حدود ساعت ۱۱ و نیم صبح پنجشنبه، دهم اردیبهشت ماه جاری، «مریم آقابابایی»؛ دختر ۳۰ ساله در شهرکرد استان چهار محال و بختیاری توسط راننده تاکسی اینترنتی به قتل رسیده و جسد سوخته او در اطراف شهرکرد توسط یک چوپان پیدا شده است؛ موضوع به پلیس گزارش شده و خانواده از روی آثار بهجا مانده توانستهاند هویت مریم را شناسایی کنند.
برخی گزارشات محلی حاکی از آن است که راننده قصد تعرض به مقتول را داشته و بعد از مقاومت شدید مقتول دست به این جنایت زده است، اما این در حالی است که پسرعموی مریم آقابابایی در مورد انگیزه متهم به قتل میگوید: «متهم اعتراف کرده انگیزهاش از قتل سرقت طلاهای مریم بوده، اما انگیزه او هنوز به طور دقیق مشخص نیست و بازپرس به خانواده اعلام کرده که پرونده پیچیده است.»
پس از این جنایت فجیع، خانواده مریم آقابابایی به همراه تعدادی از اهالی شهرکرد مقابل دادسرای عمومی شهرکرد تجمع اعتراضی برگزار کرده و خواستار رسیدگی سریع به این پرونده شدهاند. روابط عمومی فرماندهی انتظامی چهارمحال و بختیاری در مورد این پرونده اعلام کرده است: «ماموران پلیس آگاهی استان با اقدامات فنی و عملیاتی موفق شدهاند ردپای متهم به قتل را شناسایی کنند. متهم در بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرده است. متهم هماکنون در بازداشت بهسر میبرد و تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن تمامی ابعاد این پرونده ادامه دارد.»
همدستان متهم در سوزاندن جسد کمک کردهاند
«قاسم آقابابایی» پسرعموی مقتول در مورد جزییات این حادثه میگوید: «مریم از مادرش نگهداری میکرد و روز حادثه برای خرید دارو از خانه خارج میشود و به چند داروخانه مراجعه میکند. او پس از تهیه دارو درخواست تاکسی اینترنتی میکند. با درخواست تاکسی اینترنتی از سوی مریم، این فرد در محل حاضر و مریم سوار ماشین او میشود. بعد از اینکه مریم سوار ماشین فرد متهم به قتل میشود، تلفنش را جواب نمیدهد و ناگهان گوشی او خاموش و از دسترس خارج میشود.
خواهر و برادر مریم موضوع را پیگیری میکنند و وقتی هیچ خبری از او به دست نمیآورند ماجرای مفقودی مریم را به پلیس اطلاع میدهند. حتی خانواده روز جمعه برای پیدا کردن ردی از مریم اطراف شهرکرد را جستوجو میکند، اما سرنخی پیدا نمیکند. پلیس روز شنبه با بررسی آخرین فیشهای بانکی متوجه میشود که مریم به کدام داروخانهها مراجعه کرده است.
ماموران با مراجعه به داروخانهها و بازبینی فیلم دوربینهای مداربسته اطراف آخرین داروخانه پی میبرند که مریم سوار یک ماشین شده است. همزمان با تحقیقات پلیس در روز شنبه، یک چوپان به پلیس گزارش میدهد که جسد سوخته دختری را در اطراف یکی از مناطق کوهستانی شهرکرد پیدا کرده است؛ چوپان آن روز متوجه شده سگهای گله به چیزی مشکوک شدهاند. او به آن محل رفته و با جنازه سوخته مریم روبهرو شده است.
پس از گزارش چوپان، پلیس به خانواده مریم اطلاع میدهد که برای شناسایی جسد مراجعه کند؛ با اینکه جسد کاملا سوخته بود، اما بخشی از صورت مریم قابل شناسایی بوده است. پس از کشف جسد، مراحل شناسایی متهم آغاز میشود. متهم شناسایی و دستگیر و در اعترافات خود انگیزه قتل را سرقت طلاهای مریم عنوان میکند. طبق برخی اطلاعاتی که پلیس دراختیار خانواده قرار داده؛ متهم چند همدست دارد که تلاش برای شناسایی همدستان متهم به قتل ادامه دارد. گفته شده که همدستان متهم در سوزاندن جسد به او کمک کردهاند.»
پسر عموی مریم همچنین میگوید: «در حال حاضر متهم اعتراف دقیقی انجام نداده و مدعی است که انگیزهاش سرقت بوده است. متهم اظهار کرده که قصد گرفتن طلاهای مریم را داشته که این اتفاق افتاده است. با وجود اینکه جسد مریم سوزانده شده، طلاهایش نیست، اما گوشی و مدارک مریم همراه جنازه آتش زده شده؛ متهم گفته قصد داشته ردی از مریم بهجا نگذارد به همین خاطر همه چیز را سوزانده است. بازپرس پرونده به خانواده اعلام کرده که پرونده پیچیده است و باید تحقیقات بیشتری انجام شود. جسد به پزشکی قانونی منتقل شده است.
پلیس هنوز اطلاعات دقیقی از متهم به قتل به ما نداده، چون خانواده مریم در شرایط خوبی نیستند؛ نه فقط خانواده مریم بلکه فامیل و حتی اهالی این شهر هم حال مساعدی ندارند و از این اتفاق شوکه شدهاند. این شهر کوچک است و اولینباری بوده که چنین جنایتی رخ داده است. این اتفاق باعث شده تمام زنان و دختران شهر بترسند و جرات نکنند سوار تاکسی اینترنتی شوند. پس از این جنایت، خانواده ما مقابل دادسرا تجمع کرده و خواهان عدالت شده است. ما این تجمع را انجام دادهایم تا زنان و دختران دیگر قربانی چنین حوادثی نشوند.»
شرایط محیطی مشابه، خروجی مشابه تولید میکند
پیش از این جنایت نیز قتل «الهه حسیننژاد و ملیکا قدبگلویی» در تهران توسط دو راننده خودروی شخصی که گفته شده هر دو متهم نیز در تاکسی اینترنتی فعالیت داشتهاند، گزارش شده است؛ چهارم خرداد ماه سال ۱۴۰۴، الهه حسیننژاد پس از خروج از محل کارش در میدان آزادی سوار ماشین فردی که مسافرکش بوده، میشود. الهه حسیننژاد پس از سوار شدن در ماشین این فرد، ناپدید میشود و خانوادهاش موضوع را از طریق پلیس پیگیری میکنند و درنهایت با گذشت بیش از ۱۰ روز جسد این دختر جوان در اطراف تهران کشف میشود. متهم شناسایی و بازداشت میشود، اما انگیزه او به طور دقیق مشخص نمیشود.
همچنین هفتم بهمن ماه سال ۱۴۰۴، ملیکا قدبگلویی توسط یک راننده مسافرکش که او نیز در ساعتهایی در تاکسی اینترنتی فعالیت میکرده، ربوده و با انگیزهای نامعلوم به قتل میرسد. جسد این دختر جوان نیز چند روز بعد توسط پلیس در اطراف تهران کشف میشود. برخی جرمشناسان معتقدند که گاهی در یک بازه زمانی کوتاه به دلیل فشارهای اجتماعی، اقتصادی و روانی، نوع خاصی از خشونت و جنایت افزایش مییابد، اما این لزوما به معنی سازمانیافتگی نیست، بلکه شرایط محیطی مشابه، خروجی مشابه تولید میکند. طبق بررسیها از مباحث جرمشناسی؛ معمولا ترکیبی از عوامل محیطی، رسانهای و روانی باعث شکلگیری «الگوی تکراری» میشود؛ وقتی روش یک جرم در شبکههای اجتماعی پخش میشود، افراد مستعد با دیدن اینکه جرم چطور انجام شده و کجا انجام شده از آن جرات و ایده میگیرند.
این موضوع در تمام دنیا بارها تایید شده است؛ اگر یک ضعف جنایی در جامعه دیده شود و به سرعت اصلاح نشود، مجرمان دیگر هم از همان نقطه ضعف استفاده میکنند. مثلا مکانهای خلوت شناسایی شود، دوربین مداربسته وجود نداشته باشد، نظارت پلیس کم باشد و ردیابی ماشین سخت باشد؛ از منظر جرمشناسی هر نقطه ضعفی که یک نفر آن را کشف کند میتواند برای بقیه نیز جذاب باشد. همچنین فشارهای اقتصادی، بیاعتمادی، کاهش تابآوری روانی در جامعه آمار جرایم خشونتآمیز را بالا میبرد و منجر میشود افراد رفتارهای مشابه بروز دهند؛ نبود اپهای امن تاکسی و نبود فرهنگ هشدار خطر باعث میشود چند مجرم از همان رفتار سوءاستفاده کنند.
با این حال پر کردن خلأهای امنیتی و قانونی همچون نصب دوربین در نقاط حساس، کنترل هویت رانندگان، ردیابی خودروها و گسترش تاکسیهای رسمی میتواند روش خطرناک کارایی خود را از دست دهد. همچنین آموزش عمومی هدفمند همچون کنترل پلاک خودرو قبل از سوار شدن، ارسال لوکیشن زنده، شناخت رفتارهای هشداردهنده در راننده و رعایت حداقل ارتباط با غریبه در ماشین میتواند احتمال وقوع جرم را بسیار کم کند.
به طور مثال اگر درهای ماشین بدون اطلاع قفل شود، مسیر تغییر داده شود، گوشی یا لوکیشن مسافر توسط راننده چک شود، سوالات شخصی پرسیده و حرفهای کنترلگرانه زده شود باید در اولین فرصت خواستار توقف ماشین شده و سریع موضوع به پلیس یا فرد مورد اطمینان اطلاع داده شود، چراکه از منظر جرمشناسی ثابت شده اگر یک مورد جرم مشابه به صورت سریع و موثر مدیریت شود، الگوی تکراری شکل نمیگیرد.