حسنهانیزاده ، کارشناس مسائل خاورمیانه نوشت: شرایط منطقه در پی مجموعهای از تغییرات، دچار پیچیدگیهای سیاسی، امنیتی و نظامی شده است. وضعیت روسیه و اوکراین و این احتمال که گفته میشود آمریکا بهزودی از ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، عبور خواهد کرد و شرایط برای تغییر ریشهای در ساختار حاکمیت اوکراین فراهم خواهد شد، میتواند مقدمهای برای پایان جنگ روسیه و اوکراین باشد.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بازارهای جهانی نفت در آستانه فصل پاییز و زمستان دچار آشفتگی شدهاند و بازارهای جهانی بهشدت به نفت و گازوئیل روسیه نیاز دارند. از سوی دیگر، جنگ یمن و عربستان وارد مرحلهای خطرناک شده است و تمام فعالیتهای اقتصادی، عمرانی و اجتماعی در عربستان، بهدلیل جنگ با یمن، متوقف شدهاند. وضعیت تنگه هرمز نیز به نقطهای انفجاری رسیده؛ به گونهای که طی یک هفته، دستکم چهار کشتی بر اثر برخورد با مین آسیب دیده و منفجر شدهاند و شرایط بسیار بحرانی است.
در چنین شرایطی، مجموعهای از اتفاقات نیز رخ داده که یکی از آنها تهدید آشکار دونالد ترامپ به استفاده از «مادر بمبها» یا بمب تاکتیکی علیه ایران است. این تهدیدها میتوانند صلح جهانی را به مخاطره بیندازند؛ زیرا استفاده از سلاحهای ممنوعه علیه کشوری مانند ایران ممکن است به جنگی گسترده در سطح جهان منجر شود. از سوی دیگر، تحرکاتی پشت پرده وجود دارد که نشان میدهد فضای منطقه بهسمت آرامش و پایاندادن به درگیریهای میان ایران و آمریکا حرکت میکند.
اظهارات اخیر وزیر خارجه مصر درباره ضرورت تحرکات دیپلماتیک برای پایاندادن به جنگ ایران و آمریکا، آمادگی قطر و پادشاهی عمان برای انجام مجموعهای از میانجیگریها میان ایران و آمریکا که از مدتها پیش وجود داشته و همچنین تبادل برخی پیامها میان ایران و آمریکا از طریق قطر طی هفتههای اخیر، همگی از جمله نشانههای این روند هستند.
بنابراین، بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله مصر، پاکستان، ترکیه، قطر و پادشاهی عمان، درصدد هستند وضعیت را از حالت نه جنگ و نه صلح خارج کنند و به مرحلهای از صلح پایدار برسانند. دلیل این مسئله آن است که عربستان، بهعنوان یکی از کشورهای عربی منطقه، بهشدت از جنگ با یمن آسیب دیده است. از سوی دیگر، وضعیت تنگه هرمز نیز بهگونهای است که اقتصاد کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده است.
بنابراین، به نظر میرسد که علیرغم تهدیدها و فشارهای روانی، شرایط بهگونهای است که تلاشهای قطر و پادشاهی عمان برای کاهش تنشها جدی است. این دو کشور، بهعنوان اعضای شورای همکاری خلیج فارس، در گذشته نیز در کاهش تنشهای منطقهای نقش داشتهاند و اکنون نیز ممکن است تلاشهای آنها به توافقی جدید میان ایران و آمریکا منجر شود؛ زیرا این دو کشور، بهدلیل نزدیکی سیاستهایشان به آمریکا، از ظرفیت بالایی برخوردارند و میتوانند در کاهش تنشهای میان ایران و آمریکا مؤثر واقع شوند.
در این شرایط به نظر میرسد هر احتمالی وجود دارد. در حال حاضر، بنیامین نتانیاهو بهشدت بهدنبال ایجاد بحران است؛ این در حالی است که آمریکاییها در شرایط فعلی آمادگی ورود به جنگ را ندارند. از سوی دیگر با توجه به وضعیت بازارهای نفتی، افزایش قیمت حاملهای انرژی در آمریکا، شرایط ناپایدار اجتماعی و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، شرایط بهگونهای نیست که آمریکاییها بخواهند بهصورت ناگهانی، طی دو هفته آینده، حملهای را علیه ایران سازماندهی کنند.
بااینحال، هر احتمالی را باید در نظر گرفت؛ زیرا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، بهشدت به ایجاد یک بحران نیاز دارد، به گونهای که حزب لیکود برای پیروزی در انتخابات آینده کنست، به یک حمله برقآسا علیه ایران نیاز دارد تا بتواند به دستاورد نظامی دست پیدا کند و از این طریق، محبوبیت خود را در میان صهیونیستها افزایش دهد. ازاینرو، دونالد ترامپ اکنون بهشدت تحت فشار لابی صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای حمله به ایران قرار دارد.
به نظر میرسد این سناریو محتملتر باشد و باید آن را جدی گرفت؛ زیرا ممکن است آمریکا سیگنالهای فریبندهای به ایران ارسال کند و سپس بهصورت ناگهانی به ایران حمله کند. طبیعتاً، در چنین شرایطی، دستگاه دیپلماسی ایران و همچنین نیروهای مسلح باید تمام تحرکات آمریکا و اسرائیل را بهدقت رصد کنند.