در حالی که شرایط سیاسی کشور نیازمند آرامش و انسجام است، عدهای از تندروها در تجمعات شبانهای که با قصد و نیت دیگری شکل گرفته، رو در روی قوهقضاییه ایستادهاند و در آخرین اعلام نظر، از محسنیاژهای خواستهاند از مقام خود کنارهگیری کند. درست است که چنین سخنانی در حد همان تجمع اثر دارد و به سختی میتواند تا خیابان دیگر کشیده شود، اما موضوع فروکاستن شأن قوه قضاییه است. میتوان مخالف بود و مخالفت خود را ابراز کرد، اما مخالفت با ریاست قوه قضاییه را چطور میتوان تفسیر کرد؟ مخالفت با روش اجرایی یک مدیر در دایره اجرایی قابل درک است. مدیر تصمیمی گرفته و عدهای با آن مخالف هستند. این عده مخالفت خود را ابراز میکنند. حالا یا آن مدیر تحت تاثیر مخالفتها قرار میگیرد و برای کاستن از حجم مخالفتها قدم برمیدارد، یا وارد گفتوگو و تعامل با مخالفان میشود و یا آنها را ندیده میانگارد و کار خودش را ادامه میدهد. مخالفت با مدیر اجرایی در هر حوزهای که باشد ناظر بر عملکرد اجرایی است. قوه قضاییه ماهیت دیگری دارد و مخالفت با آن، نه مخالفت با روش دادرسی که مخالفت با مصداقهای روشن است. قوه قضاییه در یک سال گذشته نسبت به چند پرونده حساس کار خود را بیتوجه به فشارهای سنگین جریانهای سیاسی انجام داده و حالا ظاهرا تندروها تحمل خود را از دست دادهاند. اگر از تندروها سوال شود که با چه چیزی از قوه قضاییه مخالفت میکنید، بیتردید به یک یا دو پرونده خاص اشاره میکنند. رفتار تندروها آنجا عجیب میشود که یکی از شناخته شدهترین چهرههای این جریان به همین قوه شکایت کرده است. شکایت حق هر کسی است که مورد ظلم قرار گرفته است. قوه قضاییه هم برای رسیدگی به همین مسائل تشکیل شده و باید به شکایتها بدون اغماض و فشار رسیدگی شود. در عین حال دو اتفاق را میتوان در کنار هم مشاهده کرد؛ گروهی چنان از در مقابله و مخالفت با قوه قضاییه درآمدهاند که خواهان کنارهگیری رئیس باسابقه این قوه شدهاند و یکی از چهرههای شناخته شده همین جریان به همین قوه قضاییه شکایت برده است. آیا میتوان از یک سو دستگاه قضایی را به دلیل عملکردش زیر فشار گذاشت و از سوی دیگر، برای برخورد با منتقدان و مخالفان به همان دستگاه متوسل شد؟ پاسخ ساده این است که انتقاد از قوه قضاییه و شکایت به آن، بهخودیخود هیچ تناقضی ندارند. شهروندان، نمایندگان مجلس و حتی منتقدان سرسخت دستگاه قضایی حق دارند از عملکرد آن انتقاد کنند و در صورت ادعای وقوع جرم نیز شکایت خود را به مراجع قانونی ببرند. مسئله از جایی آغاز میشود که این دو رفتار، نه بر اساس یک معیار ثابت، بلکه متناسب با منافع سیاسی افراد و گروهها تغییر کند.
تندروها و عبور از ملاحظات
در ماههای اخیر، انتقاد از قوه قضاییه در بخشی از جریانهای تندرو صریحتر شده است. در برخی تجمعات شبانه، مطالبه کنارهگیری رئیس قوه قضاییه نیز مطرح شده؛ اتفاقی که دستکم از نظر لحن و شکل بیان، قابل توجه است. در ساختار سیاسی ایران، قوه قضاییه همواره از جایگاهی برخوردار بوده که انتقاد از آن، بهویژه در سطح مدیریت عالی، برای همه جریانها آسان نبوده است. اکنون، اما بخشی از نیروهایی که خود را مدافع ساختار رسمی میدانند، با لحنی سخن میگویند که پیشتر بیشتر در نقد دولت یا جریانهای رقیب به کار میرفت. البته از شنیده شدن شعار علیه رئیس قوه قضاییه نمیتوان نتیجه گرفت که معترضان توان تحمیل خواسته خود را دارند یا موازنه قدرت در ساختار سیاسی تغییر کرده است. میان جسارت در بیان اعتراض و برخورداری از قدرت برای تغییر تصمیمها فاصله زیادی وجود دارد. برای تشخیص اینکه این صراحت نشانه افزایش نفوذ یک جریان است یا صرفاً حاصل کاهش ملاحظات در بیان اعتراض، باید دید آیا این فشارها به تغییر در تصمیمهای قضایی، جابهجایی مدیران یا تحول چشمگیر منجر میشود یا نه. با این حال، نفس عبور از برخی ملاحظات پیشین اهمیت دارد. هنگامی که نیروهایی با ادعای دفاع از نظم سیاسی، رئیس یکی از مهمترین نهادهای آن را هدف میگیرند، این پرسش مطرح میشود که اعتراض آنها به عملکرد دستگاه قضایی است یا اختلاف بر سر حدود اختیارات و نتایج تصمیمهای آن.
رسیدگی به شکایت نماینده
بر اساس گزارشی که رجانیوز در سال گذشته منتشر کرد، در پی شکایت یکی از نمایندههای مجلس، صاحب یکی از اکانتهای توییتری محکوم شده و همان زمان رسیدگی به پرونده چند متهم دیگر نیز مطرح شده بود. اگرچه برای داوری درباره جزئیات پرونده نیاز به اطلاعات کافی وجود دارد با این حال، اصل ماجرا برای بررسی رابطه این جریان با قوه قضاییه اهمیت دارد. نماینده مجلس نزدیک به تندروها مانند هر نماینده یا شهروند دیگری، حق دارد اگر معتقد است حیثیت یا حقوق قانونی او نقض شده، به مرجع قضایی مراجعه کند و قوه قضاییه هم باید فارغ از حواشی احتمالی در اطراف چنین شکایتی به موضوع رسیدگی کند. هیچکس را نمیتوان صرفاً به دلیل آنکه منتقد یک جریان سیاسی است، از حق شکایت محروم کرد. همانطور که انتقاد از رئیس قوه قضاییه لزوماً به معنای دشمنی با دستگاه قضایی نیست، شکایت از یک حساب کاربری نیز بهخودی خود نشانه تلاش برای سرکوب منتقدان محسوب نمیشود. تشخیص این موضوع به محتوای شکایت، مستندات آن و نحوه رسیدگی قضایی وابسته است. اما پرسش سیاسی همچنان باقی است. آیا کسانی که از قوه قضاییه انتظار برخورد قاطع با مخالفان خود دارند، هنگامی که تصمیم یا عملکرد این قوه مطابق خواستهشان نیست نیز به همان اندازه از استقلال آن دفاع میکنند؟ آیا اقتدار قضایی را یک اصل عمومی میدانند یا ابزاری برای تحقق مطالبات خود؟
تندروها و اقتدار مشروط
برای پاسخ دقیق، نباید همه معترضان به قوه قضاییه و همه کسانی را که به این قوه شکایت میبرند، یک گروه واحد فرض کرد. صرف همسویی سیاسی افراد نیز ثابت نمیکند که آنها در همه موضوعات موضع یکسانی دارند. بنابراین، نسبت دادن یک رفتار دوگانه به تمام جریان تندرو، بدون شواهد روشن از ارتباط میان مواضع و کنشگران، میتواند به سادهسازی ماجرا منجر شود و اتفاقا ساده کردن موضوع پیچیده همان مسالهای است که باید از آن پرهیز کرد. در عین حال در سطح یک الگوی سیاسی، میتوان از اقتدار قضایی مشروط سخن گفت. یعنی وضعیتی که قدرت دستگاه قضایی تا زمانی مطلوب است که علیه رقیب سیاسی بهکار گرفته شود و زمانی که تصمیم قوه قضاییه و اینجا حکمی که قاضی رسیدگی کننده صادر میکند، برخلاف انتظار یک جریان صادر میشود، همان دستگاه با حمله و فشار روبهرو خواهد شد. البته روشن است که این الگویی نیست که به نام تندروها نوشته شده باشد و هر جریان سیاسی ممکن است گرفتار آن شود، اما درباره جریانی که خود را مدافع قانون، نظم و اقتدار نهادهای رسمی معرفی میکند، اهمیت بیشتری دارد. تندروها باید بدانند معیار سنجش پایبندی به استقلال قضایی، نه تعداد شکایتهاست و نه شدت انتقادها. معیار آن است که آیا فرد و جریان سیاسی، حق رسیدگی مستقل را حتی در پروندههایی میپذیرد که نتیجه آنها به زیان خود اوست؟ آیا همانقدر که از برخورد با منتقدانش استقبال میکند، در برابر احتمال محکومیت یا رد شکایت خود نیز به روند قانونی تمکین میکند؟ از اینها گذشته آیا جریان تندرو که در حال حاضر قدرت بیشتری در تجمعات خیابانی از خود نشان میدهد، متوجه هست که حمله به قوه قضاییه در نهایت میتواند موجب ضعف این قوه بسیار مهم شود؟ آیا وقت آن نرسیده که چهرههای شناخته شده جریان تندرو نسبت به نتیجه چنین رفتارهایی به طرفداران خود هشدار بدهند؟