بر اساس این قانون، در دوره گذار، هر دو واحد پولی جدید و قدیم بهطور همزمان در جریان خواهد بود. این آییننامه شامل تعاریف و الزامات لازم برای آمادهسازی اجرای این تغییرات، از جمله بازطراحی و آزمایش سامانهها و نرمافزارهای مرتبط، برگزاری دورههای آموزشی و برچسبگذاری دوگانه قیمتها میباشد. مطابق با مفاد این آییننامه، زمان آغاز دوره گذار حداقل چهار ماه قبل از شروع بهطور عمومی اعلام خواهد شد. در این دوره، هر دو واحد پولی در گردش خواهند بود و دستورالعملها و شیوهنامههای لازم برای بهروزرسانی خدمات بانکی و تطبیق ارقام واحدهای پولی دوگانه پس از تصویب نهایی در هیات وزیران تدوین خواهد شد. در این راستا، کارشناسان اقتصادی بر این باورند که حذف چهار صفر از پول ملی در شرایط کنونی که تورم به حدود پنچاه درصد رسیده و قیمتها بهطور فزایندهای در حال افزایش هستند، تأثیر چندانی بر وضعیت اقتصادی کشور نخواهد داشت. آنها معتقدند که اگر تغییرات اساسی در سیاستهای اقتصادی و زیرساختها صورت نگیرد، ممکن است در سالهای آینده مجبور به حذف صفرهای بیشتری از پول ملی باشیم. به گفته این افراد، در حال حاضر، اولویتهای اقتصادی دیگری وجود دارد که باید به آنها توجه شود. به جای تمرکز بر حذف صفرها، دولت باید به اصلاح زیرساختهای اقتصادی و بهبود شرایط معیشتی مردم بپردازد. این اصلاحات میتواند شامل ایجاد اشتغال، بهبود خدمات عمومی و افزایش تولید داخلی باشد. این افراد باور دارند که تصویب این طرح فقط میتواند برخی از امور حسابداری را تسهیل کند، ولی زمان بسیاری از دولت را میگیرد که آن تاثیری را که باید داشته باشد، نخواهد داشت. در این باره با مرتضی افقه، تحلیلگر اقتصادی گفتوگو کردهایم که در ذیل مشاهده میکنید.
• اجرای طرح حذف چهارصفر که از مدتها پیش مدنظر دولتهای مختلف بود، مقرر گشت تا در مرحله نخست به صورت پایلوت با استفاده از هر دو گونه پول (با و بدون چهار صفر)، به مرحله اجرا درآید. به نظر شما اجرای این طرح در شرایط کنونی چقدر میتواند به شرایط اقتصادی، مالی، بانکی کشور کمک کند؟
- طرح حذف صفر از پول ملی، سالهاست که بهصورت دورهای در فضای سیاستگذاری اقتصادی کشور مطرح میشود و هر بار، با شدت گرفتن تورم یا افزایش فشارهای معیشتی، دوباره بهعنوان یکی از گزینههای اصلاح پولی به صدر تصمیمات دولت بازمیگردد. در حقیقت این تکرار، خود نشانهای از یک مسئله عمیقتر است و آن اینکه، تمایل به استفاده از ابزارهای ظاهری و حسابداری برای پاسخ دادن به مشکلاتی که ریشه در ساختارهای واقعی و مزمن اقتصاد دارند، اما آنچه که مشهود است اینکه، حذف صفر، در سادهترین تعریف، تغییری در مقیاس اسمی اعداد پولی است، نه تغییری در واقعیت اقتصادی؛ و همین ویژگی، نقطه آغاز بسیاری از نقدهایی است که نسبت به این سیاست مطرح میشود.
• به نظر شما آیا حذف چهارصفر میتواند به کاهش تورم کمک کند؟
- از نظر اقتصادی، حذف صفر بهتنهایی نه میتواند تورم را مهار کند، نه قدرت خرید را افزایش دهد و نه رفاه خانوارها را بهبود بخشد، بلکه آنچه در این میان تغییر میکند، شکل نوشتن قیمتها، ارقام روی اسکناسها و واحدهای محاسباتی در دفاتر حسابداری است. در حقیقت اگر پیش از اجرای این سیاست، یک کالا با عددی بزرگ معامله میشد، پس از حذف صفر، همان کالا با عددی کوچکتر، اما با همان ارزش واقعی مبادله میشود. در این راستا باید گفت که حذف صفر را باید سیاستی ذاتاً خنثی دانست و در این راستا، سیاستی که اگر هیچ عامل دیگری تغییر نکند، نه اثر مثبت پایدار دارد و نه اثر منفی بنیادین. اما خنثی بودن به معنای بیهزینه بودن نیست. در حقیقت، اجرای چنین طرحی مستلزم صرف هزینههای قابل توجهی است که اغلب در بحثهای عمومی کمتر به آن پرداخته میشود. چاپ اسکناسها و سکههای جدید، جمعآوری تدریجی اسکناسهای قدیمی، بهروزرسانی سامانههای بانکی، نرمافزارهای حسابداری، دستگاههای پرداخت، قراردادهای مالی، اسناد حقوقی و حتی برچسب قیمتها، همگی نیازمند زمان، منابع مالی و نیروی انسانی هستند و در نهایت این هزینهها در کوتاهمدت به اقتصاد تحمیل میشوند و در شرایطی که منابع مالی دولت محدود است، نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
• با توجه به توجیهات و استدلالات موجود چرا همچنان بر اجرای طرح حذف چهارصفر در کشور اصرار ورزیده میشود؟
- یکی از مهمترین استدلالهای موافقان حذف صفر، صرفهجویی در هزینههای چاپ اسکناس در آینده است. با کوچکتر شدن ارقام، نیاز به اسکناسهای درشت و پرحجم کاهش مییابد و در بلندمدت، بخشی از هزینههای چاپ، نگهداری و توزیع پول کمتر میشود. این توجیه از نظر فنی درست است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما مسأله در مقیاس این صرفهجویی است. در حقیقت این صرفهجویی محدود، تدریجی و وابسته به ثبات پولی است، در حالی که هزینههای اجرایی طرح، فوری، گسترده و اجتنابناپذیر هستند. به عبارتی میتوان گفت که، تراز هزینه، فایده این سیاست، دستکم در شرایط تورمی فعلی، چندان به نفع منافع عمومی سنگینی نمیکند. در این میان از جمله پیامدهای مهم حذف صفر باید به سردرگمی عمومی در جامعه اشاره کرد، پدیدهای که تقریباً در تمام کشورهایی که چنین تجربهای داشتهاند، در مقاطع اولیه مشاهده شده است، چراکه تغییر واحد پول، نیازمند بازآموزی ذهنی مردم برای درک قیمتها، مقایسه ارزشها و تصمیمگیریهای روزمره است. در دوره گذار، بسیاری از افراد در تشخیص ارزش واقعی کالاها دچار تردید میشوند و این مسأله میتواند به سوءبرداشت، اختلاف قیمتگذاری و حتی برخی سوءاستفادهها منجر شود. این سردرگمی تنها به مصرفکنندگان محدود نیست و فعالان اقتصادی، فروشندگان، حسابداران و حتی کارکنان دستگاههای دولتی نیز برای مدتی با چالش تطبیق مواجه خواهند بود.
• یکی از دلایلی که برخی از کارشناسان در راستای اجرای این طرح به آن اشاره میکنند، تاثیر روانی در اذهان مردم و فرار از ارقام بزرگ و تشدید تنشهای فکری و... است. ارزیابی شما در این باره چیست؟
- بله در حقیقت فراتر از این چالشهای اجرایی، حذف صفر دارای یک بُعد روانی مهم است که نقش آن در شکلدهی انتظارات اقتصادی جامعه قابل چشمپوشی نیست. به عبارتی، کوچکتر شدن ارقام، بهطور طبیعی این احساس را ایجاد میکند که قیمتها کاهش یافتهاند و هزینهها کمتر شده است. وقتی عددی که پیشتر چندصدهزار تومان بوده، به چندصد واحد جدید تبدیل میشود، ذهن انسان ناخودآگاه آن را ارزانتر تلقی میکند، حتی اگر واقعیت اقتصادی هیچ تغییری نکرده باشد. این اثر روانی میتواند در کوتاهمدت نوعی آرامش یا رضایت ظاهری ایجاد کند، اما این آرامش بر پایه یک تصور نادرست بنا شده است، اما در نهایت، این تصور نادرست، زمانی خطرناکتر میشود که با تداوم تورم همراه باشد و در ادامه در چنین وضعیتی، مردم ابتدا با اعداد کوچکتر احساس میکنند فشار کمتری را تحمل میکنند، اما با گذشت زمان و افزایش مجدد قیمتها، متوجه میشوند که قدرت خریدشان نهتنها بهتر نشده، بلکه کاهش نیز یافته است. نتیجه این فرایند، شکلگیری نوعی بیاعتمادی است، بیاعتمادی نسبت به سیاستهای اقتصادی و نسبت به پیامهایی که از سوی سیاستگذار ارسال میشود. به این ترتیب، اثر روانی مثبت اولیه، میتواند در میانمدت به اثر روانی منفی و مخرب تبدیل شود.
• از نظر شما پیش شرط اجرای طرح حذف چهار صفر در کشور چیست و به عبارتی موفقیت این طرح مرهون چه اقداماتی است؟
- نکته کلیدی در راستای اجرای این طرح این است که حذف صفرها بدون مهار پایدار تورم، عملاً بیمعناست. تورم، عامل اصلی بزرگ شدن اعداد پولی است و اگر این عامل مهار نشود، صفرهای حذفشده در فاصلهای نهچندان طولانی دوباره به اقتصاد بازمیگردند. تجربه تاریخی اقتصاد ایران نیز این واقعیت را تأیید میکند. هر بار که تورم مزمن و بالا ادامه یافته، ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده و اعداد اسمی بزرگتر شدهاند. حذف صفر، بدون تغییر این روند، تنها صورت مسأله را پاک میکند، نه خود مسأله را و قطعاً این مشکلات همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند وحتی امکان دارد که بعد از مدتی باز هم دولت مجبور شودبه دلیل عدم اصلاح زیرساختها مجبور به حذف مکرر صفرها از واحد پول ملی شود. نباید این امر را فراموش کنیم که، ریشههای تورم در اقتصاد ایران، عمدتاً ساختاری و درونزا هستند. مسائلی چون؛ کسری بودجههای مزمن، وابستگی مالی دولت به منابع ناپایدار، ناترازی بانکها، خلق نقدینگی بیضابطه، ضعف انضباط مالی و نبود یک چارچوب باثبات برای سیاستگذاری اقتصادی، از جمله عواملی هستند که بهطور مستمر فشار تورمی ایجاد میکنند. در کنار این عوامل داخلی، فشارهای خارجی و تحریمها نیز نقش تشدیدکننده داشتهاند، اما نمیتوان آنها را عامل اصلی دانست. حتی در مقاطعی که فشار خارجی کاهش یافته، به دلیل حل نشدن مشکلات داخلی، تورم همچنان بالا باقی مانده است.
• استناد برخی از کارشناسان و مسئولان به اجرای موفق این طرح در برخی از کشورها، آیا نمیتواند مستمسک خوبی برای الگوبرداری ایران نیز تلقی شود؟
- در این باره باید گفت، مقایسه تجربه ایران با کشورهایی که حذف صفر را با موفقیت اجرا کردهاند، نیازمند دقت بالاست، یعنی در بسیاری از این کشورها، حذف صفر پس از یک دوره طولانی مهار تورم و تثبیت اقتصاد کلان انجام شده است و پیش از همه کارها باید ابتدا متغیرهای واقعی اقتصاد اصلاح شدهاند، اعتماد عمومی به سیاستهای پولی بازسازی شده و سپس، برای سادهسازی محاسبات و کارآمدتر کردن نظام پولی، صفرها حذف شدهاند. در این کشورها، حذف صفر نه ابزار اصلی سیاستگذاری، بلکه آخرین حلقه یک زنجیره اصلاحی بوده است. هیچگاه نباید به این مسأله بیاعتنا باشیم که زمانی که حذف صفر بهعنوان جایگزین اصلاحات واقعی مطرح میشود، خطر تبدیل شدن آن به یک سیاست نمایشی وجود دارد. سیاستی که بیشتر برای ارسال پیام اقدام به افکار عمومی به کار میرود تا حل ریشهای مشکلاتی که در کشور وجود دارد و قطعاً تکرار این رویکرد، یعنی هر بار در مواجهه با تورم، بهجای اصلاح ساختارها، به سراغ تغییرات شکلی رفتن، باعث میشود چرخهای از سیاستهای کوتاهمدت و کماثر شکل بگیرد که در نهایت، هزینه آن را جامعه میپردازد.
• بر اساس آنچه که شما به آن اشاره کردید، حذف صفرها بدون انجام پیش نیازها هیچ فایدهای نخواهد داشت؟
- بله درباره اجرای این طرح یعنی حذف چهار صفر باید گفت که، در بهترین حالت، یک اصلاح اداری و حسابداری است با منافع محدود و بلندمدت، و در بدترین حالت، میتواند به تشدید سردرگمی و بیاعتمادی منجر شود. این سیاست نه تورم را کاهش میدهد، نه معیشت مردم را بهبود میبخشد و نه میتواند جایگزین اصلاحات سخت و پرهزینه، اما ضروری در اقتصاد شود. تمرکز سیاستگذار، اگر معطوف به بهبود واقعی شرایط زندگی مردم است، باید بر کنترل پایدار تورم، اصلاح نظام بودجهای، ساماندهی نظام بانکی و ایجاد ثبات در تصمیمگیریهای اقتصادی باشد. از این رو، حذف صفر، اگر روزی قرار است اجرا شود، باید نتیجه طبیعی این اصلاحات باشد، نه نقطه شروع آنها. در غیر این صورت، این سیاست نیز به فهرست اقداماتی اضافه خواهد شد که ظاهر تغییر را به نمایش میگذارند، اما در عمق، تغییری در واقعیت اقتصادی ایجاد نمیکنند و تنها به تکرار چرخهای میانجامند که بارها تجربه شده است. در ترکیه، حذف شش صفر از پول ملی در سال ۲۰۰۵ پس از یک دهه کنترل تورم و اجرای برنامههای موفق تثبیت اقتصادی انجام شد. در برزیل، طی دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی، حذف صفر از پول ملی چندین بار صورت گرفت، اما تنها زمانی نتیجهبخش بود که دولت دست به اصلاحات ساختاری اقتصادی زد و تورم را مهار کرد. در این کشورها، حذف صفر پایان یک فرایند اصلاحی بود، نه آغاز آن، اما در ایران، وضعیت متفاوت است.