سیدجلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: بالاترین خطایی که ترامپ صورت داد جنگ با ایران بود که در جنگ ۱۲ روزه به اصفهان، فردو و نطنز حمله کرد و بعد در جنگ ۴۰ روزه دیگه عملاً و تمامقد وارد جنگ با ایران شد و این باعث شد که پایگاههایش در منطقه مورد حمله ایران قرار بگیرد و ایران از ابتکارهای خود از جمله مدیریت تنگه هرمز استفاده کند و حتی یک پله بالاتر رفته تهدید به مسأله بستن بابالمندب اتفاق بیفتد.
اخیرا یک تهدید سوم نیز اضافه شد و اینکه ایران توان این را دارد که به ماهوارهها در جو زمین نزدیک شود و اینجا بود که سروصدای خیلیها درآمد و انتقادات بسیار زیادی به ترامپ در داخل آمریکا در سطح جهانی اتفاق افتاد برای اینکه آنچه که در این منطقه صورت گرفته بود تاثیر مستقیمی بر اقتصاد جهانی گذاشت.
بسیاری از کشورها از جمله اتحادیه اروپا که اینها دارای روابط فراآتلانتیکی با آمریکا بودند حاضر نشدند با ترامپ همکاری کنند. حتی کشورهای منطقه با اینکه پایگاههای آمریکا در این منطقه مورد تعرض قرار گرفت نه تنها با ترامپ همکاری نکردند بلکه عملاً به یک گروه فشار تبدیل شدند برای اینکه بتوانند به این جنگ خاتمه دهند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که ترامپ هیچ طرح، برنامه و استراتژی معین و مشخصی غیر از اهداف اولیهای که دنبال این بوده حاکمیت ایران را سرنگون کند برنامه مشخص نداشته است.
مناسبات و اقتضائاتی که پیش آمده او را وادار کرده که مواضع خاصی را اتخاذ کند؛ لذا مجموع شرایط باعث شد تا ترامپ در تلاش بر آمد که به توافق پاکستان برگردد. چون در توافق پاکستان صحبت این بود که جنگ تمام میشود و ظرف مدت ۶۰ روز گفتوگو و مذاکره صورت گیرد و دیپلماسی تقویت شود که بقیه مسائلی که بین ایران و آمریکا وجود دارد حل و فصل کنند.
از جمله اینکه مدیریت تنگه هرمز چگونه باشد و در این فاصله تلاش آمریکاییها این بود که یک مسیر دیگری را از طریق عمان باز کنند که ایران مقاومت کرد و جلوی این کار را گرفت و نهایتا بین ایران و عمان توافقاتی حاصل شد. آمریکاییها هم مدام وعده این توافق را میدادند که از طریق توافق ایران و عمان شاهد توافق اولیه باشیم ولی بعد ظاهراً به یک توافق دیگری منجر شده است. کماکان کنترل ایران بر این تنگه وجود دارد و تا نتایج را اعلام نکنند به دقت نمیتوانیم بگوییم چه اتفاقی افتاده است.