دلیل آنها این بود که زمان رسیدگی به ناترازیها نزدیک شده است؛ چه ناترازیهای اقتصادی، چه اجتماعی و چه در حوزه سیاست خارجی. از نگاه این تحلیلگران، شرایط بهگونهای پیش خواهد رفت که پزشکیان از صندوق رأی خارج و در مسیر رفع این چالشها وارد میدان میشود؛ هرچند هزینههای سنگینی بپردازد و حتی به رئیسجمهوری تبدیل شود که قربانی اصلاح ناترازیهاست.
*پزشکیان و وفاق
مسعود پزشکیان پس از آنکه ردای ریاستجمهوری را بر تن کرد، تلاش نمود شعار «وفاق» که در دوران رقابت ریاست جمهوری مطرح کرده بود، عملیاتی کند. جریان حامی او نیز در ابتدا از این شعار استقبال کرد، چرا که عبور از برخی چالشها تنها با جلوگیری از سنگاندازی در مسیر دولت امکانپذیر بود. اما هنگامیکه فهرست کابینه به مجلس معرفی شد، برخی اصلاحطلبان اعتراض کردند و اعلام کردند پزشکیان بیش از آنکه با حامیان خود وفاق کند، با رقبای سیاسی خود تفاهم کرده است؛ افرادی که از نظر فکری به جریان اصلاحات نزدیک نبودند و اگر فرصت داشتند، برای ضربهزدن به دولت اقدام میکردند.
*بازی در زمین دشوار
دولت در این مدت تلاش کرد در برخی پستهای میانی از عناصر نزدیک به خود استفاده کند، اما در عین حال از نیروهایی بهره برد که همسو با شعارهای رئیسجمهور نبودند. این رویکرد حتی باعث جدایی چند عضو از تیم اطلاعرسانی دولت شد. در حوزههای سیاسی، بینالمللی، اقتصادی و اجتماعی، دولت نتوانسته دستاورد ملموسی در چارچوب شعارهای خود داشته باشد. هرچند تلاشهایی از سوی رئیسجمهور برای آزادی برخی بازداشتشدگان یا کاهش تنشها صورت گرفته که قابل تقدیر است، اما کلیت جریان اصلاحات، بهویژه پس از حوادث اخیر، از عملکرد دولت گلایهمند است و این اعتراضها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به رئیسجمهور منتقل شده است. با این حال، پیچیدگی مسائل کشور و هزینههای سنگین هر تصمیم، فرصت یا امکان تحولات گسترده در ترکیب مدیریتی دولت را محدود کرده است.
*لزوم بازنگری
واقعیت آن است که مردم به مسعود پزشکیان رأی دادند تا کشور از رکود سیاسی و اقتصادی فاصله بگیرد و دولتی سر کار آید که به توسعه اجتماعی و دیپلماسی اهمیت دهد، نه صرفا به فرهنگ دولتی و محدودیتهای اجتماعی که هزینه آن بر منافع ملی تحمیل شود. رأی مردم به پزشکیان، رأی به پرهیز از جنگ، تقویت دیپلماسی، ارتقای جایگاه ایران در منطقه و کاهش تحریمها بود. با این حال، چه بر اثر برخی کوتاهیها و چه بهدلیل تحولات پیشبینینشده، اوضاع سیاسی کشور برای مدتی نامطلوب شد و کشور وارد دورهای از حزن و نگرانی شد. شرایط بینالمللی ایران نیز نهتنها بهبود نیافت، بلکه گاهی فشارها افزایش یافته و حتی خطر جنگ محتمل شد.
در نهایت
اکنون کشور در وضعیت حساسی قرار دارد و هر لحظه ممکن است تحولات بینالمللی به گونهای پیش برود که دیپلماسی به نتیجه نرسد و فضای پرتنشتر شود و حتی تا آستانه برخورد نظامی پیش برویم. در این شرایط، رئیسجمهور باید خلأها را ترمیم کند، فضایی ایجاد کند که جنگ از کشور دور شود و موافقت ارکان قدرت را برای اصلاحات عمیق در فضای سیاسی جلب نماید. واقعیت آن است که هنوز وفاق به طاق نخورده و طاق بر سر دولت خراب نشده، اما اگر تغییراتی ایجاد نشود، دولت پزشکیان که امید به ایجاد تحول در آن بود، ممکن است از مسیر مدنظر مردم منحرف شود. دولتی که قصد داشت با ایجاد یگانگی در بین نیروهای سیاسی و استفاده از نیروهای اعتدالی شرایط کشور را بهبود دهد، اکنون با چالشهای عمیقتری در اداره کشور روبهرو شده است و عبور از این چالشها تنها با وفاق با ملت و تلاش برای کاهش شکاف مردم و دولت امکانپذیر است.