حسین معافی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی نوشت: زیستبوم علم و پژوهش در دنیای معاصر، ماهیتی شبکهای و جهانی دارد. دسترسی آزاد به اطلاعات، تبادل دادههای علمی با مراکز تحقیقاتی بینالمللی و استفاده از زیرساختهای محاسباتی و ابزارهای هوش مصنوعی، دیگر نه یک انتخاب، بلکه پیششرط حیات علمی هر کشوری است. در ماههای گذشته، محدودیتهای گسترده بر اینترنت بینالملل که به دلایل امنیتی لحاظ شده، سدی عمیق میان جامعه علمی ایران و دانش جهانی ایجاد کرده است.
این وضعیت تنها یک چالش فنی نیست، بلکه یک بحران استراتژیک است که میتواند به عقبماندگی علمی، مهاجرت گسترده نخبگان و کاهش توانمندیهای فناورانه منجر شود. برای محققان، دانشمندان و پژوهشگران، اینترنت تنها یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه آزمایشگاهی مجازی، کتابخانهای بیانتها و بستری برای همکاریهای میانرشتهای است که بدون آن، مسیر پیشرفت علمی در بسیاری از حوزهها به بنبست میرسد.
ضرورت ابزارهای هوش مصنوعی امروز به عنوان شتابدهندههای اصلی در تحقیق و توسعه عمل میکنند. این فناوریها در تحلیل کلاندادهها، شبیهسازیهای پیچیده، کدنویسی پیشرفته و خودکارسازی فرایندهای آزمایشگاهی، نقشی بیبدیل دارند. پژوهشگری که از دسترسی به سرویسهای ابری و مدلهای زبانی هوش مصنوعی محروم است، عملاً بخش بزرگی از توانایی خود را در رقابت با همتایان بینالمللی از دست میدهد.
فقدان این ابزارها منجر به افزایش زمانِ انجام پروژههای علمی، کاهش دقت تحلیلها و در نهایت کاهش نرخ انتشار مقالات علمی در مجلات تراز اول جهانی میشود. این امر نه تنها به انزوای فردی پژوهشگران میانجامد، بلکه در بلندمدت جایگاه علمی کشور را در نقشه فناوری جهانی به حاشیه میراند. تبعات انزوای علمی قطع ارتباط با شبکه جهانی، زنجیره تأمین دانش را در بخشهای حساس همچون پزشکی، مهندسی، علوم پایه و حتی علوم انسانی مختل کرده است.
بسیاری از پروژههای تحقیقاتی که بر پایه همکاریهای دادهمحور بنا شدهاند، با توقف یا شکست مواجه شدهاند. علاوه بر این، محدودیت دسترسی به مخازن دادههای جهانی و ابزارهای بهروز تحلیل، خلاقیت و نوآوری را در محیطهای دانشگاهی و شرکتهای دانشبنیان سرکوب میکند. پژوهشگران ایرانی که همواره به عنوان پیشگامان حوزههای علمی در منطقه شناخته میشدند، اکنون در تلاش برای دستیابی به بدیهیترین ابزارهای پژوهشی هستند که این موضوع منجر به ناامیدی و کاهش بهرهوری سیستم آموزشی و پژوهشی کشور شده است.
صرف نظر از اینکه اینترنت باید در دسترس عموم کاربران باشد، در این نوشته صرفا بر موضوع کسانی که به شکل تخصصی در این حوزه فعالیت میکنند، تمرکز شده است؛ بنابراین برای کاهش آسیبهای ناشی از این وضعیت، لازم است تمهیدات ویژهای اتخاذ شود: نخست، ایجاد شبکههای اختصاصی علمی برای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری است که امکان دسترسی پایدار و امن به منابع و سرویسهای علمی جهانی را فراهم کند. این شبکهها میتوانند با در ساختار مدیریت دانشگاهی مدیریت شوند تا تداوم فعالیتهای پژوهشی تضمین گردد.
راهکار دوم، توسعه و بومیسازی زیرساختهای محاسباتی قدرتمند است. اگرچه هوش مصنوعی جهانی غیرقابل جایگزین است، اما حمایت از ایجاد مراکز پردازش فوقسریع داخلی و حمایت از پروژههای متنباز هوش مصنوعی میتواند تا حدی فشار ناشی از محدودیتها را کاهش دهد. همچنین، فراهم کردن دسترسی قانونی و تسهیلشده به سرویسهای هوش مصنوعی بینالمللی از طریق واسطههای امن و قانونی، میتواند راهکاری میانمدت برای جلوگیری از عقبماندگی مطلق باشد و تردید نیست که قطع اینترنت موجب عقبماندگی مطلق میشود که برای کشور بسیار ضربه زننده است.
در نهایت، دیپلماسی علمی باید به عنوان ابزاری برای عبور از این محدودیتها فعالتر شود. ایجاد کنسرسیومهای مشترک با کشورهای همسو برای استفاده از زیرساختهای علمی مشترک، میتواند راهگشا باشد. ضروری است سیاستگذاران درک کنند که صرف نظر از مهاجرت نخبگان که با قطع اینترنت گسترش مییابد، امنیت ملی در دنیای امروز، پیوند ناگسستنی با قدرت علمی دارد و هرگونه محدودیت بر فعالیتهای نخبگان، به منزله تضعیف توان دفاعی و اقتصادی کشور در آینده نزدیک است. بازگشت به مسیر تعامل جهانی، تنها راهِ حفظ سرمایههای انسانی و تضمین پیشرفت کشور در دهههای آتی است.