سیدعلی سقائیان، سفیر پیشین ایران در ارمنستان نوشت: پروژهای که دونالد ترامپ سال گذشته درباره ارمنستان مطرح کرد و به «مسیر ترامپ» معروف شد، بیش از آنکه ماهیتی اقتصادی داشته باشد، جنبه سیاسی داشت. بااینحال، برای ارزیابی این طرح باید به واقعیتهای تاریخی و ژئوپلیتیکی منطقه و بهویژه روابط ارمنستان و ایران پس از استقلال این کشور توجه کرد.
جمهوری اسلامی ایران همواره در مقاطع حساس تاریخی در کنار ارمنستان بوده و نقش مهمی در تأمین نیازهای این کشور ایفا کرده است. در دورانی که ارمنستان با محدودیتهای جدی در مسیرهای ارتباطی و تجاری خود مواجه شد، ایران به کمک این کشور آمد. برای نمونه، زمانی که مسیرهای انتقال کالا و سوخت از طریق گرجستان و در دوره ریاستجمهوری ساکاشویلی با محدودیت مواجه شد و سوخت و مواد غذایی به ارمنستان نمیرسید، جمهوری اسلامی ایران ظرف ۲۴ ساعت سوخت و مواد غذایی مورد نیاز این کشور را تأمین کرد. در آن مقطع، ایران عملاً نقش ناجی ارمنستان را ایفا کرد.
حتی نخستوزیر وقت ارمنستان نیز به این موضوع اشاره کرده بود که به دلیل اتمام ذخایر سوخت و آرد، دولت درصدد تهیه و چاپ کوپن بوده است. این تجربه تاریخی نشان میدهد که روابط ایران و ارمنستان صرفاً به مناسبات سیاسی روزمره محدود نیست، بلکه بر پایه واقعیتهای جغرافیایی، نیازهای متقابل و تجربههای مشترک شکل گرفته است.
ارمنستان همچنان نتوانسته روابط خود را با دو همسایهای که مرزهایش با آنها بسته بوده، بهطور کامل عادیسازی کند. از یک سو، ادعاهای ارضی باکو همچنان مطرح میشود و از سوی دیگر، روابط ارمنستان با ترکیه نیز با فراز و نشیب همراه است و هنوز به سطحی از عادیسازی پایدار نرسیده است.
در چنین شرایطی، مرز مشترک ایران و ارمنستان، به طول تقریبی ۴۵ کیلومتر، از اهمیت راهبردی ویژهای برخوردار است. در ارتباط با طرح موسوم به «مسیر ترامپ»، مسئله اصلی به وضعیت جغرافیایی نخجوان و تلاش جمهوری آذربایجان برای ایجاد مسیر ارتباطی میان خاک اصلی خود و این منطقه بازمیگردد. این موضوع از گذشته نیز مطرح بوده است.
جمهوری اسلامی ایران در همین زمینه پیشنهاد داده است که ارتباط با نخجوان از طریق خاک ایران برقرار شود؛ مسیری که امکان عبور آسان کامیونها را فراهم میکند و بنا بر پیشنهاد مطرحشده، میتواند بدون دریافت عوارض مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، برای بررسی این طرح باید علاوه بر ملاحظات سیاسی، گزینههای جایگزین و ظرفیتهای جغرافیایی موجود در منطقه را نیز در نظر گرفت.
اظهارات نیکول پاشینیان درباره گسترش روابط با غرب را نیز باید در چارچوب واقعیتهای سیاسی و ژئوپلیتیکی ارمنستان تحلیل کرد. اگرچه چنین مواضعی ممکن است با استقبال کشورهای غربی مواجه شود، اما تثبیت جایگاه ارمنستان در اولویتهای سیاست خارجی غرب به زمان نیاز دارد.
ارمنستان نمیتواند انتظار داشته باشد که در شرایط کنونی، در زمره اولویتهای اصلی سیاست خارجی آمریکا و اروپا قرار گیرد. افزون بر این، ایران نیز در موضوعاتی که با منافع ملی و امنیت مرزهایش ارتباط مستقیم دارند، موضعی جدی و قاطع خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که در دفاع از منافع ملی خود با هیچ کشوری تعارف ندارد.
برگزاری رزمایشهای نظامی در مناطق مرزی، بهویژه در دورههای حساس مناقشه قرهباغ، حامل پیامهای روشنی درباره حساسیت ایران نسبت به تحولات منطقه بوده است. از این منظر، مواضع ایران درباره تحولات قرهباغ و ضرورت جلوگیری از تعرض به ارامنه نیز باید در چارچوب سیاستهای امنیتی و منطقهای کشور ارزیابی شود؛ چراکه ایران همواره بر ضرورت حفظ ثبات منطقه و صیانت از منافع ملی خود تأکید داشته است.
با وجود این، مسئله اصلی برای ایران، صرفاً رقابت سیاسی میان قدرتهای خارجی نیست؛ بلکه پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی اجرای احتمالی این طرح اهمیت اساسی دارد. اگر ایالات متحده برای اجراییشدن مسیر ترامپ به ارمنستان فشار وارد کند یا درصدد استقرار نیرو در این منطقه برآید، چه تحت پرچم خود و چه در چارچوب ناتو یا ائتلافی دیگر، موضوع از سطح یک پروژه ارتباطی فراتر خواهد رفت و به مسئلهای مرتبط با امنیت ملی ایران تبدیل خواهد شد.
حضور نیروهای بیگانه، بهویژه نیروهای آمریکایی، در مجاورت مرزهای ایران و کشورهای همسایه، از نگاه تهران خط قرمز امنیتی محسوب میشود. تجربه تحولات منطقه، از جمله وضعیت عراق، نیز نشان داده که ایران نسبت به استقرار نیروهای خارجی و گسترش حضور نظامی ناتو در نزدیکی مرزهای خود حساسیت جدی دارد.