عبدالمحمد طاهری، رایزن پیشین ایران در افغانستان نوشت: در شرایط کنونی سفر سرگئی لاوروف به ایران، بسیار مهمتر از حضور هیات پاکستانی در ایران است، زیرا ورود مسکو به میدان، حامل این پیام است که باید هرچه زودتر تنشها کاهش یابد و منازعه به سمت حل و فصل حرکت کند، اما کاهش تنش، پیش از همه به نفع ایران، سپس به نفع آمریکا و قطعاً بیش از همه به نفع کشورهای عربی منطقه است. به نظر میرسد ارتباطاتی میان روسها و آمریکاییها با هدف میانجیگری برقرار شده است.
این روند نمیتواند بدون مقدمه آغاز شده باشد و به نظر میرسد ترامپ نیز از طرفهای مؤثر در منطقه خواسته است برای پایان دادن به تنشها وارد عمل شوند. کشورهای عربی هم به آمریکا فشار میآورند که تمایلی به ادامه تشنج ندارند؛ زیرا در شرایط فعلی، میزان آسیبپذیری آنها از آمریکا بیشتر است و هزینههای این وضعیت را مستقیماً متحمل میشوند.
پاکستان از ابتدای این روند نقش فعالی داشته و به دلایل مادی و معنوی، تمایل دارد در پایان دادن به این منازعه نیز نقشآفرین باشد. قطر و عمان نیز در این زمینه فعالاند؛ با این حال، به نظر میرسد ساختار میانجیگری در حال تغییر است؛ یعنی روسیه در رأس این روند قرار گرفته و پاکستان و قطر در کنار آن، از بازیگران اصلی میانجیگری به شمار میروند.
در این میان، جایگاه پاکستان نیز اهمیت خاصی دارد. اسلامآباد وارد ائتلافی شده است که برای آن هم فرصتهایی به همراه دارد و هم هزینههایی و اگر پاکستان بخواهد در چارچوب این اتحاد وارد عرصه نظامی علیه ایران شود، چنین اقدامی لزوماً به صلاح این کشور نخواهد بود. از زمانی که پاکستان نیروهایی را به عربستان سعودی اعزام کرده، تلاشهای این کشور برای حل و فصل مناقشه نیز اهمیت بیشتری یافته است؛ زیرا اسلامآباد نمیخواهد ایران، پاکستان را بهعنوان یکی از طرفهای خصومت تلقی کند.
از این منظر، تحولات اخیر میتواند به سود ایران نیز تمام شود. درباره منافع پاکستان و جزئیات آن مستنداتی در اختیار نیست و طبیعتاً طرفهای درگیر از توافقات و منافعی که ممکن است برای پاکستان در نظر گرفته شده باشد، آگاهتر هستند. با این حال، آمریکا سالهاست که سالانه میلیاردها دلار به پاکستان کمک میکند.
این احتمال وجود دارد که در جریان رایزنیها به اسلامآباد وعده داده شده باشد که در صورت موفقیت در حلوفصل منازعه، پاداش یا حمایت بیشتری دریافت خواهد کرد. باید توجه داشت که رفتار پاکستان در قبال ایران همواره یکدست نبوده است. از یک سو، این کشور در مسیر میانجیگری و کاهش تنش فعالیت میکند و از سوی دیگر، هر از گاهی مشکلاتی در مرزها ایجاد میشود.
در زمان بیان این اظهارات، گفته شده بود که حدود سه هزار کامیون ایرانی به دلیل بسته شدن مرز پاکستان پشت مرز ماندهاند. چنین وضعیتی نشان میدهد که روابط دو کشور، همزمان با همکاریهای سیاسی، با فشارها و چالشهای عملی نیز همراه است. با وجود این، بعید به نظر میرسد پاکستان بدون در نظر گرفتن منافع و امتیازات احتمالی، وارد چنین روندی شده باشد.
سابقه همکاریهای امنیتی این کشور با آمریکا نیز در تحلیل رفتار اسلامآباد اهمیت دارد.
در این زمینه، به پروندههایی مانند شکار بنلادن، ملاعمر و مسئول جیشالعدل اشاره میشود؛ پروندههایی که هر یک ابعاد و جزئیات متفاوتی دارند و بررسی دقیق آنها مستلزم توجه به شواهد مستقل است. در مجموع، امید آن است که پاکستان این بار بتواند در مسیر کاهش تنش میان ایران و طرفهای مقابل، نقشی سازنده ایفا کند. با این حال، شرایط ایران با برخی پروندههای امنیتی گذشته تفاوت دارد.
ایران کشوری با ظرفیتهای سیاسی، نظامی و منطقهای قابلتوجه است و نمیتوان آن را بهسادگی در چارچوب محاسبات دیگران قرار داد. از این رو، موفقیت میانجیگری زمانی امکانپذیر خواهد بود که طرفهای مؤثر، واقعیتهای منطقهای و جایگاه ایران را در نظر بگیرند و بهجای تشدید فشارها، راهحلی متوازن برای پایان دادن به منازعه پیدا کنند.