عبدالرضا داوری، فعال رسانهای نوشت: رفتار سیاسی دونالد ترامپ در عرصه داخلی و بینالمللی را میتوان به استراتژی یک پوکرباز حرفهای تشبیه کرد که بازی خود را بر پایه بلوف و نمایش قدرت بنا میکند، در حالی که به دقت از قرار گرفتن در معرض ریسک شکست مستقیم پرهیز مینماید. تاریخچه تعامل با او نشان میدهد رویکرد مؤثر، مواجهه از موضع قدرت و مقاومت هوشمندانه است، نه تسلیم در برابر تهدیدهای نمایشی. کلید رفتار ترامپ در استفاده حسابشده از بلوف به عنوان ابزاری برای سنجش طرف مقابل است. تهدیدهای نظامی، اقتصادی یا سیاسی او مانند موارد مطرحشده درباره یمن، گرینلند یا متحدان اروپایی، اغلب نمایشی و فاقد قصد اجرای واقعی هستند. هدف نهایی از این تاکتیک، تنها اعمال فشار روانی نیست، بلکه محک زدن عزم و واکنش حریف است تا بر اساس آن قدم بعدی را برنامهریزی کند.
نکته حائز اهمیت در سبک او، انعطاف تاکتیکی سریع در مواجهه با مقاومت جدی است. هنگام روبهرو شدن با ایستادگی قاطع، او ترجیح میدهد بدون متحمل شدن هزینههای سنگین عقبنشینی کند. این رفتار را نباید نشانه ضعف تفسیر کرد، بلکه بخشی از استراتژی کلان او برای حفظ تصویر یک بازیگر غیرقابل پیشبینی و مقتدر، اجتناب از رویاروییهای پرریسک مستقیم است. تجربه نشان داده کشورها یا نهادهایی که در برابر ترامپ از موضع قدرت واقعی اعم از سیاسی، اقتصادی یا امنیتی وارد شده و تهدیدهایش را به چالش کشیدهاند، عموما در نهایت بازنده میدان نبودهاند. او هنگامی که با عزم راسخ روبهرو میشود، ترجیح میدهد مسیر خود را تغییر دهد تا هم از شکست اجتناب کند و هم پرستیژ خود را حفظ نماید. کوتاه آمدن در برابر این سبک رفتاری، حتی در مقابل تهدیدهای آشکارا نمایشی، پیامدهایی مخرب و بلندمدت در پی دارد.
این کار ضمن تقویت مشروعیت و اقتدار ترامپ در صحنه داخلی و بینالمللی، این پیام را به سایر بازیگران میفرستد که میتوان با تهدید و بلوف بر اوضاع مسلط شد. از طرفی، طرف تسلیمشده هزینههای واقعی و گزافی را متحمل میشود، در حالی که ترامپ بدون پذیرش ریسکی عمده به اهداف نمایشی خود دست یافته است. بنابراین، راهبرد صحیح در برابر چنین رویکردی، مقاومت مستمر، هوشمندانه و مبتنی بر قدرت واقعی است. این مقاومت باید همراه با آمادگی برای پرداخت هزینههای کوتاهمدت باشد تا بلوفها خنثی و از عواقب سنگینتر تسلیم جلوگیری شود. تسلیم شدن نه تنها منافع و امنیت ملی را تأمین نمیکند، بلکه موضع طرف را تضعیف و جایگاه ترامپ را به عنوان یک مذاکرهکننده چیرهدست تقویت مینماید.