علیمحمد نمازی، نماینده سابق مجلس نوشت: در نگاه نخست، بازگشت دوباره هیأتها به میز مذاکره و اعلام برگزاری نشستهای فنی در وین را میتوان نشانهای مثبت ارزیابی کرد. نفس ادامه گفتوگوها، آن هم پس از چند دور مذاکره فشرده، حاکی از آن است که فاصله دو طرف آنقدر زیاد نیست که مسیر دیپلماسی مسدود شود. اگر پیشنهادهای ارائه شده از سوی ایران کاملاً غیرقابل پذیرش بود، طبیعتاً روند گفتوگو متوقف میشد؛ بنابراین تداوم مذاکرات، خود یک پیام سیاسی دارد: امکان رسیدن به چارچوبی مشترک. با این حال، اهمیت موضوع تنها در برگزاری نشستهای فنی یا اعلام زمان دور بعدی خلاصه نمیشود. آنچه بیش از همه باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر لحن و سطح ورود طرفین به عناصر یک توافق است.
وقتی از «ورود به عناصر توافق در حوزه هستهای و تحریمها» سخن گفته میشود، به این معناست که گفتوگوها از کلیات عبور کرده و به مرحله بررسی جزئیات رسیده است. این مرحله همزمان حساستر و امید بخشتر است؛ حساس از آن جهت که اختلافها دقیقتر و ملموستر میشود و امید بخش از آن رو که مذاکرهکنندگان دیگر صرفاً در حال تبادل مواضع سیاسی نیستند، بلکه درباره سازوکارها بحث میکنند. در این میان، اظهارات مقامات آمریکایی نیز حائز اهمیت است. تأکید بر ترجیح مسیر دیپلماسی و پرهیز از تشدید تنش، نشان میدهد که در واشینگتن نیز ارزیابی هزینه- فایده به سود مذاکره در حال تغییر است.
ورود چهرههایی در سطح بالاتر سیاسی، از جمله معاون رئیسجمهور آمریکا، اگرچه میتواند به معنای افزایش حساسیت پرونده باشد، اما از منظر دیگر بیانگر آن است که کاخ سفید مایل است مدیریت مستقیم و بیواسطهای بر روند مذاکرات داشته باشد. این حضور، در صورت هدایت صحیح، میتواند به تسریع تصمیمگیری کمک کند. زیرا بخشی از گرههای مذاکراتی نه فنی، بلکه سیاسی است و نیاز به اراده در سطح بالا دارد. نکته مهم دیگر، نقش میانجیگرانه عمان است.
استمرار تحرک دیپلماتیک مسقط نشان میدهد که طرفهای درگیر هنوز کانال ارتباطی قابل اعتمادی را حفظ کردهاند. در مذاکرات پیچیده مانند پرونده هستهای، وجود واسطهای که بتواند پیامها را بدون هیجان رسانهای منتقل کند، خود یک سرمایه دیپلماتیک محسوب میشود. با این همه، باید واقعبین بود. مذاکرات در مرحلهای قرار دارد که هم میتواند به توافق منجر شود و هم با یک سوءبرداشت یا فشار سیاسی داخلی در هر یک از دو کشور متوقف گردد. در آمریکا، هر توافقی باید قابلیت ارائه به افکار عمومی بهعنوان «دستاورد» را داشته باشد.
رئیسجمهور آمریکا نیاز دارد تصویری روشن و قابل عرضه از موفقیت ارائه کند؛ زیرا در فضای سیاسی واشینگتن، مسئله صرفاً محتوای توافق نیست، بلکه نحوه روایت آن اهمیت تعیینکننده دارد. در ایران نیز توافق باید بتواند منافع ملموس اقتصادی، بهویژه در حوزه تحریمها، به همراه داشته باشد. بدون مشاهده آثار عینی در زندگی مردم، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود.
از این رو، برآیند تحولات اخیر نشان میدهد که هنوز پنجره دیپلماسی باز است. تشکیل نشستهای فنی، اظهارات نسبتاً امیدوارکننده و ورود بازیگران سطح بالاتر، همگی نشانههایی هستند که از تداوم مسیر مذاکره حکایت دارند. اما موفقیت نهایی منوط به آن است که اراده سیاسی برای عبور از اختلافهای باقیمانده وجود داشته باشد و هر دو طرف بتوانند توافق احتمالی را بهعنوان یک دستاورد متوازن و قابل دفاع معرفی کنند.