غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاحطلب نوشت: فضای نهجنگ و نهصلح نوعی فضای تعلیق است که به واسطه آن هم برای حاکمیت و هم برای جامعه پیشبینی وضعیت کار سختی است. تابآوری که جامعه از خود نشان داد که در شرایط بحرانی به میزانی که مقدور است و توانایی دارد به کمک حاکمیت و حفظ ایران میآید، نشانه بسیار خوبی بوده که جامعه از خود نشان داده است.
البته دولت هم الحق والانصاف تلاش کرد که بهرغم مشکلات و کمبودهایی که مردم دارند، با دقت و سرعت نیازهای اساسی جامعه با بحران روبهرو نشود. با توجه به آسیبهای جدی که در جنگ به مناطق مسکونی و مناطق اقتصادی وارد شد، به نظر میرسد که حل و فصل مسائل داخلی را با سیاست خارجی بسیار بیش از گذشته درگیر میکند.
ایران کشور بزرگی است و ظرفیتهای بزرگی دارد، اما به دلیل طولانی شدن فضای تعلیق و مشکلاتی که ما در ارتباط با مسائل اقتصادی از تحریمها و اقتصاد رانتی جامعه به خصوص در حوزه معیشت به تدریج با نوعی فرسودگی مواجه میشود. به نظر میرسد مهمترین مسئله این است که با حفظ عزت ملی، مصلحت جامعه ایرانی را در نظر گرفت.
کشور باید همچنان روی پای خودش بایستد و به همین دلیل حل و فصل سیاست خارجی بحث بسیار مهمی است و الان با نظر به جمیع جوانب در یک زمان طلایی قرار داریم. دشمن میخواسته نظام را سرنگون و ایران را تجزیه کند، اما موفق نشده و با این حال آسیبهای خود را هم وارد کرده است؛ بنابراین حل و فصل مسئله سیاست خارجی با نگاه به مصلحت کشور و جامعه از جمله مسائلی است که اگر هرچه سریعتر محقق شود، میتواند هم ظرفیتهایی که الان در جامعه هست فعالتر کند و در بخشهای دولتی، خصوصی و مردمی همدلی ایجاد کند.
این همدلی میتواند سرمایههای کشور را به کار بگیرد و نارساییها و مشکلاتی که اکنون وجود دارد، در عرصه اقتصاد، تورم، اشتغال و بخشهای اجتماعی را با سرعت بیشتری حل کند؛ بنابراین اولین مسئله حل و فصل سیاست خارجی عزتمندانه است، اما با استفاده از فرصت طلایی که در آن قرار داریم. از طرفی دیوارهای خراب شده ساخته میشود و حتی کارخانههایی که آسیب دیدند ساخته میشود، اما به هر حال جنگ، اضطرابها و عوارض خود را دارد و اینها فشار سنگینی را بر روح و روان جامعه میگذارد.
باید در نظر داشت که بازسازی فضای روحی و روانی جامعه و حل مشکلات اقتصادی مردم که موجبات نگرانی را فراهم آورده، از اولویتهای نظام حکمرانی است و البته فقط معطوف به دولت نمیشود بلکه به اجماع همه بخشهای حاکمیت نیاز دارد. به هر حال جامعه ایرانی یک جامعه متکثر همچون رنگین کمان است و در عین حال که جامعه ایران به باورهای معنوی علاقه دارد ولی ما با مجموعهای از قومیتها، گرایشها، سلیقهها و نسلها روبهرو هستیم؛ بنابراین نکته کلیدی این مساله بحث همکاری است.
همبستگی چیز خوبی ست ولی ممکن است به دلیل این تنوع سلیقهای، گرایشی و قومی نتوانیم یک همبستگی حداکثری ایجاد کنیم بلکه میتوانیم همکاری حداکثری ایجاد کنیم. مهمترین سوژهای که میتواند این همکاری را تقویت کند که از اقشار مختلفی که ممکن است حتی با هم اختلاف بینش داشته باشند ولی در این مسئله با هم اشتراک نظر داشته باشند بحث ساختن و احیای ایران است؛ بنابراین هم پروژههای جدی برای همکاری اقشار مختلف ضرورتا لازم است.
از سوی دیگر یکی از عواملی که میتواند در جامعه امیدآفرینی کند و اعتماد خدشهدار شده جامعه را بازیابد بازگشایی اینترنت است؛ لذا بایستی حاکمیت در سیاستهای خود نسبت به اینترنت و دسترسی جامعه بازنگری کند چرا که سود بازگشایی اینترنت بیشتر از مضرات آن است.