهمیت دارد و هرگونه اختلال در کابل‌های ارتباطی زیردریایی می‌تواند بر دسترسی به اینترنت، تبادل داده‌ها و فعالیت کسب‌وکار‌های دیجیتال تأثیر بگذارد. قطر همچنین بر ضرورت حل‌وفصل مسالمت‌آمیز بحران میان تهران و واشنگتن از طریق مذاکره تأکید کرده و دیپلماسی را راهکاری برای حفظ امنیت و ثبات منطقه دانسته است.

آرزو به‌جای واقعیت

موضوع چیست؟ مساله این است که در فضای رسانه‌ای، گاه فاصله بین واقعیت و آمال مخدوش می‌شود. یک ایده مطرح می‌شود، سپس با تکرار و بازنشر به موضوعی فراگیر تبدیل می‌شود و سرانجام ممکن است چنان به نظر برسد که گویا صرف بیان آن، دلیلی بر امکان‌پذیری یا اثربخشی است. در این روند، پرسش‌های اساسی به حاشیه می‌روند و کسانی که این ایده‌ها را مطرح می‌کنند بی‌اینکه بگویند هزینه اجرای پیشنهاد چقدر است، چه پیامد‌های متقابلی دارد، چه کسانی از آن آسیب می‌بینند، آیا هدف اعلام‌شده واقعاً با ابزار پیشنهادی قابل دستیابی است و مهم‌تر از همه، چه کسی مسئول سنجش پیامد‌های احتمالی آن خواهد بود، بر این ایده پافشاری می‌کنند. بار دیگر باید یادآوری کرد، مسئله این نیست که رسانه‌داران نباید درباره مسائل تخصصی اظهارنظر کنند یا طرح‌های متفاوت نباید وارد بحث عمومی شوند. اتفاقاً رسانه می‌تواند محل طرح ایده‌های تازه و نقد سیاست‌های موجود باشد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که میزان دیده‌شدن یک فرد، جای اعتبار استدلال او را بگیرد یا نقد یک پیشنهاد، به‌جای آنکه فرصتی برای بررسی دقیق‌تر باشد، به نشانه مخالفت با منافع ملی تعبیر شود. در چنین فضایی، افراد به‌جای پاسخ دادن به پرسش‌های فنی و اقتصادی، ممکن است درگیر دفاع از مواضع خود یا تخطئه منتقدان شوند. نتیجه آن است که گفت‌و‌گو از مسیر سنجش ادعا‌ها خارج می‌شود و به رقابت بر سر غلبه روایت‌ها می‌انجامد. خوشبختانه برنامه به وقت ایران، بعد از ماجرای به چالش کشیدن امیرحسین ثابتی در موضوع مذاکره، در این فقره هم واکنش نشان داده و اصل موضوع را به پرسش کشیده است. احتمالا برنامه‌سازان به وقت ایران هم متوجه شده‌اند که این وضعیت می‌تواند برای تصمیم‌گیران دشواری ایجاد کند، بی‌آنکه لازم باشد آنان را سطحی یا فاقد قدرت تشخیص بدانیم. تصمیم‌گیری عمومی در خلأ صورت نمی‌گیرد؛ فشار افکار عمومی، نگرانی‌های امنیتی و مطالبات سیاسی در آن نقش دارند. وقتی یک ادعا بار‌ها تکرار می‌شود و به مطالبه‌ای رسانه‌ای تبدیل می‌شود، ممکن است هزینه نادیده گرفتن آن افزایش یابد. در چنین شرایطی، اهمیت نهاد‌های کارشناسی، ارزیابی مستقل و امکان طرح دیدگاه‌های مخالف بیشتر می‌شود. وجود این سازوکار‌ها کمک می‌کند میان فشار ناشی از فضای عمومی و شواهدی که باید مبنای تصمیم باشند، فاصله‌ای ضروری حفظ شود. در مسائل مرتبط با اینترنت، این ضرورت دوچندان است. زیرساخت ارتباطی فقط ابزاری برای رقابت با کشور‌های دیگر نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم، فعالیت اقتصادی، پژوهش، ارتباطات و خدمات عمومی به آن وابسته است. هر پیشنهادی درباره محدودسازی یا آسیب زدن به این زیرساخت‌ها باید علاوه بر اهداف ادعایی، هزینه‌های داخلی و پیامد‌های ناخواسته خود را نیز روشن کند. اگر چنین پرسش‌هایی پیش از تبدیل یک ایده به مطالبه سیاسی مطرح نشوند، جامعه ممکن است با تصمیم‌هایی روبه‌رو شود که هزینه‌هایشان بسیار روشن‌تر از دستاورد‌های احتمالی آنهاست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار