بستن
کد خبر: ۱۵۰۹۵۵۵

انسان-رسانه و اکوسیستم رسانه‌ای

 الگوریتم‌ها می‌توانند برخی محتوا‌ها را تقویت و برخی دیگر را محدود کنند و به این ترتیب، دامنه انتخاب کاربران را هدایت نمایند.

انسان-رسانه و اکوسیستم رسانه‌ایزهرا نژادبهرام، فعال سیاسی نوشت: واقعه غزه در دو سال گذشته تصویری متفاوت از تحولات رسانه‌ای در جهان ارائه داده است. در این میان، شهروند خبرنگاران با انتشار ویدئو‌ها و روایت‌های خود در شبکه‌های اجتماعی توانستند نگاهی متفاوت از روایت‌های رسمی رسانه‌های جریان اصلی ایجاد کنند. این روند نشان داد که انحصار تولید و توزیع خبر دیگر صرفاً در اختیار رسانه‌های سنتی نیست و کاربران عادی نیز می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی نقش‌آفرین باشند.

 این تحول بیانگر ظهور «انسان-رسانه» است؛ مفهومی که در آن انسان نه‌تنها مصرف‌کننده، بلکه تولیدکننده و توزیع‌کننده پیام نیز هست. انسان در این اکوسیستم در دو سطح فعالیت می‌کند: تولید محتوا و مشارکت در شبکه‌ای که خود بخشی از آن است. این جایگاه به او امکان می‌دهد در روند بازنمایی پیام‌ها، نوع آنها و حتی بازخورد‌ها اختلال ایجاد کند و مسیر روایت‌ها را تغییر دهد. با این حال، قدرت انسان-رسانه مطلق نیست.

 هرچند انسان دارای ظرفیت «خودتنظیمی» است، اما رفتار او تحت تأثیر عوامل شناختی، هیجانی و محیطی قرار دارد. از سوی دیگر، فعالیت او در بستر شبکه و در تعامل با الگوریتم‌ها شکل می‌گیرد؛ بنابراین توانایی او برای کنترل کامل رفتار و اثرگذاری، نسبی و وابسته به شرایط است. در کنار انسان، الگوریتم‌ها نیز نقش مهمی در این اکوسیستم ایفا می‌کنند. آنها ابزار‌هایی خنثی نیستند، بلکه با ایجاد حلقه‌های بازخورد، الگو‌های مصرف محتوا را شکل می‌دهند.

 الگوریتم‌ها می‌توانند برخی محتوا‌ها را تقویت و برخی دیگر را محدود کنند و به این ترتیب، دامنه انتخاب کاربران را هدایت نمایند. اگر این فرایند بدون توجه به تنوع و کیفیت انجام شود، می‌تواند به شکل‌گیری چرخه‌های تقویت‌شونده و در نهایت ناپایداری منجر شود. شبکه نیز به‌عنوان بستر تعامل، نقشی تعیین‌کننده در این میان دارد. شبکه‌های متنوع که امکان مواجهه با دیدگاه‌های مختلف را فراهم می‌کنند، به تقویت خودتنظیمی و بازاندیشی کمک می‌کنند. در مقابل، شبکه‌های بسته و همگن با ایجاد «اتاق‌های پژواک»، تنوع اطلاعاتی را کاهش داده و ظرفیت تنظیم رفتار را تضعیف می‌کنند.

در این چارچوب، خودتنظیمی انسان به‌تنهایی شکل نمی‌گیرد، بلکه حاصل تعامل مستمر میان انسان، الگوریتم و شبکه است. از این رو، نسبت دادن پایداری صرفاً به آگاهی فردی نوعی ساده‌سازی است. عنصر کلیدی در این میان «بازخورد» است؛ هر کنش کاربر داده‌ای تولید می‌کند که وارد چرخه الگوریتمی شده و به‌صورت محتوای پیشنهادی به او بازمی‌گردد. اگر این چرخه به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به تقویت رفتار‌های افراطی و کاهش تنوع منجر شود.

 نمونه غزه نشان داد که کاربران، حتی بدون امکان تغییر مستقیم رسانه‌های جریان اصلی، می‌توانند با تولید محتوای متنوع مسیر روایت‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. بازتاب این روند در شکل‌گیری اعتراضات جهانی نیز قابل مشاهده بود. این امر نشان می‌دهد که تعامل میان انسان و شبکه می‌تواند الگوریتم‌ها را نیز وادار به سازگاری کند. در مقابل، تجربه ایران نشان می‌دهد که در غیاب دسترسی به شبکه، توان انسان برای اثرگذاری به‌شدت کاهش می‌یابد. محدودیت‌های اینترنتی موجب می‌شود که پیام‌های انسانی کمتر بازتاب یابند و در نتیجه، الگوریتم‌ها نقش مسلط‌تری پیدا کنند.

این وضعیت به کاهش تنوع رسانه‌ای و تضعیف پویایی اکوسیستم منجر می‌شود. در نهایت، پایداری اکوسیستم رسانه‌ای نه در کنترل کامل انسان است و نه در اختیار الگوریتم یا شبکه. این پایداری حاصل برهم‌کنش این سه عنصر و توانایی آنها در ایجاد تعادل میان تغییر و ثبات است.

بی‌توجهی به هر یک از این عناصر، تعادل کل سیستم را بر هم می‌زند. بنابراین، رمز موفقیت این اکوسیستم در حذف تغییر نیست، بلکه در هدایت آگاهانه و تنظیم‌پذیر آن نهفته است. دسترسی آزاد به شبکه به‌عنوان پیش‌شرط این تعادل، نقش مهمی در تقویت جایگاه انسان-رسانه دارد و می‌تواند زمینه‌ساز تحول در فضای رسانه‌ای باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار