امید علیبابایی، فعال رسانه نوشت: مدرسه قرار است جایی باشد که دانشآموزان فرصت یادگیری و پیشرفت داشته باشند؛ اما اقتصاد مدتهاست بر مسیر تحصیلی دانشآموزان اثر گذاشته است. امروزه انواع گوناگونی از مدارس وجود دارند؛ از مدارس دولتی و هیات امنایی گرفته تا غیرانتفاعی، نمونهدولتی و تیزهوشان. هرکدام نیز متناسب با نوع و امکانات خود، شهریههایی در سطوح مختلف از خانوادهها دریافت میکنند.
در این بین، برخی مدارس، بهخصوص مدارس خاص و غیر انتفاعیهای مشهور، برای پذیرش دانشآموزان آزمون ورودی برگزار میکنند. اصل برگزاری آزمون یا گزینش دانشآموز لزوماً اشکالی ندارد، چون مدرسهای که امکانات و ظرفیت محدودی دارد طبیعتاً باید سازوکاری برای گزینش داشته باشد، بهخصوص که در مدارس غیرانتفاعی، اختیار و سلیقه در نحوه پذیرش بر عهده مسئولان مدرسه است. مسئله این است که آزمون ورودی در کنار پول، به ابزاری برای بازتولید یک طبقه دانشآموزی تبدیل شده است.
در برخی مدارس دارای آزمونهای سختگیرانه، بهخصوص مدارس غیرانتفاعی خاص، معمولاً دانشآموزانی از خانواده مدیران، صاحبان صنایع و بازاریان متمول دیده میشوند و به آسانی میتوان نقش پررنگ سرمایه و پول را دید. اما یک واقعیت تلخ همچنان پابرجاست: دانشآموزی که سالها به معلمان سطح بالا، امکانات آموزشی خاص و خانهای با آسایش و آرامش دسترسی داشته و حتی در مواقعی مانند جنگ برای آسودگی خاطر به باغ و ویلایی دور از هیاهو رفته، در مقابل دانشآموز دیگری که چنین امکاناتی نداشته، در هر رقابتی، رقیبی دوپینگی محسوب میشود. از یک طرف، در برخی شهرهای بزرگ بهویژه تهران، شهریه بعضی مدارس خاص چندین برابر شهریه مصوب است و خانوادهها نیز شهریههای چندصد میلیونی و حتی میلیاردی پرداخت میکنند که در بین این والدین ممکن است افرادی حضور داشته باشند که جزو تصمیمگیران و مدیران کشور بوده و انتظار میرود با عدم پرداخت شهریههای خارج از عرف و غیرمصوب، قانونمداری را در زندگی شخصیشان هم نشان دهند.
از طرف دیگر، در همه جای دنیا و در تمام قرنها، ثروت و قدرت، امکان دسترسی به آموزش باکیفیتتر را افزایش داده است. اما تفاوتی جدی وجود دارد میان پرداخت پول برای آموزش بهتر و تبدیل شدن آزمون و آموزش باکیفیت به مسیری که ورود افراد برخوردار را آسانتر و فرصت افراد کمبرخوردار را محدودتر میکند. اما در این میان یک نکته مثبت هم وجود دارد: با توجه به شهریههای گزاف برخی مدارس که بخشی از آن جهت پرداخت حقوق معلمان استفاده میشود، اگر معلمان مدارس خاص واقعاً بر اساس شایستهسالاری انتخاب شده باشند، درآمد بالاتر آنان میتواند بخشی از ارزش واقعی تخصص و تجربهشان را جبران کند؛ بهخصوص در شرایطی که معلمان مدارس دولتی یکی از کمترین دریافتیها را بین کارمندان دولت دارند.
اما مسئله اصلی این است: سالهاست پول، ثروت و دسترسی به آموزش باکیفیت، بخشی از موفقیت تحصیلی را پیش از آغاز رقابت رسمی تعیین میکند. امکانات و معلمان سطح بالا میتوانند عملکرد تحصیلی و فرصت بروز تواناییهای دانشآموزان را بهوضوح تغییر دهند، به همین دلیل، پول، ثروت و قدرت نهتنها در کنکور، بلکه حتی در المپیادهای علمی نیز میتوانند نقش تعیینکنندهای داشته باشند؛ چراکه در واقعیت، امکانات و معلمان سطح بالا توانستهاند در بسیاری از موارد در برابر هوش ذاتی قد علم کنند؛ بنابراین خانوادهای که فرصت حضور در طبقه دانشآموزی خاص را برای فرزندش مهیا میکند، عملاً بخش عمدهای از مسیر موفقیت او را پیشاپیش هموار کرده است.
در پایان باید گفت که اگر مدرسه قرار است سکوی پرتاب دانشآموزان به آینده باشد، نباید ارتفاع این سکو فقط با موجودی حساب بانکی والدین تعیین شود.