در حالی که اساسا منطق و تجزیه و تحلیل این جریان نسبت به تحولات و اتفاقات رخ داده در جامعه با واقعیت امر تفاوت بسیار دارد و این جریان صرفا تحلیل مدنظر خود و آنچه مطبوع خود میداند را به عنوان تحلیل اصلی و واقعی به جامعه ارائه میدهد و طوری جلوه میکند که جز این نیست. مثلا در باب مذاکرات با آمریکا طی ادوار و مقاطع مختلف این جریان خاص و خالصساز همواره بر این باور بوده که اساس و نفس مذاکره زیر سوال است و به طورکلی نباید مذاکرهای صورت گیرد و همواره رویکردهای تقابلی را به رویکردهای تعاملی ترجیح دادهاند. حتی همانجایی که اکثریت قریب به اتفاقات مسئولان و مقامات در حاکمیت و جامعه به این درک و پذیرش رسیدهاند که با توجه به جمیع جوانب امروز وقت تعامل و مذاکره است این جریان باز هم مخالفت صریح و قاطع خود را اعلام میکند. نمونه بارز این موضوع را میتوان در ماجرای تفاهم اسلامآباد دید که مسئولان ارشد کشور در شورای عالی امنیت ملی گرد هم جمع شدند و با در نظر گرفتن شرایط کشور و مسائل مختلف رای به امضای تفاهمنامه اسلامآباد دادند و از میان ۱۳ عضو حاضر این فقط سعید جلیلی بود که رای مختلف داد تا نشان دهد او و جریانی که لیدری آن را بر عهده دارد همچنان حتی در شرایط حساس کشور نیز اهداف و منویات خود را پیگیری میکنند و حتی بر پایه منافع ملی در کنار سایر مسئولان قرار نمیگیرد. امروز نیز همین جریان میخواهد به جامعه اینگونه القاء کندکه تنها دلسوز کشور است و سایر مسئولان و جریانات هیچ درکی از شرایط کشور و منافع ملی ندارند؛ لذا با هر وسیلهای هر اقدام یا تصمیمی که مخالف نظرات و تفکراتشان باشد را حال از سمت هر نهاد یا مقامی که باشد رد کرده و مخالفت میکنند. آنچه مسلم است دیپلماسی و میدان هر دو ذیل اراده و تصمیمات رهبری و شعام تعریف میشوند و استفاده از هر کدام با صلاحدید و دستور از سوی مقامات عالیه نظام انجام میشود و اینکه جریان خاص بخواهد با فشارهایی بر نگاه و رویکرد حاکمیت تاثیر بگذارد هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت.
*مغالطه جلیلی
چندی پیش بود که سعید جلیلی که جایگاه لیدری جریان خاص را دارد پس از قریب به ۷ ماه غیبت از کنش سیاسی در مراسم سالروز عملیات طوفانالاقصی در یکی از دانشگاههای کشور به سخنرانی پرداخت و با اشاره به تحولات یک سال گذشته و جنگ ۱۲ روزه، اظهار کرد: «کسانی که سالها میگفتند با مذاکره میتوان مسائل را حل کرد، باید به این واقعیت توجه کنند که در میانه مذاکرات، حمله نظامی صورت گرفت و استادان دانشگاه و فرماندهان کشور به شهادت رسیدند». وی افزود: «انتظار این بود که کسانی که چنین راهکاری را برای حل مسائل پیشنهاد میکردند، پس از این اتفاق در دیدگاههای خود تجدید نظر کنند؛ اما بهجای آن، بحث تغییر رویکرد و پارادایم را مطرح کردند». این در حالی است که که هر کس با کمترین سواد سیاسی میتواند تشخیص دهد که اظهارات جلیلی درست نیست و صرفا آنچه مطلوب خودش بوده را بیان کرده است. نمونه عدم صحت این صحبتها اینجا است که جلیلی میگوید: «مذاکره کردیم، جنگ شد و رهبری را شهید کردند». اگر هرکسی از موضوع اطلاع نداشته باشد با خواندن این گزاره به این نتیجه میرسد که انجام مذاکره باعث شهادت رهبری شد؛ اما واقعیت امر این است که رهبری شهید خود دستور مذاکره را صادر کردند و دستگاه دیپلماسی نیز صرفا مامور به اجرا بوده نه تصمیمساز و تصمیمگیر که امروز مورد نقد و حمله قرار گیرد که چرا مذاکره کردیم! اما جدای از این مسائل پرسش مهم اینجا است که آقای جلیلی طی ۷ ماه گذشته کجا بوده و در جریان جنگ ۴۰ روزه شهادت رهبری و سایر مقامات کشور چرا دمی بر نیاورده و صحبتی نکرده است و حال پس از مدتها چنین مطالبی را در مذمت مذاکره و دیپلماسی مطرح میکند؟ چه اتفاقی رخ داده که جلیلی پس از مدتها خواسته دوباره فعال شود و کنش سیاسی داشته باشد؟ نمیشود مذاکره زمانی که خودشان باشند، اما بدون دستاورد خوب باشد؛ اما زمانی که سایر طرفها مذاکرات در دست میگیرند سراسر زیان و خسارت باشد.
*جلیلی خلاف میگوید
اظهارات اخیر سعید جلیلی در باب مذاکره و جنگ واکنشهای مختلفی را با خود همراه داشت که در تازهترین و جنجالیترین آن واکنشها مشاور محمدباقر قالیباف نسبت به اظهارات جلیلی مواضعی را مطرح کرده است. مهدی محمدی در فایلی صوتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده ضمن انتقاد شدید از اظهارات اخیر سعید جلیلی، گفته است: «آقایی گفته بود «مذاکره کردند، بعد جنگ شد و بعد آقا شهید شدند؛ ما هم از اول گفته بودیم که در جنگ بعدی رهبری شهید خواهند شد»؛ اسمی از کسی نمیبرم ولی ایشان خودش میداند که دارد خلاف میگوید و اگر مذاکرهای شده، با اجازه رهبری شهید بوده است. وی اظهار کرد: ایشان خودش میداند که اصلیترین آغاز دلیل جنگ قبلی، ۱۸ دی بود؛ ۱۸ دی هم محصول عملیات شناختی دشمن در ایران بود، آن هم به وسیله ناراضی کردن مردم از سوی یک سری تندروی اصلاحطلب و انقلابی؛ اینها جنگ را شروع کرد، نه مذاکرهای که خود آقای شهید بالا سر آن بود و مشخص بود بدون اذن ایشان به جایی نخواهد رسید. چرا الان این حرفها را میزنند؟ زیرا میخواهند اگر فردا درگیریای رخ داد، بگویند مذاکرهکنندگان مقصر آن بودند. محمدی افزود: این حرفها آدرس غلط دادن به جامعه است؛ حالا در مورد این شخص و مذاکراتی که توسط خودشان، دوستان و نزدیکان ایشان انجام شده، صلاحیت بیشتری دارم که حرف بزنم، اما سکوت میکنم، چون آن موقع که این کار را میکردند به وظیفه خود عمل میکردند.