بستن
کد خبر: ۱۵۲۳۴۱۹
«آرمان ملی» از واکنش نماینده مجلس به یک برنامه تلویزیونی گزارش می‌دهد

مرز باریک تحلیل و تخریب سیاسی

مرز باریک تحلیل و تخریب سیاسی
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: شاید بتوان در ساده‌ترین تعریف گفت که وظیفه صداوسیما تبیین منافع ملی برای عموم مردم است. اگر عملکرد صداوسیما منطبق بر وظایف باشد، در آن صورت حمایت از سیاست‌های کلی نظام را برعهده دارد.

 نسبت دولت به صداوسیما معمولا محل مناقشه بوده است. در دولت‌های مختلف صداوسیما گاهی همسو با دولت بوده و گاهی هم همسو نبوده است. با این حال حتی در دولت‌های ناهمسو هم معمولا، چون و چرا درباب اینکه صداوسیما منافع ملی را در نظر می‌گیرد یا نمی‌گیرد وجود نداشت یا مطرح نمی‌شد. در ماه‌های اخیر صداوسیما به یکی از مهم‌ترین کانون‌های مخالفت با کاهش تنش تبدیل شده است. اگرچه در چند مورد از چهره‌های دیگر هم به برنامه‌ها دعوت شده‌اند و نمی‌توان آن را انکار کرد، اما وزن اصلی مواجهه صداوسیما به همین ترتیبی بوده که در اذهان نقش بسته است. درک نسبت مخاطبان و برنامه‌سازی برای همان نسبت را می‌توان نقطه‌ای دانست که صداوسیما باید به سوی آن میل داشته باشد در عین حال نمی‌توان این نسبت را به تمامی نادیده گرفت و برای درصد کمتری از مخاطبان، سهم بیشتری از برنامه‌ها و تحلیل‌های سیاسی را اختصاص داد. روشن است که در حال حاضر برخی مخالف کاهش تنش هستند و دلیلی که ارائه می‌شود، به عدم اطمینان از طرف آمریکایی مربوط است و در عین حال بخشی از توان کشور برای کاهش تنش و جلوگیری از گسترش جنگ صرف می‌شود که در بین بخش دیگری از مردم طرفدار دارد. 

آدرس اشتباه

اکنون سوال این است که در این بین صداوسیما چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ پاسخ هرچه که باشد، به سیاست‌های این سازمان و روش مدیریتی آن برمی‌گردد، بخصوص در موضوعات حساس سیاسی. اما اگر در برنامه‌ای، کارشناسی آدرس اشتباه بدهد چطور؟ یعنی کارشناس برنامه بجای اینکه مخاطبان را از موضوعی باخبر کند یا با تحلیلی که ارائه می‌دهد یک دیدگاه را برجسته کند، مقایسه‌ای را مطرح می‌کند که بیش از آنکه مفید فایده باشد، کاهنده معنای مورد نظر همان کارشناس است. در یکی از برنامه‌های تحلیلی مهمان برنامه با اشاره و تعریف مکرر از جنبش انصارا... روش مبارزاتی آنها را برجسته کرده و از آن نتیجه‌ای سیاسی می‌گیرد و بر جریانی در داخل کشور می‌تازد. تحمل چنین تحلیلی آسان نیست، باوجود آنکه مجری برنامه، با کارشناس مهمان همراهی و همدلی شایسته نشان می‌دهد، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس را چنان به واکنش واداشته که دست به نوشتن نامه‌ای سرگشاده به دفتر رهبر انقلاب شده است. مجتبی زارعی نوشته است: «در میانه جنگ دشمنان علیه ایرانِ جان بخش‌هایی از رسانه ملّی بدون اعتنا به فرامین حکیمانه ولیّ فقیه و دلسوزان میهن، کماکان بر تجزیه‌طلبی اجتماعی و شکاف مابین قوای سه‌گانه و ملت بزرگ ایران اصرار می‌ورزد». واکنش نماینده تهران در مجلس این سوال را به ذهن می‌آورد که اشتباه کارشناس برنامه چه بوده است؟ 

تفاوت بنیادی

نظام سیاسی کشور برآمده از انقلاب مردمی در سال ۵۷ است و در طول نزدیک به نیم قرن که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، ساختار‌های سیاسی شکل گرفته‌اند. قانون اساسی به عنوان میثاق مهم این کشور دوبار به رای گذاشته شده است. کشور رهبر دارد و انتخابات ریاست جمهوری متعدد برگزار کرده است، مجالس متعدد شکل گرفته‌اند و مجلس خبرگان رهبری هم مشغول به انجام وظایف خود است. نهاد‌های امنیتی در کار حفظ امنیت و نهاد‌های انتظامی در کار کنترل شرایط انتظامی کشور هستند. وزارت‌خانه‌های متعدد در این کشور مشغول کار هستند و مردم هم مشغول زندگی. چطور می‌توان یک ساختار شکل گرفته و نظم یافته را با انصارا... مقایسه کرد که برای کنترل یمن در حال نبرد است؟ در حال حاضر چند گروه در یمن مشغول نبرد برای به دست گرفتن قدرت هستند و انصارا... یکی از این گروه‌هاست که ایران از آن حمایت معنوی می‌کند. انصارا... جنبشی سیاسی نظامی است که رهبری متمرکز و شبکه فرماندهی و سازمانی آن در حفظ انسجام جنبش نقش محوری دارد. البته حتی در اینجا نیز نباید وجود رهبری متمرکز را با فقدان هرگونه اختلاف درون‌گروهی یا پیچیدگی ائتلاف‌های محلی یکی گرفت. در ایران، در کنار جایگاه تعیین‌کننده رهبری، نهاد‌های انتخابی و انتصابی، دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، نهاد‌های نظامی و امنیتی و جریان‌های سیاسی حضور دارند. اختیارات این نهاد‌ها برابر نیست و همه آنها نیز مراکز مستقل قدرت محسوب نمی‌شوند، اما روابط، رقابت‌ها و اختلاف‌نظر‌های میان آنها را نمی‌توان با الگوی فرماندهی یک جنبش مسلح یکسان گرفت. حال اگر کسی از شباهت در رهبری یا ایدئولوژی نتیجه بگیرد که ساختار سیاسی ایران و انصارا... یکسان است و باید کشوری به پیچیدگی و بزرگی ایران هم مانند انصارا... رفتار کند از یک ویژگی مشترک، نتیجه‌ای بسیار بزرگ‌تر از شواهد استخراج کرده است. 

درک تحلیل ارائه شده

برای نقد چنین تحلیلی ضرورتی ندارد که درباره میزان آگاهی یا انگیزه‌های کارشناس داوری کنیم. کافی است بپرسیم آیا نتیجه‌ای که او می‌گیرد، از مقدماتی که مطرح می‌کند به دست می‌آید؟ اگر انسجام یک جنبش سیاسی نظامی در یمن قرار است معیار سنجش رفتار جریان‌های سیاسی ایران باشد، باید توضیح داده شود که این دو از چه نظر با یکدیگر قابل مقایسه‌اند و چرا اختلاف نظر بر سر سیاست خارجی را باید نشانه تضعیف وحدت ملی دانست؟ در غیر این صورت، مقایسه به‌جای روشن کردن مسأله، به ابزاری برای محکوم کردن رقیب سیاسی تبدیل می‌شود. می‌دانیم که در تلویزیون، تحلیلگر مهمان معمولاً فرصت محدودی برای توضیح جزئیات دارد. یک جمله ساده مانند «حوثی‌ها یکپارچه‌اند، اما شما اختلاف ایجاد می‌کنید»، بسیار راحت‌تر از توضیح تفاوت میان ساختار حقوقی، قدرت رسمی، قدرت غیررسمی، سازوکار‌های امنیتی و رقابت‌های درون‌حاکمیتی فهمیده می‌شود. البته این محدودیت رسانه‌ای به‌تنهایی دلیل کافی برای متهم کردن تحلیلگر به مغالطه عمدی نیست، اما اگر او بار‌ها از این مقایسه برای کوبیدن یک جریان سیاسی استفاده کند و حاضر نباشد به تفاوت‌های ساختاری توجه کند، احتمال اینکه با یک الگوی تبلیغاتی روبه‌رو باشیم بیشتر می‌شود. حال سوال این است که آیا ممکن است تحلیلگر واقعاً این تفاوت‌ها را درنیابد؟ 

واکنش نماینده مجلس

برای تشخیص اینکه چنین مقایسه‌ای ناشی از ناآگاهی، ساده‌سازی رسانه‌ای یا مغالطه‌ای آگاهانه برای تخریب رقیب است، باید به متن استدلال او رجوع کرد؛ مجموعه استدلال‌هایی که نماینده مجلس را واداشته تا بنویسد: «گزارشی از تازه‌ترین دهن کجی صداوسیما به وحدت ملّی و محور مقاومت با تولید خشم و نفرت داخلی از راه فتوحات عزیزانمان در یمن شریف!» و ادامه دهد: «فیلم پیوستی صرفا نمونه‌ای کوچک و تازه از کژکارکردی رسانه ملی در جنگ روایت‌هاست؛ مع‌الاسف مجری تلویزیون و کارشناس برنامه که فرد دلسوز و البته بی‌اطلاع به فنون جنگ روایت‌هاست؛ حتّی از فتوحات عزیزانِ جانمان در یمنِ شریف به تولید خشم، کینه و تجزیه اجتماعی بین ملت و کارگزاران نظام و این جمهوری که اینک حرم امن آزادیخواهان و محور مقاومت جهانی است مبادرت نموده‌اند؛ این در حالی است که ائتلاف آمریکایی- صهیونی پس از شکست مفتضحانه درجبهه نظامی، تمام همّ و غمّ خود را مصروف شکاف در جبهه داخلی به عنوان تیر آخر کرده است». به نظر می‌رسد امروز زمان مناسبی است که صداوسیما قدری حرفه‌ای‌تر دست به ساخت چنین برنامه‌های تحلیلی بزند. صداوسیما باید بتواند بین دیدگاه‌های سیاسی و عملکرد حرفه‌ای تعادل برقرار کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار