بستن
کد خبر: ۱۵۰۹۹۲۸

لاغری فرهنگ در فقدان اینترنت

ما همواره به زبان و ادبیات‌مان افتخار کرده‌ایم که خانه شعر است، چرا عموم مردم، این حاملان اصلی زبان فارسی و نیز اهالی ادبیات چنین بی‌ارج شده‌اند که ماه‌هاست چشم بر صفحات خالی اینترنت دوخته‌اند؟

لاغری فرهنگ در فقدان اینترنتمحبوبه موسوی، نویسنده نوشت: خوب یادم هست که در اوایل دهه هفتاد، در نمایشگاه کتاب تهران، بخشی اختصاص یافته بود به دستاورد‌های پژوهشی حوزه علمیه از طریق نرم‌افزار‌های جست وجوی آیات قرآن. دستاورد مهمی بود و ابداع آن به وجود اینترنت ربط وثیق داشت. با افزایش دسترسی‌ها اینترنت ذره‌ذره تبدیل به همان چیزی شد که از ابتدا علت اختراعش بود؛ تبادل آزاد اطلاعات برای همگان و از همان وقت‌ها واژه «عصر ارتباطات» به فرهنگ لغات سیاسی-اجتماعی راه یافت و با ظهور گوشی‌های هوشمند دسترسی به آن برای همگان آسان‌تر شد و برای استفاده از این ابزار، مهم نبود ساکن کدام نقطه کره زمین باشی تا از کتاب‌های جدید و یا مقالات علمی تازه منتشر شده مطلع شوی و اگر اهل تحقیق و تفحص در رشته پژوهشی خاصی بودی، به‌راحتی به مطالب مورد نیازت دست می‌یافتی.

 مترجمان برای ترجمه آثار از زبان‌های بیگانه، می‌توانستند چند ترجمه را با هم منطبق کنند، درباره بعضی اصطلاحات و رفرنس‌ها جست‌و‌جو کنند و منابع تازه‌ای بیابند که به کار ترجمه‌های پژوهشی بعدی بیابد، پاسخ درست و طبیعتاً ترجمه درست را در اختیار خواننده قرار دهند. درست است که گاه جعل و تقلب‌هایی هم صورت می‌گرفت؛ مقالات علمی دزدیده می‌شد یا مترجم‌هایی از روی دست هم کپی می‌کردند و ناراستی‌هایی از این قبیل ولی کدام منطق خردمندی به حذفِ اصل رضایت می‌داد تا جلوی جعل را بگیرد؟ رمان‌نویس‌ها از آخرین دستاورد‌های همکاران‌شان مطلع می‌شدند، اخبار جهان، از حوادث گرفته تا سیاست و سینما و موسیقی و تئاتر، عرصه وسیع‌تری در اختیارشان می‌گذاشت تا خود را در کل بزرگ‌تری از جمعیت انسانی ببینند.

 زمانی که زبان نه جزیره‌ای متروک، که آبادی وسیعی بود که به هر گوشه جهان راه داشت و می‌شد به زبان جهانی اندیشید و نوشت؛ موضوعی که هم‌اکنون هم در دیگر نقاط جهان برقرار است جز در اینجا که با قطعی اینترنت ناممکن شده است. ادبیات فارسی وقتی به راحتی در کشور‌هایی غیرفارسی زبان راه یابد، نه تنها امکانات زبانی‌اش گسترده می‌شود بلکه فرهنگ و اندیشه پشت این زبان به فرهنگ دیگر منتقل می‌شود و ما دیگر فقط برای خودمان و در چهاردیواری محدود خودمان برای هم حرف نمی‌زنیم.

 همانطور که مطالعه دیگر فرهنگ‌ها سبب همدلی و شناخت انسان‌ها از یکدیگر می‌شود. با همه اینها ارتباط ما با جهان قطع شد. ما دیگر آن آدم‌های دو ماه پیش با دسترسی نسبتاً آسان به اینترنت نیستیم. آن‌قدر که حالا انگار فراموش کرده‌ایم که اینترنت فقط وسیله‌ای برای کسب معاش نیست و اگر نگوییم واجب‌تر بی‌تردید فرهنگ در حد همان نان شب است.

فرهنگ در فقدان ارتباط بین فرهنگی خیلی زود فرسوده می‌شود. از یاد برده‌ایم که وقتی در مخالفت با قطعی اینترنت حرف می‌زنیم، فقط سخن از کار و بیکاری نیست که البته بسیار مهم است، سخن از دور شدن از فضا‌های علمی جهان، کوتاه شدن دست مترجمان ما از منابع و از همه مهم‌تر فشل شدن کار نشر است که ریشه‌ای عمیق در فرهنگ دارد.

 انگار دیگر اهمیتی ندارد که دست ما از این وسیله مهم که ابعادی وسیع دارد کوتاه شده است. انگار باید همین که نان شب در سفره داریم و چراغ برق خانه‌هایمان هنوز کار می‌کند و نیازی به پیه‌سوز نداریم خدا را شکر کنیم که البته شکرگزاریم ولی چرا باید چراغی را در این خانه می‌سوخت، به این راحتی خاموش کرد و وانمود کرد که به آن نیازی نداریم؟ آیا دسترسی عده‌ای از خواص، اساتید، پزشکان و ثروتمندان به اینترنت برای کار فرهنگی کفایت می‌کند؟ ما همواره به زبان و ادبیات‌مان افتخار کرده‌ایم که خانه شعر است، چرا عموم مردم، این حاملان اصلی زبان فارسی و نیز اهالی ادبیات چنین بی‌ارج شده‌اند که ماه‌هاست چشم بر صفحات خالی اینترنت دوخته‌اند؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار