در چنین شرایطی باید دید طرفین تا چه میزان برای بازگشت به تفاهم نرمش نشان خواهند داد. در همین راستا برای بررسی تحولات اخیر «آرمان ملی» با حشمتا... فلاحت پیشه تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحولات اخیر میان ایران و آمریکا را چطور ارزیابی میکنید؟
من معتقدم که ایران و آمریکا باید از این فرصت پیش آمده برای بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد استفاده کنند. میتوان گفت نتایج دور سوم جنگ ایران و آمریکا نشان داد که عوامل متعددی در این جنگ صاحب تاثیر است و موضوع فقط به تقابل نظامی ایران آمریکا مرتبط نمیشود. عواملی از جمله کشورهای منطقه که در طول پنج دهه اخیر تاکنون در این حد سیاستهای توسعهای آنها به خاطر بلاتکلیفی جنگی دچار رکود نشده و در سمت دیگر وجود بازیگری به اسم اسرائیل که ممکن است جنگ را بهگونهای تشدید کند که از مدیریت همه طرفها خارج شود و البته در داخل دو کشور به هر حال مشکلات اقتصادی وجود دارد. در داخل ایران از رکود در فضای کسب و کار تا گرانیهایی که شکل گرفته، و در سمت آمریکا هم نتایج نظرسنجیها متفاوت از بلوفهایی است که ترامپ مطرح میکند و این میتواند در انتخابات دهم آبانماه جایگاه جمهوریخواهان را در کنگره به شدت تهدید کند. این موارد باعث شد که یک وقفهای در جنگ شکل بگیرد و اگر دو طرف از این وقفه استفاده کنند و به تفاهمنامه اسلامآباد برگردند و در عین حال تندروهای داخل کشورهای خود را کنترل کنند، فرصت خوبی است. در غیر این صورت اوضاع به شدت بحرانی میشود و دلیلش این است که در حال حاضر با نوعی رکود مواجه هستیم. اگر این وضعیت تغییر کند، جنگ احتمالا به حوزههای غیرنظامی کشیده خواهد شد و کل منطقه آسیب خواهد دید. این چیزی است که باعث شده که فرصت دیگری به دیپلماسی داده شود. من معتقدم شاید اولین موضوعی که باید حل شود ثبات در تصمیمگیری است. به نظرم الان دو طرف هنوز در این رابطه دچار چالش هستند طوری که حتی ما دیدیم بعضا توافقاتی که ویتکاف و کوشنر با طرف ایرانی انجام میدادند، با یک توییت یا اظهار نظر ترامپ بهم میریخت. در سمت دیگر، در ایران اتفاقهای غیر منتظرهای میافتاد که بیش از آنکه بر اساس منافع ملت ایران باشد، بر اساس منافع فرقهای یک جریان تندرو بود.
* بسیاری معتقدند اعراب منطقه به خاطر منافع خود به دنبال تفاهم ایران و آمریکا هستند؛ تحرکات کشورهای عربی مثل قطر و عمان یا مثلا عراق را در خصوص بازگشت ایران و آمریکا به مذاکره را چطور میبینید؟
من معتقدم امنیت زیرساختهای منطقه از کشورهای عربی تا ایران با یک آتشبس تضمین نمیشود و آنچه منطقه نیاز دارد یک طرح امنیت منطقهای است. فقط مذاکرات دوجانبه ایران و عمان نمیتواند به همه دغدغههای امنیتی منطقه پایان دهد. تصمیم امارات مبنی بر اخراج و منع تردد شناورهای ایرانی نوعی اعتراض به دوجانبه شدن تصمیمات تنگه هرمز بین ایران و عمان بود ولی در عین حال آن چیزی که الان همه کشورهای منطقه غیر از اسرائیل بر آن توافق دارند آتشبسی است که مانع گسترش بحران شود. برای گام بعدی کشورهای عربی، ایران و حتی آمریکا همه نیازمند رفع دغدغههای امنیتی متقابل هستند و این موضوع نیازمند یک تدبیر منطقهای است. به نظر من سازوکارهایی مثل شورای همکاری خلیج فارس یا ۲+۶ و یا حتی همکاریهای امنیتی و نظامی آمریکا با کشورهای عربی علیه ایران، ناکارآمدی خود را نشان داده است. آنچه که الان نیاز است یک سازوکار امنیت منطقهای است که کل منطقه، از ایران تا کشورهای عربی را دربر بگیرد. برای رسیدن به این سازوکار هزینههای فراوانی پرداخت شده است. به همین دلیل تاکید میکنم که از حالا با یک نگاه پدیدار شناسانه به راحتی میتوان فهمید چه مواضعی در منطقه تحولات را به سمت صلح حرکت میدهد و چه مواضعی به سمت جنگ میکشد. من معتقدم در ایران و دنیای عرب هر آنچه بر اساس رسیدن به سازوکار مشترک منطقهای شکل بگیرد، به معنای صلح است.
* مواجهه تندروها با مساله مذاکره و تفاهم با آمریکا را چگونه تحلیل میکنید و چه نوع مواجههای باید با اینها صورت پذیرد؟
اینکه اخیرا برخی موضوع تولید و کاربرد سلاح هستهای را مطرح کردند به نظر من چنین مواضعی نه تنها کمکی به امنیت ایران نمیکند بلکه ایران را در سیبل تحولات قرار میدهد. یک جریان تندرو در ایران نه با حل موضوعات اختلافی بلکه با اصل مذاکره مشکل دارد ولذا میبینیم همین که امکان رفع اختلاف ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز جدی میشود بلافاصله از ضرورت رسیدن به بمب اتم صحبت میکنند و حتی بعضی در رسانه ملی این موضوع را به زبان میآورند. این افراد خودشان میدانند که در این شرایط ایران نمیخواهد بمب اتم تولید کند؛ توانستن و نتوانستن موضوع ثانوی است. عدهای سعی میکنند اصل مذاکره را دچار رکود کنند و اگر ایران آمریکا بر سر هرمز به توافق نزدیک شوند، موضوع هستهای را مطرح میکنند. اینها مواضع یا رویدادهای خطرناکی است که جنگ را در کشور عادی میکند و اینها قبلا تحریمها را عادی کردهاند و دلیلش این است که در این عادیسازی جنگ و تحریم سود میبرند و این ملت است که آسیب میبیند.