مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: آنچه که تاکنون از درگاه و رایزنیهای سیاسی در روند مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده گمانهزنیهایی است که بر اساس اطلاعات و اخباری که پایگاههای خبری نزدیک به آمریکا در کاخ سفید منتشر میکنند مورد کاوش، تحلیل و ارزیابی روند مذاکرات قرار میگیرد.
بخشی از این تحلیلها نشان میدهد که ترامپ و کل جمهوریخواهان حاکم بر کاخ سفید به ضرورت رسیدن به یک توافق رسیده و پی بردهاند. به خصوص اینکه با محدودیتهای جدی نیز مواجه هستند. افزایش قیمت فراوردههای نفتی در آمریکا در آستانه و آغاز فصل تعطیلات، بازیهای جام جهانی و رقابتهای انتخاباتی کنگره همه فاکتورهایی است که اگر وضعیت نهجنگ و نهصلح ادامه پیدا کند، زمان به زیان آنها خواهد بود و قطعا در تحولات ماه آینده، ریزش آرای جمهوریخواهان بیشتر خواهد شد.
اما این ضرورت هنوز به اراده تبدیل نشده و آمریکاییها بهخصوص ترامپ دنبال دستاوردسازی و پیروزیهایی است که بتواند آن را به افکار عمومی داخل آمریکا بفروشد و خود را از این وضعیت گرفتار در منطقه خلیج فارس خارج کند؛ لذا به نظر میرسد همین مساله باعث شده که بسیاری بر این نکته تاکید بورزند که شاید، چون این ضرورت هنوز احساس نشده به منزله تداوم شرایط نه جنگ و صلح خواهد بود.
اما از سوی جمهوری اسلامی ایران نیز خطوط تا حدودی شفافتر است. ایران دیگر نمیخواهد وارد چرخه باطل مذاکره، آتشبس و جنگ بشود و بر همین اساس یک دستور کار مشخص و متقنی را برای رسیدن به یک توافق با آمریکاییها دارد. گام اول در این توافق موضوع رفع حصر دریایی ایران و ما بهازای آن آزادی تردد در تنگه هرمز است که البته با قواعد و شرایط جدیدی که ایران تعریف میکند انجام میشود.
این نکتهای است که آمریکاییها تاکنون نخواستند آن را بپذیرند. درست است که شرایط نهجنگ، نهصلح برای ایران شرایط خوبی نیست و تقریبا کشور را در حالت تعلیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی قرار میدهد و تبعات منفی بسیاری هم دارد، ولی حداقل هزینه کمتری از یک مذاکره و توافق دارد که عملا هیچ تضمینی برای پایداری و پایبندی آمریکا و رژیم صهیونیستی به این توافق نخواهد بود.
این باعث میشود که جمهوری اسلامی ایران همچنان احساس کند که تابآوری اجتماعی بالاتری دارد و برای خواستهها و دستور کار خودش در مذاکرات و توافقات آتی پا بفشارد. شاید راه حلی که برای گذر از این وضعیت تعریف کردند رسیدن به یک توافق موقت و یا کوتاهمدت باشد. با این ایده نیز شاید ایران زیاد مشکلی نداشته باشد چرا که به هر حال راهی برای خروج از این وضعیت است و میتواند برای رسیدن به توافق بلندمدت کمک کند.
از طرفی سفر آقای عراقچی به چین و سفر آتی ترامپ به چین تا حدودی این شرایط را شفافتر خواهد کرد چرا که به ایران بعد از بند رفع محاصره دریایی موضوع ضمانت این توافق و تعهدات آمریکاییها را مطرح کرده و برای ضمانت نیازمند یک مرجعیت بینالمللی است که گفته چین و روسیه از این جهت میتوانند وارد این دوره از مذاکرات شوند. هرچند آمریکاییها چنین درخواستی به روسها نخواهند داد ولی با چینیها مخالفتی نخواهند کرد. به هر حال چین هم طی مواضعی که در خصوص جنگ ایران و آمریکا در دو ماه گذشته اتخاذ کرده با جدیت و شفافیت بیشتر از گذشته وارد این حوزه شده است.