بستن
کد خبر: ۱۵۲۲۸۱۳
«آرمان ملی» از حمله تندرو‌ها به قوه قضائیه گزارش می‌دهد

تحرک سنگین پاجوش‌ها

تحرک سنگین پاجوش‌ها
آرمان ملی: از زمانی که تب‌وتاب‌های سال‌های اول بعد از انقلاب فروکش تا همین چند ماه قبل، قوه قضائیه چنان جایگاهی داشت که کمتر کسی می‌توانست از در مقابله درآید.

منتقدان هم سعی می‌کردند به نرم‌ترین زبان ممکن اگر انتقادی دارند مطرح کنند و چه بسا بسیار به‌جای اینکه مستقیما به قوه قضاییه اشاره شود، از برخی نهاد‌ها سخن به میان می‌آمد. با وجود چنین سابقه‌ای، در ماه‌های اخیر دیده شده که برخی از تندرو‌ها در تجمعات خود قوه قضائیه را با تندترین لحن خطاب قرار می‌دهند و آنچه که تاکنون دیده شده، تحمل قوه قضائیه نسبت به این افراد بوده است. این روز‌ها در بین بخشی از تندروها، لحن انتقاد‌ها صریح‌تر شده و مرز‌های پیشین در مواجهه با قوه قضائیه کمتر رعایت می‌شود. چه اتفاقی افتاده که برخی از این نیرو‌ها دیگر ابایی از حمله مستقیم به دستگاه قضایی ندارند؟ آیا احساس می‌کنند هزینه چنین رفتاری کاهش یافته یا درصدد محک زدن قوه قضائیه هستند؟ 

اطمینان و اعتماد به‌نفس

یکی از مهم‌ترین زمینه‌های این تغییر لحن را باید در پرونده حمید رسایی جست‌و‌جو کرد. اجرای حکم حبس این نماینده مجلس و چهره شناخته‌شده جریان تندرو، به موضوعی فراتر از یک پرونده قضایی تبدیل شد. رسایی نه یک منتقد بیرون از ساختار قدرت، بلکه از چهره‌هایی است که سال‌ها در فضای سیاسی رسمی کشور حضور داشته و مواضعش با بخش‌هایی از جریان اصولگرا پیوند خورده است. از همین رو، اجرای حکم او برای برخی حامیانش این پرسش را ایجاد کرد که چرا دستگاه قضایی در مواجهه با یکی از چهره‌های نزدیک به این جریان، چنین تصمیمی گرفته است. در این میان، واکنش‌ها به اجرای حکم نیز اهمیت پیدا کرد. انتقاد از قوه قضائیه در بخشی از موضع‌گیری‌ها از اعتراض به یک پرونده مشخص فراتر رفت و به زیر سؤال بردن عملکرد و اعتبار این نهاد نزدیک شد. در چنین شرایطی، مسأله فقط محکومیت یک نماینده نیست؛ موضوع به حدود نفوذ سیاسی، انتظار برخورد متفاوت با چهره‌های همسو و مناسبات میان نهاد‌های مختلف قدرت گره می‌خورد. این در حالی است که همزمان با رسایی، دو چهره شناخته شده اصلاح‌طلب نیز احکام خود را دریافت کرده‌اند، اما ظاهرا اصلاح‌طلبان مواجهه منطقی و معقول‌تری با احکام خود داشته‌اند و تاکنون اظهار ناراحتی از آنها مشاهده نشده است. هرچند انتقاد از یک حکم قضایی به‌خودی خود امری غیرعادی نیست. آنچه نیازمند بررسی است، شدت و دامنه حملات و نسبت آنها با پرونده‌ای است که به یکی از چهره‌های شناخته‌شده جریان تندرو مربوط می‌شود. در روز‌های اخیر تصاویری از تجمع و سخنرانی یکی از زنان شناخته شده تندرو منتشر شده است. فرد مورد نظر با صدای بلند محسنی اژه‌ای را خطاب قرار داده و می‌گوید: من واقعا نمی‌دونم شما فردای قیامت جواب این مردم رو چه می‌خواهید بدهید؟ جواب خون شهدا رو چی می‌خواهید بدید، جناب اژه‌ای؟ صرف نظر از لحن تند این زن، اعتماد به نفس عجیبی است که از خود نشان می‌دهد. به راستی این اعتماد و اطمینان به خود ریشه در چه چیز دارد؟ چرا بنا را بر این گذاشته که آقای اژه‌ای در مقام ریاست قوه قضاییه اشتباه می‌کند و خود او و همفکرانش درست می‌گویند و حالا به آقای اژه‌ای می‌گوید که فردای قیامت چه جوابی خواهید داشت؟

تغییر محاسبه سیاسی

یکی از توضیح‌های احتمالی برای صراحت بیشتر این جریان، تغییر محاسبه درباره هزینه و فایده رویارویی است. سیاستمداران معمولاً تنها بر اساس میزان مخالفت خود با یک تصمیم موضع نمی‌گیرند؛ آنها هزینه سکوت، عقب‌نشینی و اعتراض را نیز محاسبه می‌کنند. برای چهره‌ای که بخش مهمی از اعتبار سیاسی خود را از حمایت هوادارانش به دست می‌آورد، سکوت در برابر محکومیت یک هم‌جریان می‌تواند به معنای از دست دادن بخشی از پایگاه سیاسی باشد. در چنین وضعی، حمله علنی به قوه قضاییه ممکن است راهی برای نشان دادن وفاداری به هواداران و حفظ موقعیت درون جریان سیاسی باشد. به بیان دیگر، ممکن است برخی از این نیرو‌ها به این نتیجه رسیده باشند که هزینه سکوت در برابر تصمیم دستگاه قضایی، از هزینه انتقاد مستقیم بیشتر است. بااین‌حال، این احتمال را نباید با اثبات برخورداری از مصونیت سیاسی اشتباه گرفت. اجرای حکم رسایی نشان می‌دهد که دست‌کم در این پرونده، موقعیت سیاسی او مانع اجرای تصمیم قضایی نشده است. بنابراین، تندی لحن را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه آن دانست که این چهره‌ها از پشتوانه‌ای برخوردارند که هرگونه پیامد احتمالی را از میان می‌برد.

اختلاف درون اردوگاهی

احتمال دیگری که باید در نظر گرفت، آشکار شدن اختلافاتی است که پیش‌تر درون اردوگاه اصولگرایی وجود داشته، اما لزوماً به رویارویی علنی تبدیل نمی‌شده است. به یاد داریم که «پاجوش‌ها» اولین بار توسط حدادعادل به کار رفت و تا حدی نشان دهنده ناتوانی اصولگرایان در رسیدن به لیست انتخاباتی واحد بود. حدادعادل با تسلطی که بر کلمات دارد به خوبی این واژه را در جای درست نشاند تا مجموعه گروه‌های اصولگرایی نسبت به خود نگاه درست‌تری داشته باشند و حالا همان گروهی که به پاجوش‌ها معرفی شده بودند، تحرک خود را در مقابل قوه قضاییه بیشتر کرده‌اند. با این حال تا زمانی که تصمیم‌های نهاد‌های مختلف با انتظارات یک جریان سیاسی همخوانی داشته باشد، اختلاف‌ها ممکن است در حاشیه باقی بمانند، اما هنگامی که تصمیمی برخلاف انتظار بخشی از آن جریان اتخاذ می‌شود، مرز‌های اختلاف آشکارتر خواهد شد. در چنین شرایطی، انتقاد از قوه قضاییه می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شود. هنگامی که اعتراض به یک حکم از مسیر‌های حقوقی فراتر می‌رود و به کارزاری رسانه‌ای علیه نهاد صادرکننده حکم تبدیل می‌شود، این احتمال مطرح می‌شود که هدف، علاوه بر بیان نارضایتی، بالا بردن هزینه تصمیم برای دستگاه قضایی باشد. البته برای اثبات چنین هدفی باید شواهد مشخصی وجود داشته باشد و نمی‌توان همه منتقدان را دارای انگیزه‌ای یکسان دانست یا هر اعتراض تندی را نتیجه هماهنگی قبلی تلقی کرد. اگر فشار رسانه‌ای با درخواست‌های مشخص برای توقف یا تغییر پیامد‌های یک حکم همراه شود، می‌توان رابطه میان اعتراض سیاسی و تلاش برای اثرگذاری بر تصمیم قضایی را دقیق‌تر بررسی کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار