بستن
کد خبر: ۱۵۰۹۴۱۹

ساختار‌های ناکارآمد بین‌المللی

 آنچه از ترامپ می‌بینیم، واکنش‌های لحظه‌ای، فاقد چشم‌انداز و اغلب متناقض است. عده‌ای می‌پرسند پس آیا باید میز مذاکره را تزک کرد؟ قطعا خیر! ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرده؛ اما توجه به همین نکته کوچک، ضامن گرفتن ضمانت‌های کافی پشت میز مذاکره است که دیپلمات‌های ایرانی، با تجره کافی به آن واقفند.

ساختار‌های ناکارآمد بین‌المللیپوریا زرشناس ، کارشناس مسائل اقتصادی نوشت: «هنر جنگ» بی‌گمان بر نقش فریب و تغییر تاکتیک برای گیج کردن دشمن تأکید دارد، اما این آموزه‌ها همیشه در چارچوب یک استراتژی منسجم، اهداف مشخص و ارزیابی هزینه-فایده ارائه شده‌اند. کاری که ترامپ انجام می‌دهد: تغییر موضع‌های ناگهانی، متناقض و اغلب بدون پشتوانه تحلیلی؛ نه تنها یادآور تعالیم سان تزو نیست، بلکه بیش از هر چیز تداعی‌کننده داستان «چوپان دروغگو» است؛ جایی که تکرار دروغ و حرف‌های بی‌ثبات، سرانجام به فرسایش کامل اعتماد جهانی می‌انجامد. نتیجه این رفتار، نه گیج شدن دشمن، که از دست رفتن اعتبار خود فرد و غیرقابل پیش‌بینی شدنِ افراطیِ بازیگر است. تفاوت میان «فریب هوشمندانه در جنگ» و «ناهماهنگی مزمن در سیاست» کاملاً روشن است. «نظریه مرد دیوانه» که واشنگتن در دوره ترامپ به کار بست، نه امنیت آورد و نه ثبات؛ تنها جنونِ سیاست کنونی آشکار شد. گزارش‌ها نشان می‌دهند: پس از تهدید‌های متعدد ترامپ، واشنگتن آنچه را «محاصره دریایی» تنگه هرمز می‌خواند به اجرا گذاشت و هزاران نظامی به منطقه اعزام کرد؛ با این حال، هیچ یک از این تهدید‌ها به باز شدن تنگه هرمز منجر نشد.

این در حالی است که تنگه‌ی هرمز پیش از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل باز بود! به عبارت دیگر، نه تنها تهدید‌های توخالی به نتیجه نرسید، بلکه شرایط را بدتر از قبل کرد. برای درک مکانیسم این شکست، می‌توان به یک صحنه ساده، اما گویا در فرهنگ عامه اشاره کرد: بستنی‌فروش‌های استانبول که با حرکات سریع و شوخی‌های تکراری و اعصاب خُردکُن، بستنی را جلو و عقب می‌برند و سرانجام پس از یک نمایش تمام‌شده آن را به دست مشتری می‌دهند.

 اما تفاوت بزرگ در اینجاست: آن بستنی‌فروش در نهایت به قول خود عمل می‌کند و لبخند را به همراه بستنی تقدیم می‌کند، اما سیاست «مرد دیوانه» در واشنگتن حتی آن بستنی نمادین را هم به دست مشتری نمی‌دهد! در اینجا، «مشتری» همان افکار عمومی، متحدان و حتی طرف مقابل (ایران) است که بعد از مدتی متوجه می‌شود تمام آن حرکات نمایشی هیچ نتیجه ملموسی جز خستگی و بی‌اعتمادی ندارد.

روزنامه «دیفنس نیوز» در تحلیلی نوشت: «دیپلماسی پرهیاهو و توخالی ترامپ، نه تنها فرصت‌های توافق میان واشنگتن و تهران را تضعیف کرده است، بلکه اعتبار خود ترامپ را هم کاهش داده است». وقتی یک دلقک را رئیس‌جمهور می‌کنید، انتظار چنین سیرکی را هم باید داشته باشید! تشبیه به بستنی‌فروش استانبولی نیز از این جهت دقیق است که آن بازیگر خیابانی دست‌کم قوانین سرگرمی را رعایت می‌کند: پس از پایان نمایش، محصول را تحویل می‌دهد. اما ترامپ در قامت یک سیاستمدار، هم نمایش بی‌حاصل اجرا می‌کند و هم وعده‌های تحویل «بستنی امنیت یا توافق» را ناقص می‌گذارد.

 آنچه از ترامپ می‌بینیم، واکنش‌های لحظه‌ای، فاقد چشم‌انداز و اغلب متناقض است. عده‌ای می‌پرسند پس آیا باید میز مذاکره را تزک کرد؟ قطعا خیر! ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرده؛ اما توجه به همین نکته کوچک، ضامن گرفتن ضمانت‌های کافی پشت میز مذاکره است که دیپلمات‌های ایرانی، با تجره کافی به آن واقفند.

پس به کار بستن نادرست و مبتذل آموزه‌های عمیقی مانند «هنر جنگ» برای توجیه رفتار‌های ناهماهنگ و آشفته، نه تنها به درک درست از استراتژی کمکی نمی‌کند، بلکه خطر نرمال‌سازی «سیاست چوپان دروغگو» را افزایش می‌دهد. ترامپ نشان داد که «نظریه مرد دیوانه» بیش از آنکه تاکتیکی هوشمندانه باشد، بازتاب آشفتگی درونی و فقدان انسجام است. آنچه امروز مورد نیاز است، بازتعریف نظم بین‌المللی بر پایه‌ی پاسخگویی و اعتبار متقابل است، نه مانور‌های تبلیغاتی که سیرکی بی‌مزه بیش نیست!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار