البته این در صورتی است که مانعی در این کریدور قرار نداشته باشد. در حالی که سالهاست ساختمانهای بلند در این کریدور مانعی بر سر راه جابهجایی هوا بوده است. در این وضعیت پارک جنگلی چیتگر اهمیت مضاعفی مییابد و با اینکه انتظار میرفت مدیریت شهری با تمام توان جلو از بین رفتن این بخش سبز پایتخت را بگیرد، همه چیز دست به دست هم داد تا به گفته نقی شعبانیان معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و معاون توسعه جنگل و کمربند سبز شهرداری تهران، ۴۱ درصد درختان کاملا خشک شدهاند. گفته میشود که در حال حاضر نزدیک ۲۸ درصد درختان در وضعیت بحرانی قرار دارند و البته باید تاکید کرد که این رقم به معنای از بین رفتن حتمی درختان نیست. روایتهای دیگری هم وجود دارد که بیشتر ناظر بر خشک شدن و قطع شدن درختان این پهنه جنگلی پایتخت است. به عبارت دیگر خشکیدگی و قطع گسترده درختان پارک جنگلی چیتگر، بار دیگر مسئله حفاظت از فضای سبز تهران و مسئولیت مدیریت شهری در قبال آن را مطرح کرده است. اختلاف آمارهای منتشر شده درباره تعداد درختان از بین رفته، در کنار توضیحات مسئولان درباره کمبود آب و گسترش آفت، این نکته را برجسته کرده که تاکنون اصل مشکل به روشنی گفته نشده و علاوه بر آن درباره تصمیماتی که برای حل این مشکل گرفته شده یا هنوز گرفته نشده هم روشنگری صورت نگرفته است. این در حالی است که انتظار شهروندان کاملا بجا و درست است و مسئولان شهری باید برای مردم توضیح دهند که مشکل از کجا و چگونه ایجاد شد و برای حل آن چه تمهیداتی اندیشیده شده است. بدیهی است که اختلاف در آمارهای ارائه شده درباره خشکیدگی کامل یا بخشی از منطقه و قرار داشتن بخشهایی در وضعیت خطر موجب دامن زدن به ابهام میشود. هرچند این اختلاف در آمارها میتواند بخاطر اختلاف در زمان و چگونگی بررسی و حتی تفاوت در اطلاق بیماری به درختها باشد و احتمالا عموم شهروندان هم متوجه این مساله هستند، اما بر مسئولان شهرداری فرض است که برای کاستن از ابعاد ابهام آمارهای یکدست و قابل راستیآزمایی ارائه دهند تا فرصت ارزیابی خسارت گرفته نشود. انتشار گزارش رسمی از درختهای باقیمانده، درختان خشکشده و قطعشده و برنامه احیای پارک، نخستین گام عملی برای روشن شدن ابهامات است.
خشکسالی و تشنگی
در حال حاضر که مشکل عمق زیادی یافته و درختان بسیاری از دست رفته، کمبود آب و گسترش آفت سوسک چوبخوار از عوامل اصلی خشکیدگی درختان چیتگر معرفی شده است. این توضیح از نظر علمی قابل قبول است؛ درختانی که برای مدتی طولانی با تنش آبی روبهرو هستند، ضعیفتر میشوند و ممکن است در برابر آفات آسیبپذیری بیشتری پیدا کنند. بااینحال، شناسایی عامل مستقیم آسیب، لزوماً به معنای توضیح کامل بحران نیست. سوالی که در این بین وجود دارد و باید به آن پاسخ داده شود این است که چرا آلودگی و آفت تا این اندازه باید گسترش داشته باشد که موجب ازبین رفتن این درصد وسیع از درختان شود؟ ضمن اینکه باید توضیح داده شود که چرا قطع کردن درختان به عنوان تنها راه حل مطرح شده است؟ دلایل مطرح شده باید بتواند متخصصان این حوزه را راضی کند وگرنه عموم شهروندان که متخصص این حوزه نیستند. محمد درویش به عنوان چهره شناخته شده این حوزه معتقد است مشکل فقط به کمبود منابع آبی محدود نبوده و زیرساخت انتقال آب هم طی سالهای گذشته دچار فرسودگی شده است. درویش میگوید مسیرهایی که برای آبیاری این درختان در نظر گرفته شده بود، طی چند سال گذشته و از سال ۹۶ به بعد، لایروبی و مرمت نشده بود. لولهها شکسته بود و عملا زیرساخت لازم برای انتقال آب به درختان وجود نداشت. او با اشاره به گفتوگویی که با پیروز حناچی، شهردار پیشین تهران، داشته، ادامه میدهد: ایشان گفتند که بودجهای برای مرمت و تصفیه فاضلاب اختصاص دادهاند، اما این طرح به دوره مدیریت ایشان نرسید و در دوره آقای زاکانی نیز این موضوع آنطور که باید جدی گرفته نشد تا اینکه در نهایت به سال ۱۴۰۴ رسیدیم. او در توضیح نقش احتمالی خشکسالی تاکید دارد که خشکسالی نمیتواند به تنهایی توضیحدهنده وضعیت امروز چیتگر باشد و ادامه میدهد فاجعه اتفاق افتاده و بخش قابل توجهی از این درختان هرگز احیا نخواهد شد. من صددرصد قبول ندارم که مشکلات ایجادشده صرفا ناشی از خشکسالی بوده است. نمیتوان همه چیز را به خشکسالی و کمبود آب نسبت داد.
آبیاری با فاضلاب
آبیاری با فاضلاب تصفیه شده یکی از شاخصهای توسعه پایدار محسوب میشود. با توجه به جمعیت تهران میتوان تصوری از میزان فاضلاب ایجاد شده داشت. اگرچه در سالهای اخیر برای کنترل و بهرهبرداری از این منبع آبی برنامههایی طراحی شده، اما هنوز ظرفیتهای زیادی وجود دارد. نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که نباید از فاضلاب به شکل مستقیم در آبیاری استفاده کرد و باید به استاندارد مورد تایید دست یافت. در تهران، برای کاهش مصرف آب زیرزمینی و جایگزینی آن با پساب تصفیهشده، برنامه و تفاهمنامههایی وجود داشته، اما شواهد منتشرشده نشان میدهد که اجرای این برنامهها با مشکلاتی روبهرو بوده و نمیتوان فرض کرد که تمام فضای سبز شهر بر اساس یک نسبت ثابت و یکسان با پساب آبیاری میشود. در تفاهمنامه سال ۹۹ بین شهرداری تهران و وزارت نیرو، هدف این بود که تا سال ۱۴۱۰ استفاده از آب زیرزمینی برای آبیاری فضای سبز به میزان قابلتوجهی کاهش یابد و پساب تصفیهخانهها به منبع اصلی تبدیل شود. در گزارشی به نقل از رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران، نیاز متعادل سالانه فضای سبز حدود ۲۲۵ میلیون مترمکعب، حداقل نیاز برای جلوگیری از تنش درختان حدود ۱۸۵ میلیون مترمکعب و مصرف گزارششده حدود ۱۵۶ میلیون مترمکعب اعلام شده است. این ارقام مربوط به گزارش منتشرشدهاند و لزوماً بیانگر وضعیت امروز نیستند. محمد درویش در این باره بر نقش مطالبه عمومی و استفاده از ظرفیت فاضلاب برای احیای فضای سبز چیتگر تاکید میکند و میگوید مردم منطقه باید حساسیت بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشند. ما اکنون در منطقه ۲۲ با مشکل فاضلاب مواجه هستیم و بوی نامطبوع آن، زندگی بسیاری از مردم منطقه را با دشواری روبهرو کرده است. با یک تصفیه فاضلاب مناسب میتوان از همین ظرفیت موجود در منطقه ۲۲ استفاده کرد؛ منطقهای که قرار بوده به عنوان منطقه شهر سالم تهران شناخته شود.
یک خطر بالقوه
این روزها کمتر کسی میتواند خانه بخرد. بخشی از علت در افزایش قیمت زمین در تهران نهفته است. یکی از بخشهایی که هنوز هم از نظر برخی ظرفیت توسعه ساخت و ساز را دارد، مناطق غربی تهران است. برای فعالان بازار مسکن، محدوده چیتگر صرفاً یک منطقه سبز در غرب تهران نیست؛ این محدوده در مجاورت پهنه ۲۲ شهرداری تهران، دریاچه شهدای خلیج فارس، بزرگراههای اصلی و مجموعهای از پروژههای مسکونی بزرگ قرار گرفته است. همین موقعیت، زمینهای این منطقه را از منظر سرمایهگذاری و توسعه شهری جذاب میکند، اما جذابیت اقتصادی زمین لزوماً به معنای امکان قانونی ساخت و ساز در آن نیست. آیا شهرداری تهران توان این را دارد که جلو سوءاستفاده احتمالی از وضعیت امروز را بگیرد؟ در صورتی که پارک چیتگر مزاحم کسانی بوده باشد که در تلاش گسترش ساخت و ساز در این منطقه بودهاند، آیا عجیب است که از نارساییهای احتمالی برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده کرده باشند؟ آیا نمیتوان تصور کرد که خشکیدن درختها ممکن است دلایلی در این راستا داشته باشد؟