از این رو، حملات نظامی اخیر علیه چندین واحد فعال پتروشیمی، در تبریز، بوشهر و... باعث اختلالات جدی در حوزه فعالیت این واحدها و تولید محصولات مرتبط به آن تلقی میشود. کارشناسان معتقدند، با توجه به اهمیت این حوزه برای کشورها، احیای واحدهای آسیب دیده باید هرچه سریعتر و بر اساس اولویتها در دستور کار قرار گیرد تا علاوه بر تامین نیازهای اولیه، بتوان خط صادرات واحدهای آسیب دیده را مجدداً احیا کرد و علاوه بر این، از چالشهای احتمالی درباره بیکاری کارگران و... جلوگیری کرد.
به گزارش «آرمان ملی»، علی پرسشبین تحلیلگر بازار انرژی در این باره گفت: صنعت پتروشیمی ایران طی دو دهه گذشته همواره بهعنوان یکی از پایههای اصلی اقتصاد غیرنفتی شناخته شده است؛ صنعتی که با تکیه بر مزیت خوراک، زیرساختهای گسترده و دسترسی به بازارهای منطقهای توانسته سهم قابلتوجهی در صادرات غیرنفتی و تأمین ارز کشور ایفا کند. با این وجود، حملات اخیر و جنگ بین ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی اخیر و آسیب واردشده به شرکتهای یوتیلیتیمحور چون؛ مبین انرژی خلیج فارس، فجر یک و دو و دماوند و... بار دیگر یکی از آسیبپذیرترین نقاط این صنعت را آشکار کرده است که همانا وابستگی شدید به تأمین متمرکز سرویسهای جانبی و انرژی است. او افزود: قطعاً این رویدادها صرفاً یک اختلال مقطعی در تأمین خدمات جانبی نیست، بلکه چالشی ساختاری است که میتواند آینده صنعت پتروشیمی ایران را در ابعاد عملیاتی، اقتصادی و سرمایهگذاری تحت تأثیر قرار دهد. آنچه در ظاهر آسیب یک یا چند مجتمع یوتیلیتی بهنظر میآید، در عمل به معنای ضربه به ستون فقرات کل صنعت است؛ ستونی که بدون آن تولید مستمر، صادرات پایدار و رقابتپذیری بینالمللی امکانپذیر نخواهد بود.
تبعات کوتاهمدت
این مدیر در صنعت پتروشیمی ادامه داد: آسیب واردشده به واحدهای تأمینکننده برق، بخار، آب صنعتی و سایر سرویسهای حیاتی، نخستین اثر خود را در قالب کاهش ناگهانی ظرفیت تولید مجتمعها نشان میدهد، چراکه واحدهای پتروشیمی بدون بخار، بدون برق پایدار و بدون ابزار دقیق قادر به ادامه سادهترین عملیات ایمنی نیستند، چه اینکه قادر به به تولید مستمر باشند. او افزود: در ساعات و روزهای نخست پس از حملات و آسیب دیدن این واحدها، بسیاری از آنها ناچار به خاموشی اضطراری یا کاهش شدید بار عملیاتی میشوند، قطعاً این وضعیت علاوه بر کاهش تولید، باعث افزایش مصرف فلر، از دست رفتن خوراک و بروز اختلال در شبکه تأمین خوراک بینمجتمعی میشود، چون شبکهای که بر پایه خطوط لوله و اتصال مستقیم واحدها به یکدیگر بنا نهاده شده و هرگونه ناپایداری در یک حلقه آن میتواند کل زنجیره را مختل کند.
اختلال در تولید و صادرات
او اضافه کرد: بدیهی است، این کاهش تولید بهسرعت اثر خود را در بازارهای صادراتی نشان میدهد، چون خریداران خارجی به شدت نسبت به بیثباتی عرضه حساساند و حتی چند هفته توقف صادرات یا کاهش حجم، میتواند باعث جابهجایی الگوی خرید مشتریان شود. در شرایطی که بازارهای آسیایی، بهویژه چین و هند، بهصورت رقابتی توسط تولیدکنندگان خاورمیانه، آمریکای شمالی و روسیه تغذیه میشوند، هرگونه اختلال در عرضه به معنای از دست دادن بخشی از سهم بازار است. پرسشبین توضیح داد: از طرفی، افزایش هزینههای عملیاتی نیز یکی دیگر از پیامدهای فوری است. در حقیقت مجتمعهایی که برای تأمین بخار یا برق مجبور به استفاده از روشهای جایگزین، ژنراتورهای مقطعی یا خرید سرویس از سایر شرکتها هستند، با رشد ناگهانی هزینه تمامشده روبهرو میشوند و این افزایش هزینه نه تنها حاشیه سود شرکتها را کاهش میدهد، بلکه امکان قیمتگذاری رقابتی در بازارهای جهانی را نیز محدود میکند. این کارشناس ضمن اشاره به حملات دشمن به بخشهای یوتیلیتی واحدهای آسیب دیده در جنگ گفت: علاوه بر این، ناپایداری یوتیلیتی ریسک جدی برای ایمنی عملیاتی ایجاد میکند و در نتیجه قطع و وصل برق یا افت فشار بخار میتواند منجر به توقف ناگهانی کمپرسورها، افزایش فشار و بروز حوادث صنعتی شود؛ موضوعی که خود تبعات امنیتی، زیستمحیطی و مالی مضاعفی در پی دارد.
پیامدهای تضعیف رقابت
او معتقد است: قطعاً در افق بلندمدت، آسیب به شرکتهای تأمین یوتیلیتی تنها یک مشکل عملیاتی نخواهد بود، بلکه انعکاسی از یک نقص ساختاری در مدل زیرساختی کل صنعت پتروشیمی ایران است. یعنی مدل فعلی که مبتنی بر تمرکز شدید تأمین یوتیلیتی در چند هاب بزرگ مثل عسلویه و ماهشهر است، در برابر تهدیدات ژئوپلیتیک و حوادث صنعتی بسیار آسیبپذیر است و قطعاً ادامه این وضعیت میتواند به تضعیف پایدار مزیت رقابتی ایران در بازارهای جهانی منجر شود. هرچند خوراک ارزان و ظرفیت تولید گسترده همواره از نقاط قوت اصلی پتروشیمی ایران بودهاند، اما مشتریان جهانی تنها به قیمت متمرکز نیستند، بلکه پایداری و قابلیت اتکا در تأمین برای آنها اهمیت حیاتی دارد، از این رو، اختلالهای مکرر یا طولانیمدت در عرضه نه تنها صادرات را کاهش میدهد، بلکه باعث میشود خریداران برای تأمین پایدار، به سمت رقبا سوق پیدا کنند. در این بین، بازگشت به این بازارها پس از خروج مشتریان، تجربهای است که بسیاری از کشورها از دشواری آن آگاهند. این مدیر در صنعت پتروشیمی، اضافه کرد: تأثیر این رویدادها بر سرمایهگذاری داخلی و خارجی است، از جمله چالشهای جدی در این عرصه تلقی میشود، چراکه پروژههای جدید PDH، MTO، زنجیره پروپیلن و طرحهای توسعه میاندستی، به دلیل نیاز به پایداری یوتیلیتی و چشمانداز مطلوب ریسک، حساسیت بالایی دارند و افزایش ریسک زیرساختی باعث کاهش جذابیت سرمایهگذاری، افزایش هزینه تأمین مالی و حتی توقف یا تعویق پروژهها میشود و این امر در نهایت به کاهش سرعت توسعه صنعت و افزایش شکاف تکنولوژیک بین ایران و رقبای جهانی منجر خواهد شد. او ضمن اشاره به هزینههای بالای بازسازی گفت: هزینههای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده بسیار سنگین است. در حالی که بخش بزرگی از منابع مالی شرکتها باید صرف توسعه ظرفیت، ارتقای فناوری و کاهش شدت انرژی شود، این منابع اکنون به جای آن صرف تعمیرات و جبران خسارات میشود که در نهایت، این موضوع بهرهوری سرمایه را کاهش داده و ظرفیت رقابتپذیری بلندمدت را محدود میکند. به گفته پرسشبین، علاوه بر این مسائل، فشار بر زنجیره ارزش داخلی نیز افزایش مییابد، چرا که صنایع پاییندستی در داخل کشور که مواد اولیه خود را از مجتمعهای پتروشیمی دریافت میکنند، بر اثر کاهش تولید و ناپایداری عرضه، با بیثباتی هزینه و کمبود مواد مواجه میشوند و قطعاً این امر در نهایت بر قیمت تمامشده کالاهای داخلی، صادرات صنایع پاییندستی و توان رقابتی آنها در بازارهای جهانی اثرگذار خواهد بود.
بومیسازی و تابآوری
او درباره بازه زمانی مورد نیاز برای بازگشت واحدهای آسیب دیده به تولید گفت: بدیهی است، با وجود همه چالشهای ذکرشده، این شرایط میتواند فرصتی برای بازآفرینی و اصلاح ساختاری صنعت پتروشیمی ایران باشد. در حقیقت در حین بازسازی واحدهای آسیب دیده، تقویت بومیسازی تجهیزات و فناوریهای میتواند به منزله فرصتی باشد که بالاجبار ایجاد شده است، چون محدودیتهای اخیر ناشی از جنگ باعث شده بسیاری از شرکتهای داخلی در حوزه ساخت تجهیزات یوتیلیتی، سیستمهای کنترل و فناوریهای انرژیبر، نقش فعالتری در تأمین نیاز صنعت ایفا کنند. این کارشناس اضافه کرد: بهعلاوه تغییر مسیر جریان تجارت جهانی در دوران بحران، امکان توسعه بازارهای منطقهای جدید را ایجاد میکند و کشورهایی که در شرایط ناپایداری جهانی به دنبال تأمینکننده جایگزین هستند، ممکن است به سمت ایران متمایل شوند؛ مشروط بر آنکه پایداری عرضه وکیفیت خدمات بهبود یابد. از سوی دیگر، این آسیبها ضرورت حرکت به سمت مدلهای غیرمتمرکز تأمین یوتیلیتی را برجسته کرده است؛ مدلی که در آن، هر مجتمع یا گروهی از مجتمعها از سیستم یوتیلیتی مستقل یا نیمهمستقل بهرهمند شوند و در این راستا، این تحول میتواند تابآوری صنعت را افزایش داده و وابستگی سیستماتیک به چند هاب مرکزی را کاهش دهد.
فرصت برای بازآرایی آینده
او تاکید کرد: آسیب وارد شده به شرکتهای تأمین یوتیلیتی مانند مبین، فجر و دماوند تنها یک اختلال عملیاتی نیست؛ بلکه آسیب به ستون فقرات صنعت پتروشیمی ایران تلقی میشود. بدیهی است، این حادثه ضعفهای ساختاری، ریسکهای سیستماتیک و نیاز فوری به بازنگری در مدل تأمین انرژی و یوتیلیتی را آشکار کرده است، چراکه در کوتاهمدت، این رویداد موجب کاهش تولید، اختلال در صادرات، افزایش هزینهها و بیثباتی در زنجیره ارزش شده است و در بلندمدت نیز میتواند مزیت رقابتی ایران را کاهش داده، سرمایهگذاری را محدود کند و رشد صنعت را تحتتأثیر قرار دهد، اما با همه این شرایط، همین چالش میتواند فرصتی برای اصلاح ساختار، تقویت بومیسازی، گسترش بازارهای جدید و افزایش تابآوری زیرساختی صنعت باشد. آینده صنعت پتروشیمی ایران، بهویژه در شرایط تداوم تنشهای منطقهای، بیش از هر زمان دیگری وابسته به تصمیمات راهبردی، خلاقیت مدیریتی و توانایی بازآرایی ساختارهای قدیمی خواهد بود........
تغییر مسیر جریان تجارت جهانی در دوران بحران، امکان توسعه بازارهای جدید را ایجاد میکند و کشورهایی که دنبال تأمینکننده جایگزین هستند، ممکن است به سمت ایران متمایل شوند؛ مشروط بر آنکه پایداری عرضه وکیفیت خدمات بهبود یابد