در چنین شرایطی که طرفین به ویژه ترامپ و همراهانش از مذاکره در جریان با ایران میگویند، اما در عمل همچنان تنش بر منطقه حاکم است و میتوان اذعان کرد که نوعی بلاتکلیفی وجود دارد. در همین راستا «آرمان ملی» با کوروش احمدی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* اخیرا آقای عراقچی از پیشرفت در مذاکرات صحبت کرده و طرف آمریکایی هم از احتمال توافق سخن گفتهاند؛ آیا میتوان به مذاکره و رسیدن به توافقی بر مبنای منافع ملی امیدوار بود؟
علیالاصول امکان اینکه مذاکرات انجام شود و پیشرفتهایی در آن حاصل گردد وجود دارد. چون به هر حال طرحی که ایران داده، به رغم اینکه چند مرحلهای است، اما مشکل حادی نیست و قابل مدیریت است. یعنی تکنیکهای مذاکراتی تجربه شدهای وجود دارد که در چارچوب آنها مهم نیست که چه موضوعی اول و چه موضوع یا موضوعاتی در مراحل بعدی مورد مذاکره قرار گیرد. مثلا در این مورد، طرفین میتوانند اول راجع به همین مسأله که ایران اصرار دارد، یعنی راجع به خاتمه قطعی جنگ و باز شدن تنگه و توقف محاصره دریایی مذاکره انجام شود. اما نتیجهای که در این دور گرفته میشود میتواند به اصطلاح قطعی و نهایی تلقی نشود. مراحل بعدی نیز میتواند به همین صورت انجام شود بدون اینکه نتایج حاصله قطعی و نهایی تلقی شود. اگر در پایان کار روی همه موضوعات توافق حاصل شد، در آن صورت توافقاتی که به شکل اولیه و غیرنهایی حاصل شده، قطعی و نهایی خواهد شد. به عبارت دیگر هیچ توافقی نهایی نخواهد بود مگر اینکه توافق در مورد همه موضوعات حاصل شده باشد. مهم این است که ارادهای وجود داشته باشد برای اینکه مذاکره صورت گیرد. ولی مسأله این است که در مسأله اصلی مد نظر ترامپ، من فکر نمیکنم نهایتا او قادر به کوتاه آمدن باشد. مسأله اصلی این است که طرف مقابل در ازای امتیازی که میخواهد، چه امتیازی حاضر است بدهد؟ اصرار و پافشاری ایران باید بر لغو تحریمها باشد. خاصه اینکه الان به نظر نمیآید که ترامپ برنامه موشکی و منطقهای برایش آنقدرها اهمیت داشته باشد. خودش شخصا روی این موضوعات تقریبا هیچ وقت تاکیدی نداشته و صحبتی نکرده است. نکته مهم دیگر اینکه ترامپ در امتداد فشار نظامی، حتماً در فکر ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی به عنوان پشتوانه تلاشهایش برای رسیدن به مطالباتش در مذاکره خواهد بود و در عین حال امکان اینکه از این پس هر چند وقت یک بار برخوردهای نظامی کوچک، مثل برخوردهای یکی دو شب گذشته، وجود خواهد داشت.
*در این میان نقش امارات را به عنوان همسایه ایران و همراه آمریکا چطور ارزیابی میکنید؟
امارات به هر حال تابعی از سیاست عمومی آمریکا است که در منطقه دنبال میکند. در برابر فشار آمریکا به شکل حملات نظامی یا اقداماتی مانند پروژه آزادی و محاصره دریایی یا هر شکل دیگر، یکی از تاکتیکهای ایران از ابتدای جنگ به کار گرفتن فشار به کشورهای عرب همپیمان با آمریکا بوده است. ادعای امارات این است که ایران دوشنبه با ۱۲ موشک به فجیره حمله کرده، در حالی که این موضوع از سوی ایران تکذیب شد. به هر حال، مساله امارات تا حدودی زاییده تنشی است که بین ایران و آمریکا وجود دارد.
* آیا احتمال وقوع دوباره درگیری را بالا میبینید؟
من فکر میکنم احتمال از سرگیری یک جنگ تمام عیار زیاد نیست. به خاطر اینکه ممکن است ترامپ با کنگره مشکلاتی پیدا کند. هرچند مشکلات با کنگره را باید در زمره مشکلات فرعی دستهبندی کرد. مهمتر اینکه ترامپ حتما فکر میکند که از طریق یک جنگ تمامعیار هر کاری که میتوانسته در جنگ ۴۰ روزه انجام داده و الان دیگر آن شوک اولیه، غافلگیری و ترور رهبران برجسته کشور دیگر قابل تکرار نیست و ایران قبلا از چنین وضعیتی عبور کرده و نظام سیاسی و جامعه ایران مقاومتی درخشان کرد و نشان داد که از تابآوری لازم برخوردار است.