مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: تصمیم ترامپ برای تسهیل صادرات گازوئیل روسیه به بازارهای جهانی، با هدف ایجاد تعادل در قیمت این محصول، نتیجه استیصال و تنگنای دولت او در شرایط کنونی و آن هم در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است. این تصمیم بازتاب و واکنشهای گستردهای را در رسانههای آمریکایی، دولتهای اروپایی و همچنین در اوکراین به دنبال داشته است؛ چراکه در عمل، امتیازی بزرگ به پوتین محسوب میشود و فرصتی برای ورود میلیاردها دلار به خزانه روسیه فراهم میکند.
این مسئله در شرایطی رخ میدهد که روسیه در وضعیت جنگی با تنگنای مالی شدیدی مواجه است و جنگ در خلیج فارس و افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، فرصت بزرگی برای این کشور بهمنظور فروش نفت و فرآوردههای نفتی فراهم کرده است. تصمیم ترامپ پیامدهای سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی مهمی برای کشورهای غربی دارد؛ کشورهایی که طی نزدیک به پنج سال گذشته، شدیدترین تحریمهای اقتصادی را علیه روسیه اعمال کردهاند. بخش عمدهای از این تحریمها به صادرات نفت، گاز و فرآوردههای نفتی روسیه مربوط میشود.
از این منظر، تصمیم ترامپ بهنوعی خنثیکردن سیاستهای تحریمی کشورهای غربی برای اعمال فشار بر روسیه است. به همین دلیل، این تصمیم بازتاب گستردهای در میان دولتهای اروپایی داشته است؛ دولتهایی که خود نیز به دلیل افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی با تنگنای مالی شدیدی مواجه هستند و تورمی کمسابقه را تجربه میکنند. ترامپ پیش از این نیز از کشورهای اروپایی خواسته بود ذخایر گازوئیل و بنزین خود را آزاد کنند تا از افزایش بیشتر قیمتها در بازارهای جهانی جلوگیری شود. این فشار در آمریکا بهمراتب بیشتر بوده است؛ چراکه افزایش قیمت گازوئیل نیز فشار زیادی بر مردم این کشور وارد کرده است.
حتی پیشنهاد شده بود که صادرات گازوئیل آمریکا به اروپا متوقف شود تا از این طریق، فشارهای اقتصادی بر آمریکاییها تا حدی کاهش یابد. بااینحال، عمده رسانههای آمریکایی بر این نکته تأکید کردهاند که چنین تصمیمهایی ماهیتی کوتاهمدت دارند و تأثیر چندانی بر بازار فرآوردههای نفتی نخواهند گذاشت. از این منظر، ترامپ در آستانه انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا تلاش میکند هر اقدامی را که بتواند برای خود دستاوردی ایجاد کند، در دستور کار قرار دهد؛ اقداماتی که هدف از آنها، کاهش تبعات افزایش قیمت نفت و به خصوص گازوئیل برای مردم آمریکا و جلوگیری از تشدید نارضایتی عمومی است.
البته این تصمیمها هزینههای سیاسی نیز برای آمریکا به همراه دارند. موضع ترامپ در قبال روسیه، از همان ابتدای ورود او به کاخ سفید تا حد زیادی مشخص بود. او اعلام کرده بود که به دنبال گفتوگوی دوجانبه با پوتین و پایاندادن به جنگ اوکراین است. بااینحال، ترامپ تصمیمگیرنده اصلی در این عرصه نبود؛ زیرا تحقق طرحهای پیشنهادی او، که محور اصلی آنها واگذاری سرزمین در برابر صلح بود، به موافقت دولت اوکراین و کشورهای اروپایی نیز نیاز داشت. این دولتها بهشدت با پذیرش طرح پیشنهادی ترامپ مخالفت کردند.
در عمل، با گذشت نزدیک به دو سال از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، همچنان هیچ ابتکار عمل مؤثر یا چشمانداز روشنی برای پایان جنگ اوکراین وجود ندارد. حتی آمریکا مسئولیت برخی سازوکارهایی را که پس از حمله روسیه برای هماهنگی سیاستهای کمک اقتصادی، نظامی و دفاعی به اوکراین در میان کشورهای غربی تشکیل شده بود، به دولت انگلیس واگذار کرد و به نوعی از این بحران عقبنشینی کرد.
از نگاه ترامپ، جنگ اوکراین و مسائل اروپا در اولویت اصلی سیاست خارجی آمریکا قرار ندارند؛ چراکه اولویت کنونی واشنگتن، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است. ترامپ در این شرایط میکوشد در این حوزه دستاوردی برای ارائه به افکار عمومی داشته باشد. با اینحال، بعید به نظر میرسد تصمیمهای شتابزده و هیجانی ترامپ، که بازتاب گستردهای در داخل آمریکا و در میان کشورهای غربی داشتهاند، بتوانند کمک چندانی به کارزارهای تبلیغاتی جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره بکنند.