بستن
کد خبر: ۱۵۲۲۴۲۴

تقابل بر سر هسته‌ای 

 آنچه ترامپ دنبال آن بوده، توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند. به این معنا که بگوید ایران در نهایت آنچه را که آمریکا می‌خواسته پذیرفته و تسلیم شده و بنابراین، آمریکا در این تقابل پیروز شده است.

تقابل بر سر هسته‌ای علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل بین‌الملل نوشت: در فضای کنونی تحلیل‌های مختلفی درباره آینده وجود دارد، اما آمریکا برای حمله به ایران از ابتدا اهداف مشخصی را در نظر داشته و با اسرائیل نیز هماهنگ بوده است. اقدامات نظامی به نتیجه مورد نظر آنها نرسید، به همین دلیل، از مدتی پس از آتش‌بس و پایان جنگ ۴۰ روزه، آمریکا بر فشار اقتصادی و تضعیف ایران از ابعاد مختلف متمرکز شد. هدف اصلی از این اقدامات، تضعیف ایران و در نهایت رسیدن به نتیجه مورد نظر در مذاکره بوده است.

 آنچه ترامپ دنبال آن بوده، توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند. به این معنا که بگوید ایران در نهایت آنچه را که آمریکا می‌خواسته پذیرفته و تسلیم شده و بنابراین، آمریکا در این تقابل پیروز شده است. این موضوع را می‌توان در چارچوب اهداف کلی دولت آمریکا، به‌ویژه شخص ترامپ، تحلیل کرد؛ ترامپی که در موارد مختلف مواضع بسیار تندی در سیاست خارجی اتخاذ کرده و حتی با کشور‌هایی مانند کانادا نیز وارد تنش شده است.

در مورد تنگه هرمز بحث‌های مختلفی مطرح است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که با استفاده از این مسیر‌های جایگزین، میزان صادرات نفت منطقه خاورمیانه تا حدودی به سطح پیش از جنگ ایران و آمریکا نزدیک شده است. بر همین اساس، این دیدگاه مطرح شده که تنگه هرمز ممکن است بخشی از اهمیت سابق خود را در حوزه صادرات نفت از دست داده باشد. البته باید توجه داشت که اهمیت تنگه هرمز صرفاً به صادرات نفت و گاز محدود نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از تجارت کلی کشور‌های حوزه خلیج فارس به تردد از این مسیر وابسته است.

 بنابراین، بسته یا محدود شدن تردد در تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله مرتبط با نفت نیست و می‌تواند پیامد‌های گسترده‌تری برای تجارت منطقه داشته باشد. با این حال، در شرایط کنونی تمرکز اصلی بیشتر بر صادرات نفت است. آمریکایی‌ها بر این باورند که با وجود مسیر‌های جایگزین، اهمیت تنگه هرمز تا حدی کاهش یافته و در نتیجه، می‌توانند سایر شروط مورد نظر ایران را نادیده بگیرند و بر هدف اصلی خود یعنی برچیده شدن صنعت هسته‌ای ایران تمرکز کنند. در عین حال، به نظر می‌رسد وضعیت «نه جنگ و نه صلح» بخش مهمی از این راهبرد باشد.

 استمرار چنین وضعیتی برای ایران هزینه‌های قابل‌توجهی دارد. برنامه‌های بازسازی، مسائل اقتصادی و بسیاری از فعالیت‌های عادی کشور در چنین شرایطی با اختلال مواجه می‌شوند و در مجموع، این وضعیت می‌تواند به تضعیف تدریجی ایران منجر شود. اگر آمریکایی‌ها بخواهند وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را ادامه دهند و از این طریق ایران را به پذیرش خواسته‌های ترامپ (خواسته‌هایی که شامل توافق مورد نظر او و از جمله محدودیت‌های گسترده در صنعت هسته‌ای ایران و کاهش معنادار غنی‌سازی است) وادار کنند ایران نیز خود را برای شرایطی آماده می‌کند که هرگونه حمله از سوی آمریکا هزینه بسیار سنگینی برای طرف مقابل داشته باشد.

در واقع یکی از مسیر‌های مورد توجه ایران برای بازدارندگی، افزایش هزینه احتمالی حمله است. اگر آمریکا بخواهد در قالب حملات محدود، بار دیگر زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد، چنین حملاتی می‌تواند برای آمریکا در منطقه هزینه‌بر باشد. اینکه چرا آمریکا در این مرحله بر مسئله هسته‌ای متمرکز شده، باید گفت که اصل موضوع از ابتدا برای آنها مسئله هسته‌ای ایران بوده است.

 اگر به مذاکرات قبل از هر دو جنگ نگاه کنیم، می‌بینیم که یکی از مسائل اصلی این بود که اگر ایران در آن مقطع تسلیم می‌شد و می‌پذیرفت غنی‌سازی را متوقف کند، در آن صورت (از نگاه آمریکایی‌ها) زمینه و بهانه‌ای برای حمله به ایران باقی نمی‌ماند؛ اما ایران حاضر نبود به چنین خواسته‌ای تن بدهد.

 در نهایت، آمریکایی‌ها و برخی تحلیلگران بر این باورند که ایالات متحده نمی‌تواند از ایران صرف‌نظر کند. با این حال، در شرایط فعلی، مسئله اصلی که می‌تواند از نگاه آمریکا به‌عنوان نشانه تسلیم ایران تلقی شود، برچیده شدن کامل صنعت هسته‌ای ایران است. چنین تسلیمی از سوی ایران، دست‌کم در شرایط کنونی، محتمل به نظر نمی‌رسد. بنابراین، شق دیگر ماجرا این است که ایران خود را برای نوعی دفاع و بازدارندگی آماده کند که در صورت وقوع درگیری، هزینه قابل‌توجهی برای طرف مقابل به همراه داشته باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار