بستن
کد خبر: ۱۵۰۳۲۵۲

بلوف ۲۵ درصدی ترامپ!

آنچه ترامپ تهدید می‌کند، در واقع نوعی تحریم ثانویه تجاری است؛ یعنی مجازات کشور‌هایی که از ایران نفت می‌خرند، از طریق افزایش تعرفه صادرات آنها به بازار آمریکا.

بلوف ۲۵ درصدی ترامپ!عبدالرضا داوری، فعال سیاسی  نوشت: دونالد ترامپ بار دیگر با یک تهدید پرهیاهو تلاش کرده نشان دهد که می‌تواند صادرات نفت ایران را از مسیر فشار بر خریداران آن متوقف کند؛ تهدیدی که می‌گوید اگر کشوری از ایران نفت بخرد، آمریکا با اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر صادرات آن کشور، هزینه این خرید را بالا خواهد برد. اما پشت این تهدید پرطمطراق، واقعیتی بسیار ساده‌تر و ضعیف‌تر پنهان شده است. این تهدید ترامپ، نه ابزار اجرایی روشن دارد، نه مبنای حقوقی محکم، و نه توان تحمل هزینه‌های اقتصادی و سیاسی آن برای خود آمریکا وجود دارد. نخست باید روشن کرد که آنچه ترامپ از آن سخن می‌گوید، اصولا «تعرفه» به معنای کلاسیک نیست. آمریکا نمی‌تواند بر نفت ایران تعرفه ببندد، چرا که ایران هیچ نفتی به آمریکا صادر نمی‌کند.

آنچه ترامپ تهدید می‌کند، در واقع نوعی تحریم ثانویه تجاری است؛ یعنی مجازات کشور‌هایی که از ایران نفت می‌خرند، از طریق افزایش تعرفه صادرات آنها به بازار آمریکا. این همان ابزاری است که واشینگتن در سال‌های گذشته بار‌ها از آن استفاده کرده، اما همیشه با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بوده است. مسأله اصلی اینجاست: آمریکا از کجا می‌خواهد تشخیص دهد کدام کشور، دقیقا از ایران نفت می‌خرد؟ در شرایطی که فروش نفت ایران سال‌هاست از مسیر‌های رسمی خارج شده و از طریق شبکه‌ای پیچیده از شرکت‌های پوششی، تغییر اسناد مبدأ، انتقال کشتی به کشتی، خاموش‌کردن سیستم‌های ردیابی و تسویه‌های غیردلاری انجام می‌شود، نفت ایران در لحظه رسیدن به مقصد، عملا «بی‌هویت» است.

 نفتی که در بندر چین یا هند تخلیه می‌شود، روی کاغذ ممکن است مالزیایی، عمانی یا حتی عراقی باشد. اثبات حقوقی اینکه این محموله مشخص، در این تاریخ مشخص، از ایران آمده، کاری نیست که با چند تصویر ماهواره‌ای یا گزارش اطلاعاتی به نتیجه برسد. حتی اگر آمریکا در مواردی به «ظن قوی» برسد، باز هم مشکلش حل نمی‌شود. اعمال تعرفه مازاد ۲۵ درصدی علیه کشور‌هایی مانند چین یا هند، به معنای ورود مستقیم به یک جنگ تجاری تمام‌عیار است؛ جنگی که هزینه‌های آن، قبل از هر چیز، دامن مصرف‌کننده آمریکایی را می‌گیرد. افزایش مضاعف تعرفه یعنی افزایش مضاعف قیمت کالا‌های وارداتی به بازار آمریکا، یعنی فشار تورمی و ضربه مستقیم به همان طبقه‌ای که ترامپ ادعا می‌کند نماینده آن است.

به همین دلیل است که این‌گونه تهدید‌ها معمولاً یا هرگز اجرا نمی‌شوند، یا در سطحی بسیار محدود و نمایشی باقی می‌مانند. واقعیت این است که آمریکا می‌داند نفت ایران در حال فروش است، اما نمی‌تواند با قطعیت، شفافیت و اجماع بین‌المللی، خریداران آن را یکی‌یکی تنبیه کند. آنچه ترامپ مطرح می‌کند، بیش از آنکه یک سیاست عملیاتی باشد، ابزار فشار روانی و تبلیغاتی است؛ پیامی برای رسانه‌ها، برای افکار عمومی داخلی و برای ترساندن واسطه‌های کوچک‌تر. چین و هند، نه با تهدید لفظی می‌ترسند و نه اقتصادشان را قربانی بلوف‌های سیاسی واشینگتن می‌کنند. در نهایت، تهدید تعرفه ۲۵درصدی بیش از آنکه نشانه قدرت آمریکا باشد، نشانه محدودیت آن است؛ اعترافی ناخواسته به این واقعیت که ابزار‌های واقعی تحریم نفت ایران، مدت‌هاست کارایی پیشین خود را از دست داده‌اند و جای آنها را جنگ روایت‌ها و بلوف‌های رسانه‌ای گرفته‌اند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار