بر این اساس یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان اخیرا در نشست استانبول با اعلام آمادگی کشورش به همراه فرانسه و انگلیس برای مذاکره با ایران درباره برنامه هستهای، به این موضوع اشاره کرده که این کشورها حتی در مورد پرونده یمن هم آماده گفتوگو هستند. وادفول این اظهارات را پس از دیدار وزیران خارجه انگلیس، آلمان، ایتالیا، فرانسه، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان در استانبول بیان کرد و صراحتاً گفته است که تروئیکای اروپایی آماده هستند با ایران مذاکره کنند تا از دستیابی این کشور به سلاحهای هستهای جلوگیری شود! خبرگزاری آناتولی نیز در گزارشی در این باره نوشت، وادفول با اشاره به تاثیرات جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران بر امنیت منطقه و قیمت نفت، و همچنین تاثیر جنگ روسیه و اوکراین بر صادرات غلات و خطر قحطی در آفریقا گفته است که «پیامدهای این مناقشات به شدت توسط هر هشت کشور در مناطق مربوط به خود احساس میشود و طبیعتا، این تاثیرات به اشکال گوناگونی بروز میکنند».
اروپا و بازگشت به مدل برجام؟
اگرچه اظهارات وزیر خارجه آلمان را باید در امتداد مواضع ترامپ و آمریکا در خصوص پرونده هستهای ایران دانست، اما در این میان باید توجه شود که دادههای دیگری در این میان وجود دارد که نشان میدهد تروئیکای اروپایی به دنبال ایفای نقش جدید خود در مذاکرات ایران و آمریکا بر اساس یک طرح جدید هستند. در این راستا رسانه اماراتی ارمنیوز اعلام کرده که منابع دیپلماتیک اروپایی فاش کردند که آلمان، فرانسه و بریتانیا ابتکاری جامع را برای ارائه به ایران و آمریکا آماده کردهاند که در دو مرحله اجرا میشود. این طرح با توافق بر سر تنگه هرمز و رفع محاصره آغاز شده و سپس به مرحله مذاکره درباره توافق جامع هستهای و حل و فصل مسائل مربوط به تحریمها و داراییهای مسدودشده میرسد. مبنا و مرجع این مذاکرات، سازوکارها و اصول توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برجام) خواهد بود. منابع دیپلماتیک اروپایی در گفتوگو با «ارمنیوز» توضیح دادند که پاریس، برلین و لندن در حال آمادهسازی این ابتکار هستند تا در مرحله نخست، نقش تضمینکننده را بر عهده بگیرند. این مرحله بر دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز و لغو بخشی از محاصره ایران متمرکز است. هدف از این اقدام، عبور از وضعیت بیاعتمادی متقابل و بررسی امکان دستیابی به «امتیازدهیهای متقابل» در قالب یک معامله موقت و انتقالی است. پس از تکمیل این توافق، ابتکار وارد مرحله دوم میشود؛ مرحلهای که شامل مذاکرات درباره کاهش سطح غنیسازی اورانیوم بر اساس یک جدول زمانی مشخص و اعمال نظارت بینالمللی بر تأسیسات هستهای ایران خواهد بود. تأسیساتی که باید تحت نظارت قرار گیرند، از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تعیین خواهند شد. بر اساس چارچوب اولیه این ابتکار، در مقابل اقدامات ایران، بخشی از تحریمها لغو خواهد شد و محاصره نیز بهطور کامل برچیده میشود. این اقدامات در قالب سازوکاری انجام خواهد گرفت که بر اساس توافق هستهای سال ۲۰۱۵ تدوین میشود؛ توافقی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد. یک منبع فرانسوی در این خصوص اعلام کرده که اروپا شریک اصلی در حل بحران پرونده هستهای است و قصد دارد طرحی ارائه کند که شامل اعمال محدودیت بر غنیسازی اورانیوم و ایجاد سازوکارهای راستیآزمایی در تأسیسات هستهای ایران باشد؛ در مقابل، تحریمها کاهش یابد و مسأله داراییهای مسدودشده ایران نیز حلوفصل شود.
چرا اروپاییها فعال شدند؟
اینکه طرح اروپاییها برای مذاکرات تهران و واشنگتن قرار است چگونه مطرح شود و یا اینکه از چه تاریخی قرار است تروئیکا وارد فرآیند گفتوگو شود، موضوعی است که به نظر میآید طی روزها و یا هفتههای آینده بیش از گذشته مشخص خواهد شد، اما سوال بنیادین این است که چرا تروئیکای اروپایی در شرایط کنونی وارد چنین فرآیندی شده و پینهاد اینچنینی مطرح کرده است؟ واقعیت این است که دادههای سیاسی و امنیتی نشان میدهد که اروپاییها تمام تلاش خود را در این راستا قرار دادهاند که وارد بازی ترامپ علیه ایران در تنگه هرمز و منطقه نشوند. درست است که حملات آمریکا به ایران از پایگاههای ناتو در خاک اروپا انجام شده و به نوعی آنها هم در این روند مشارکت داشتهاند، اما باید توجه شود که در امتداد این وضعیت، اتحادیه اروپایی با مشکلات و حتی سوپرایزهای به وجود آمده از سوی ترامپ روبهرو شده است. یکی از این سوپرایزها، توافق گازوئیل و نفتی آمریکا با روسیه است و موضوع بعدی افزایش احتمال کنار آمدن اوکراین با روسیه در جنگ جاری است. از سوی دیگر روسیه هماکنون از سوی اروپا متهم به اخلال در نظام سیاسی اجتماعی کشورهای قاره سبز و سازماندهی اعتراضات اخیر است. این در حالی است که بحران انرژی هم برای آنها هزینهزا بوده و از سوی دیگر حمایت از عربستان سعودی در جنگ با یمن هم در دستور کار صورت هزینههای آنها قرار دارد.