سفر لاریجانی به عمان و دیدار با مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی این کشور از سوی رسانهها حساس و سرنوشتساز ارزیابی شد. عمان کشوری معتمد ایران است، اما آمریکا همواره تلاش کرده میانجیگری این کشور را به امارات متحده عربی، که روابط دیپلماتیک با تلآویو دارد، منتقل کند. ایران علاوه بر عمان، قطر را هم به یکی از کانونهای مذاکرات با آمریکا تبدیل کرده است. لاریجانی پس از عمان، راهی قطر شد و با مقامات این کشور درباره ابعاد منطقهای مذاکرات ایران و آمریکا و حضور نظامی آمریکا در منطقه گفتوگو کرد. هدف از این سفر، بررسی همزمان فشار نظامی و تقویت دیپلماسی بود.
* تغییر رویکرد آمریکا
پس از سفر لاریجانی، برخی رسانهها از حضور جی دی ونس در عمان خبر دادند. ونس پیش از حضور در عمان به آذربایجان سفر کرده بود. این سفر همزمان با افزایش تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه انجام شد و تحلیلگران ورود او را به لایههای مهم مذاکرات ارزیابی میکنند. به نظر میرسد غیبت نسبی ونس در گذشته، با هدف تقویت رویکرد نظامی واشینگتن در ارتباط با ایران بوده است. با لغو عملیات نظامی علیه ایران در چند هفته پیش، که به علت اختلافات داخلی در کابینه ترامپ رخ داد، جناح گفتوگوخواه آمریکا بار دیگر نقش محوری در مذاکرات پیدا کرده و ونس، کوشنر و ویتکاف به میدان بازگشتند. این تغییر رویکرد باعث شد نتانیاهو نیز به واشینگتن سفر کند و با ترامپ، همراه با هر دو جناح جنگطلب و مذاکرهخواه، رایزنی فشرده داشته باشد. ترامپ پس از این دیدار اعلام کرد هیچ تصمیم قطعی اتخاذ نشده و مذاکرات هستهای ایران باید ظرف یک ماه به نتیجه برسد، همزمان وعده افزایش حضور نظامی در منطقه را تقویت کرد.
*حضور نظامی آمریکا
با وجود مذاکرات در سطح عالی، آمریکا به چند دلیل حضور نظامی خود در منطقه را افزایش داده است اول، فشار مستقیم بر ایران: در تصور آمریکا افزایش ناوها و تجهیزات نظامی در عمان، بابالمندب و دریای عرب باعث فشار نظامی و بازدارندگی مستقیم بر ایران میشود. دوم، فشار اقتصادی: آمریکا در عین حال بر این گمان است که این حضور نظامی میتواند حلقه محاصره اقتصادی ایران را در زمینه صادرات انرژی تنگتر کند و مانع عبور آزاد نفتکشهای ایرانی شود. برخی مشکلات فنی و توقف نفتکشها نیز در همین راستا تحلیل میشود. سوم، تهدید نظامی محدود: آمریکا خود را برای عملیات کوتاه نظامی آماده کرده تا در صورت عدم دستیابی به توافق دیپلماتیک، از طریق فشار محدود نظامی به اهداف حداکثری خود در مذاکرات برسد. از سوی دیگر، تهران هشدار داده است که هرگونه جنگ احتمالی، نمیتواند تنها محدود به یک بخش باشد و کل منطقه را درگیر خواهد کرد. این بازدارندگی ایران، یکی از مهمترین عاملهای متوازنکننده در برابر اقدامات نظامی احتمالی آمریکا محسوب میشود.
*سناریو نهایی
سطح نهایی تلاش آمریکا، آمادگی روانی برای یک سناریو آخرالزمانی علیه ایران است، سناریویی که ترامپ تمایل دارد از آن پرهیز کند. جناح جنگطلب آمریکا در تلاش است با کنار زدن ونس، کوشنر و ویتکاف، این سناریو را نهایی کند، اما حضور دیپلماتیک ایران و هشدارهای بازدارنده باعث شده ترامپ از آن صرفنظر کند. در عین حال، تقویت فشارهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا در کنار مذاکرات فشرده، به معنای آن است که واشینگتن در حال آمادهسازی چند سطحی برای رسیدن به اهداف خود است. این چند سطح شامل فشار مستقیم نظامی، فشار اقتصادی و تهدید روانی میشود که در نهایت از نظر آنها میتواند ایران را به میز مذاکره بازگرداند یا در صورت شکست مذاکرات، پاسخ محدود، اما قابل توجهی دریافت کند.
*عمان، قطر و مذاکرات
اهمیت عمان و قطر در این میان، فراتر از میانجیگری ساده است. عمان، کشوری مورد اعتماد ایران، کانال مستقیم برای تبادل پیامهای حساس با آمریکا است. قطر نیز با تقویت دیپلماسی منطقهای، نقش خود را به عنوان یکی از مراکز مذاکرات ایران و آمریکا تثبیت کرده است. لاریجانی با سفر به این دو کشور، عملاً توانست هماهنگیهای منطقهای و فشارها را همزمان مدیریت کند. این تعامل نشان میدهد ایران میکوشد با استفاده از میانجیهای مورد اعتماد و ایجاد چند کانون مذاکره، از فشارهای مستقیم و محدودیتهای احتمالی جلوگیری کند و قدرت مانور خود را در مذاکرات حفظ کند. با توجه به اطلاعات منتشر شده، میتوان گفت ایران و آمریکا هر دو در سطح عالی در حال مدیریت مذاکرات و فشارها هستند. آمریکا تلاش میکند با حضور نظامی و دیپلماسی محدود، فشارهای خود را اعمال کند، اما هشدارهای بازدارنده ایران و استفاده از میانجیهای منطقهای، باعث شده است این فشارها به طور کامل به نتیجه نرسد. به نظر میرسد ترامپ، بهرغم فشار جناح جنگطلب، تمایلی به سناریوی آخر الزامی ندارد و تلاش میکند مذاکرات دیپلماتیک را با حفظ فشارهای اقتصادی و نظامی پیش ببرد. ایران نیز با مدیریت چند کانال دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی، سعی دارد مذاکرات را به سمت تحقق منافع ملی خود هدایت کند. در نهایت، این گزارش نشان میدهد که مذاکرات ایران و آمریکا، همزمان با فشارهای نظامی و اقتصادی، در حال پیشرفت است و هر گونه تصمیم نهایی، نیازمند تحلیل دقیق از رفتار دو طرف و تحولات منطقهای است.