هادی حقشناس، اقتصاددان نوشت: آنچه که در هفته دوم جنگ در بازار دیده میشود هم، همچنان این انتظار وجود دارد که قیمت نفت افزایش پیدا کند و هم این انتظار وجود دارد که بورسهای جهان سقوط کند. هر دوی اینها بر ضدتولید و رشد اقتصادی جهان است. جهان بعد از کرونا، که آسیب جدی در تولید و رشد اقتصادی دید، حالا میتوان گفت با یکی از بحرانهای جدی در عرصه تولید و رشد اقتصادی مواجه شده است.
شاید 20 درصد سوخت جهان امروز پشت تنگه هرمز باشد اما این 20 درصد نفت و گاز تعیینکننده مابقی تولید است. به عبارت سادهتر این 20 درصد انرژی محبوس شده در خلیجفارس منجر به عدم تعادل انرژی و طبیعتا عدم تعادل در بخش عرضه و تقاضای جهان خواهد شد. به عبارت دیگر وضعیت انرژی تحتتاثیر اثر مستقیمی است که از جنگ غرب با ایران ایجاد شده است.
این جنگ عوارض دیگری هم بر اقتصاد داشته و از جمله آن عوارض این است که در کشورهای حاشیه خلیجفارس فرودگاهها و بخش گردشگری و همچنین بخش تجارت به شکل مستقیمی تحتتاثیر قرار گرفته و شرایط دگرگون شده است. به هر حال بنادر امارات متحده عربی به لحاظ حجم پذیرش کالا یا کانتینر جزو 10 بندر جهان بودهاند. لذا نباید و نمیتوان اثرپذیری اقتصاد جهان بهخاطر این جنگ را فقط در حوزه انرژی دید و با صراحت میتوان گفت در حوزه کالا نیز این درگیری تاثیر چشمگیری داشته است.
به نظر میرسد که اگر این جنگ در کوتاهترین زمان ممکن تعیین تکلیف نشود، آثار زیانبار آن بر اقتصاد جهان بهخصوص بر اقتصاد کشورهای توسعهیافته بسیار سنگین خواهد بود. عوارض این جنگ چنان است که در محدود زمان درگیری منحصر نیست. به بیان دیگر اینگونه نیست که اگر مثلا جنگ 10 یا 20 روز طول بکشد، عوارض آن هم در همان 10 یا 20 روز قرار بگیرد و بعد از بین خواهد رفت. به ضرس قاطع میتوان گفت عوارض این درگیری در اقتصاد جهان قطعا ماهها طول خواهد کشید و شاید کوتاهترین نتیجه یا عوارض منفی این جنگ روی سطح رفاه شهروندان در کشورهای توسعه یافته باشد.