این در حالی است که مواضع مسئولان کشورمان در قبال مذاکره، توافق یا جنگ ثابت و مشخص است. برای بررسی تحولات میان تهران و واشنگتن «آرمان ملی» با مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کرده که میخوانید.
*تحولات پیرامون ایران و آمریکا را با توجه به آنچه در صحنه عمل رخ میدهد، چگونه ارزیابی میکنید؟
یک گزاره مهم در مواضع این روزهای مقامات آمریکایی در خصوص جنگ در منطقه خلیج فارس را باید مد نظر قرار داد و با توجه به این گذاره میتوانیم درک روشنی از تحولات داشته باشیم. به هر حال ما درگیر یک جنگ چندبعدی و چندلایه هستیم و غیر از عرصه نظامی به عرصههای اقتصادی، سیاسی، رسانهای، روانی و شناختی هم کشیده شده است. گرچه توپخانهها کار نمیکند ولی جنگ در ابعاد دیگری ادامه دارد. اینکه اظهارات آمریکاییها به ویژه ترامپ طی روزهای اخیر افزایش داشته و تلاش میکنند در کنار تشدید تحریم اقتصادی از لحاظ جنگ رسانهای و روانی، هم افکار عمومی آمریکا و هم داخل ایران را تحت تاثیر قرار دهند. هرچه به انتخابات میاندورهای در آمریکا نزدیکتر میشویم ترامپ تلاش خواهد کرد پیامدهای جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز را کمتر نشان دهد. مردم آمریکا در هفتهها و ماههای اخیر به دلیل افزایش قیمت نفت، بنزین و گازوئیل در تنگنای قرار گرفتهاند. نظرسنجیها نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف هستند. ترامپ تلاش میکند به نوعی تجاوز به ایران را توجیه کند. حال چه با تکرار این موضوع که ما نمیخواهیم ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند یا در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بخش عمده زیرساختهای هستهای را از بین بردیم. بحث دیگر که مطرح میشود کوهکلنگ است که در مورد امکان حمله به آن صحبت میکنند. اینها مواضعی است که دولت آمریکا تلاش میکند تهدید علیه ایران را تشدید کند و هم اینکه بگوید آمریکا همچنان پایبند به مقابله با برنامههای هستهای ایران است. آمریکاییها میدانند در مدت باقی مانده تا انتخابات میاندورهای اگر بخواهند نسبت به اقدامات ایران در تنگه هرمز واکنش نظامی نشان دهند تبعات غیر قابل پیشبینی برای آمریکا خواهد داشت. از این جهت که قطعا واکنش ایران به هر اقدام آمریکا متفاوت از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه خواهد بود و ایران از سلاحهای جدید برای اهداف جدید استفاده خواهد کرد که میتواند تبعات منطقهای و جهانی زیادی داشته باشد. آمریکاییها به خوبی دریافتهاند که ایران چه تواناییهای بالایی در منطقه دارد.
*روز گذشته مطرح شد که مذاکرات میان ایران و آمریکا از مسیر میانجیهای عمانی و قطری پیگیری میشود؛ با توجه به مواضع طرفین چقدر میتوان به بازگشت دو طرف به مذاکره امیدوار بود؟
در این زمینه دو گزاره مهم مطرح است اینکه این جنگ در نهایت با یک مذاکره و توافق پایان پیدا میکند و چگونگی آن بستگی به این دارد که طرفین چطور بتوانند دستاوردها و ابزارهای نظامی خود را در پشت میز مذاکره به توافق پیوند بزنند. به نظر میرسد یکی از طرفین باید انعطاف بیشتری درخصوص رسیدن به چارچوب تفاهم رفتار کند و به همین دلیل مقامات ما در سطوح مختلف همواره بر دو گزاره مهم تاکید میکنند. ما در کنار جنگ، مذاکره را برای رسیدن به برخی دستاوردها مدنظر قرار میدهیم. این نکتهای است که طرفین میدانند پیامدهای یک جنگ دیگر تا چه حد میتواند غیر قابل پیشبینی و آسیبزا باشد و افزایش تنش را در برخی مناطق جهان در پی داشته باشد. از طرفی در داخل آمریکا هم صداهای دیگری شنیده میشود، حال اینکه این صداها تا چه حد متفاوت و جدی است و آیا پوششی برای ایفای نقش پلیس خوب یا پلیس بد است، باید مورد بررسی قرار گیرد. به نظر میرسد جی. دی. ونس معاون رئیسجمهور آمریکا نگاه متعادلتری نسبت به ایران دارد. در داخل ایران نیز باید این مواضع را برای رسیدن به اهداف مد نظر قرار داد. در همه جنگها قطعا تواناییهای نظامی میتواند پشتوانه یک مذاکره قدرتمند باشد و ما باید از این موقعیت و دستاورد مهم در سطح منطقه در تثبیت جایگاه سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران که برای جهان آشکار شده استفاده حداکثری را ببریم. در عین اینکه آمادگی نظامی باید در سطح صددرصد باشد.
* جایگاه تنگه هرمز به عنوان یک برگ برنده در تحولات میان ایران و آمریکا چگونه تحلیل میکنید؟
آمریکاییها دنبال کُند کردن ابزار ژئوپلتیکی مثل تنگه هرمز هستند. به همین دلیل تلاش کردند کریدور جنوبی را راه بیندازند که بتوانند سطح صادرات نفت را افزایش داده و به همین ترتیب از افزایش قیمت نفت جلوگیری کنند. در قبال سیاست آمریکا ما شاید در چند هفته اول کمی با تعدیل و نوع خویشتنداری نسبت به تردد این کشتیها برخورد میکردیم ولی با تشدید تحریمها و منحاصره اقتصادی ایران سعی میکند از ابزار ژئوپلتیکی مثل تنگه هرمز بیشتر استفاده کند و تجربه هم ثابت کرده که شرایط در تنگه هرمز به وضع قبل از جنگ ۴۰ روزه باز نخواهد گشت. این نکتهای است که آمریکاییها نسبت به آن تحت فشار قرار میگیرند و این حملات نیز در همین راستا میتواند اثرگذاری خود را در داخل آمریکای آمریکا داشته باشد و هزینهها را در سطح منطقه و جهان برای آمریکا و شرکایش افزایش دهد. البته در مقابل آمریکا تلاش میکند که همچنان موضوع هستهای را در اولویت اول خود قرار دهد.