واقعیت این است که به رغم تلاشهای دولت برای حل یا کاهش مشکلات به ویژه اقتصادی جامعه؛ اما دغدغه اصلی مردم همچنان اقتصاد و معیشت است و اینکه دولت چه برنامهای برای برون رفت از این شرایط و بهبود آن دارد. رشد لجام گسیخته قیمت کالاها و مایحتاج مورد استفاده مردم از یک سو، تورم فزایندهای که طی ماههای گذشته بر جامعه بار شده و رشد صعودی نرخ ارز، سکه خودرو و مسکن باعث شده تا جامعه افق روشنی را نسبت به تغییر در مسیر بهبود نبیند. با این حال باید اذعان داشت که این اتفاقات در شرایط عادی و معمولی رخ نداده است که بر مبنای آن بخواهیم قضاوت کنیم و دولت را مقصر اصلی بروز این شرایط معرفی کنیم. چه اینکه هر مطلع منصفی هم که بخواهد شرایط کشور را طی یک سال گذشته مورد بررسی قرار دهد قطعا تحریمها، بروز دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۵ روزه و محاصره اقتصادی و درایی علیه کشورمان را نیز لحاظ میکند. اتفاقاتی که هر یک به تنهایی میتواند تاثیرات بسزایی بر اقتصاد کشور بگذارد. در همین راستا نیز چندی پیش رئیسجمهور در نشست با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی گرانیهای اخیر و تأثیر آن بر معیشت شهروندان را «طبیعی» خواند و محاصره اقتصادی و تحریمهای نفتی آمریکا را از دلایل آن اعلام کرد. جایی که پزشکیان گفت: «قبلا محصولات وارداتی با کشتی وارد میشد؛ اکنون کلی مسیر عبور میکند تا وارد کشور شود و قیمت تمامشده کالا بالا میرود. درآمد ما هم کم شده، قبلا نفت میفروختم، الان نمیتوانیم بفروشیم». بله؛ شرایط کشور حساس و خاص است و نباید از یاد برد که امروز در شرایط نه جنگ، نه صلح قرار داریم و تا زمانی که این شرایط ادامه داشته باشد نمیتوان از دولت انتظار داشت طبق وعدهها و اهداف از پیش تعیین شده عمل کند. طبیعتا شرایط کشور اجازه اتخاذ تصمیمهای شرایط عادی را نمیدهد و در شرایط خاص تصمیمات و اقدامات نیز تابع شرایط خواهد بود؛ اما این نباید باعث شود که دولت نارضاینیهای موجود در جامعه و مشکلات اقتصادی رو معیشتی جامعه را نبیند؛ بلکه باید در مسیر برنامه ریزی برای حل تدریجی مشکلات و پرهیز از تصمیمات و اقداماتی در جهت ایجاد التهاب و تنش بیشتر در جامعه قدم بردارد.
*از پیشگیری تا رضایتمندی
عناصر مختلفی وجود دارند که باعث میشوند آرامش و ثبات در جامعه جای خود را به التهاب و تلاطم بدهد. عواملی مثل تصمیمات و اقدامات نابهنگام، افزایش بی رویه قیمتها و اتفاقاتی که جامعه را به لحاظ روانی تحت فشار قرار دهد و در این مسیر راهی جز اعتراض نیابد. نگاهی به تحولاتی که طی سالیان اخیر در جامعه رخ داده و در نهایت جامعه را ملتهب کرده است نشان میدهد که هر یک از این اتفاقات منشأ و سببسازی داشته است که اگر آن اتفاق که گاه یک تصمیم یا یک اقدام بوده انجام نمیشده یا با خرد ورزی بیشتر انجام میشده شاید هرگز اتفاقات پس از آن رخ نمیداده است. مثلا در ماجرای اتفاقات آبان ۹۸ یک تصمیم اقتصادی درافزایش قیمت بنزین باعث مدتها چالش و تلاطم در کشور شد یا در اتفاقات پاییز ۱۴۰۱ نیز یک مساله اجتماعی مثل حجاب باعث آن اتفاقات گردید و در نهایت افزاییش قیمتها و اعتراضات اقتصادی سبب ساز اتفاقات دی ماه سال گذشته شد. جالب اینکه در همه این اتفاقات اگر برنامه ریزی بهتر و اقدام شایسته تری صورت میگرفت شاید شاهد آن اتفاقات که رخداد و هزینههای پس از آن نبودیم. حال امروز نیز عدهای بر این باورند که بواسطه شرایط فعلی و نارضایتی خاموش اقتصادی؛ جامعه مستعد اعتراضاتی دوباره است و در این راستا باید تمهیداتی اندیشیده شود که از بروز این نارضایتیها جلوگیری شود. همین اعلام غیر رسمی قیمت جدیدی بنزین در فضای مجازی کافی بود تا جامعه اعتراض آشکار خود را نشان دهد. چنانکه مساله افزایش قیمت بنزین به فوریت از دستور کار دولت و مجلس خارج شد. قدر مسلم جامعه دو جنگ را پشت سر گذاشته و در چنین شرایط اقتصادی بغرنجی تابآوری خود را حفظ کرده است؛ لذا دولت و حاکمیت باید به جای بالا و پایین کردن آستانه تاب آوری مردم از مسیرهای خاص خود تلاش خود را در جهت بهبود شرایط اقتصادی کشور انجام دهند. چرا که به گواه کارشناسان و صاحب نظران ادامه طولانی مدت این شرایط ممکن نیست و زمینه اعتراضات در جامعه را فراهم میکند.
*اهمیت شفافیت
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص شرایط جامعه اظهار داشت: آنچه که مسلم است همه مسئولان و ارکان نظام معتقدند که در این شرایط جنگی باید میزان تابآوری مردم را به طور منظم سنجید و اگر شرایط اینگونه ادامه پیدا کند و طولانی شود کاملا وابسته به تابآوری مردم است. محمد نعمیپور به «آرمان ملی» گفت: لذا هر چیزی که ممکن است مردم را نسبت به اتفاقاتی که میخواهد بیفتد مشکوک کند یا نارضایتی ایجاد کند بهتر است به زمان دیگری موکول شود. منتها فهمیدن و درک این تابآوری ابزارهای علمی مناسب میخواهد. نمیشود با اینکه یک گروه، عده یا مجموعهای بر مبنای آن چیزی که درک میکنند، تابآوری را مشخص کنند و نسبت به آن ابراز نگرانی یا خوشبینی کنند. وی افزود: کشور محدودیتهای زیادی دارد و خصوصاً در زمان جنگ این محدودیتها فوقالعاده است. مثلا امکانات و بودجه نمیتواند صرف مسائل نظامی و بازدارندگی نشود و اینها رقمهای مهمی است. در عین حال اگر بخواهد چرخ اقتصاد بچرخد باید به تولید، کشاورزی و... توجه ویژه داشت. این عضو حزب اتحاد ملت بیان کرد: همه اینها سرمایهبر و بودجه بر هستند. اینکه طبق عادتی دیرینه قیمت را ملاک و معیاری برای بد یا خوب بودن وضعیت قرار دهیم چندان دقیق نیست. اما اگر بخواهیم به طور کلی ببینیم بالاخره اداره کشور در یک محیط جنگی مقتضیات و تالی فاسدهای خود را دارد. اینکه بتوانیم به قدرت خرید مردم کمک کنیم و هم اینکه استقراض دولتی نکنیم و در عین حال به درآمد دیگری که منجر به صدمه زدن به قدرت خرید مردم نشود داشته باشیم ممکن نیست. این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح کرد: آنچه که میتواند به تابآوری مردم کمک کند که شرایط سخت را تحمل کنند این است که مشکلات در چارچوب امنیت و منافع ملی صادقانه، شفاف و روشن با مردم مطرح شود و در عین حال بالای بتواند جامعه را متقاعد کند.