علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل خاورمیانه نوشت: در شرایط کنونی معادلات یمن پیچیده شده است و این در حالیست که انصارا... از قبل چند هدف را دنبال میکرد. نخست اینکه بهعنوان نیرویی که از مشروعیت برخوردار است، بتواند در یمن، در کنار حکومت موجود یا بهصورت مستقل، حکومتی تشکیل دهد و به رسمیت شناخته شود.
دومین مسأله این است که انصارا... میخواهد محاصره هوایی و دریایی یمن برداشته شود. این محاصره که عربستان و برخی کشورهای دیگر برقرار کردهاند، مدتهاست ادامه دارد و انصارا... در پی شکستن آن است. بنابراین، این گروه بر اساس همین دو هدف به جنگ ادامه میدهد.
به بیان دیگر، میخواهد نشان دهد که اگر قرار باشد محاصره هوایی و دریایی ادامه پیدا کند، آنها نیز میتوانند در مقابل اقدام کنند؛ برای مثال، فرودگاهها را هدف قرار دهند و فعالیت آنها را مختل کنند. همچنین، بهویژه در حوزه نفت عربستان، میتوانند اقداماتی انجام دهند که صادرات نفت این کشور بهراحتی امکانپذیر نباشد. به این ترتیب، انصارا... میخواهد نشان دهد که عربستان نیز واقعاً آسیبپذیر است. از نظر سرزمینی نیز انصارا... در حال پیشبرد اهداف خود است و تلاش میکند به بابالمندب و تعز نزدیک شود. اگر تحولات به همین شکل ادامه پیدا کند، احتمال دارد دامنه تهاجم به خاک عربستان نیز کشیده شود و از این منظر احتمالاً حوثیها، در حال نزدیک شدن به اهداف خود هستند.
عربستان بهتنهایی نمیتواند بهراحتی در مقابل آنها بایستد و در نهایت ممکن است ناچار شود به این دو خواسته حوثیها تن بدهد. بااینحال، از سوی دیگر، ائتلافی متشکل از پاکستان، ترکیه و برخی کشورهای دیگر نیز مطرح است که بهشدت بمباران فرودگاه سعودی را محکوم کردهاند و حالا ترکیه در حال ارائه توافقنامه ائتلاف سهجانبه به مجلس برای کسب تأیید نهایی است؛ توافقی که احتمالاً میتواند زمینه اعزام نیرو، ارسال هواپیما یا مشارکت در جنگ را فراهم کند. حوثیها نیز چند روز است که آمریکا را بهشدت تهدید میکنند و هشدار میدهند که بههیچوجه وارد این جنگ نشود.
از طرف دیگر، برخی معتقدند که ادامه جنگ به نفع اسرائیل است؛ زیرا با تداوم درگیری، عربستان نیز تضعیف میشود و ممکن است در نهایت ناچار شود به طرح ابراهیم بپیوندد و در کنار اسرائیل قرار بگیرد؛ به این معنا که از اسرائیل کمک بخواهد، چه در قالب مشاوره و چه از نظر نظامی. در نهایت نیز ممکن است با نزدیکتر شدن روابط دو طرف، عربستان به پیمان ابراهیم بپیوندد. از این منظر است که برخی معتقدند این جنگ به نفع اسرائیل تمام میشود و اسرائیل در این معادله نقش بازیگری را دارد که از شرایط موجود بهرهبرداری میکند.
بنابراین، میتوان تحولات را به این صورت تحلیل کرد که اگر یک ائتلاف بینالمللی برای حمایت از عربستان وارد عمل نشود و به کمک آن نشتابد، عربستان ممکن است ناچار شود از طریق میانجیگری، که احتمالاً میتواند از سوی ایران صورت بگیرد، به این دو خواسته حوثیها تن بدهد. این دو خواسته بر این اصل است که نخست، حوثیها بهعنوان نیروی سیاسی که از مشروعیت برخوردار است، در بخشی از سرزمین یمن حضور و نفوذ دارد و احتمالاً میتواند حکومت تشکیل دهد، به رسمیت شناخته شوند و دوم، برداشته شدن محاصره دریایی و هوایی.
اگر ائتلافی متشکل از اسرائیل، آمریکا و کشورهای دیگری مانند مصر، ترکیه و پاکستان شکل بگیرد و آنها تصمیم بگیرند وارد جنگ شوند، تردیدی نیست که درگیری طولانیتر خواهد شد. در چنین شرایطی، ممکن است برخی سرزمینها به تصرف یک طرف درآیند و سپس دوباره از دست بروند؛ اما اگر سربازانی از ترکیه یا پاکستان در این جنگ کشته شوند، بعید است مردم این کشورها در برابر آن سکوت کنند. در مجموع، میتوان دو سناریوی اصلی را برای آینده این تحولات در نظر گرفت؛ نخست، اگر ائتلافهای بینالمللی وارد جنگ شوند، احتمال دارد درگیری طولانی شود و جنگ برای مدتی ادامه پیدا کند. دوم، ممکن است از طریق میانجیگری یک کشور ثالث مذاکراتی درباره دو موضوع اصلی، یعنی دستکم برداشته شدن محاصره دریایی و به رسمیت شناختن حوثیها و پذیرش مشروعیت سیاسی آنها، انجام شود.