علی بیگدلی، کارشناس روابط بینالملل نوشت: اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی در جریان سفر به ترکیه، بیش از آنکه حامل پیام تازهای باشد، تأکید بر مواضع رسمی و اعلام شده جمهوری اسلامی ایران بود. بر اساس آنچه بهصورت علنی بیان شد، نه موضع جدیدی در دستور کار قرار داشت و نه ابتکار تازهای شکل گرفت. این رویکرد نشان میدهد که ایران در سطح رسمی ترجیح داده است همچنان در چارچوب سیاستهای اعلامی پیشین حرکت کند و از ارسال سیگنالهای متناقض به بازیگران منطقهای و بینالمللی پرهیز داشته باشد. با این حال، باید این پرسش را در نظر داشت که در لایههای پنهان دیپلماسی و گفتوگوهای غیرعلنی چه میگذرد و آیا تحرکاتی فراتر از آنچه رسانهای شده در جریان است یا خیر.
در سوی دیگر، ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان بههمراه هاکان فیدان، وزیر خارجه این کشور، بهروشنی علاقهمندند در معادله پرتنش ایران و آمریکا نقشآفرینی کنند. آنکارا تلاش دارد خود را بهعنوان بازیگری تأثیرگذار و حتی قهرمان این ماجرا معرفی کند. نقشی که هم جایگاه منطقهای ترکیه را تقویت میکند و هم میتواند دستاوردی سیاسی برای اردوغان در داخل و خارج از کشور به همراه داشته باشد. اما ریشه این تمایل، صرفا جاهطلبی دیپلماتیک نیست. نگرانی جدی ترکیه از پیامدهای یک درگیری احتمالی میان ایران و آمریکا نیز در این میان نقش تعیینکننده دارد. ترکیه بهخوبی میداند که هرگونه جنگ یا تنش نظامی در منطقه، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم دامنگیر این کشور خواهد شد.
از بیثباتی امنیتی و موجهای جدید مهاجرت گرفته تا اختلال در تجارت، انرژی و اقتصاد. به همین دلیل، آنکارا مایل است پیش از آنکه بحران از کنترل خارج شود، با ایفای نقش میانجی، مسیر تحولات را به سمت کاهش تنش هدایت کند. از سوی دیگر تجربه نشان داده که اتکا به واسطهها، بهویژه در پروندهای به پیچیدگی روابط ایران و آمریکا، لزوما به حل مسئله منجر نمیشود. با توجه به پیچیدگی عمیق مواجهه ایران و آمریکا وارد شدن به مسیر مستقیم همواره یکی از گزینههای مهم بوده است؛ هم در سطح دوجانبه یا چندجانبه و هم در تعامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی. بازگشت به چارچوب همکاری فنی با آژانس و ایجاد شفافیت کنترلشده میتواند بخشی از تنش را کاهش دهد و دست بازیگران ماجراجو را کوتاهتر کند. ادامه وضعیت مبهم و تعلیقشده فعلی بیش از آنکه به سود ایران باشد، بهانه لازم را در اختیار مخالفان تهران قرار میدهد. از سوی دیگر، رفتارهای اخیر دونالد ترامپ و تحرکات نظامی آمریکا را نیز باید در چارچوب منطق دستاوردسازی تحلیل کرد.
ترامپ با نمایش قدرت، اعزام تجهیزات و طرح گزینههای نظامی، بهدنبال آن است که در معادلات داخلی آمریکا و رقابتهای انتخاباتی، خود را چهرهای قاطع و اثرگذار نشان دهد، اما واقعیت این است که هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه ایران، هزینهای سنگین و چندلایه برای آمریکا به همراه خواهد داشت. به همین دلیل، آمریکا نمیتواند با دست خالی از این ماجرا خارج شود؛ چه جنگی در بگیرد و چه نگیرد. واشینگتن بهدنبال امتیاز، تصویرسازی از موفقیت و ایجاد فشار حداکثری برای کسب نتیجه است. در چنین شرایطی، هنر دیپلماسی ایران باید در این باشد که بدون افتادن در دام تنش، مسیر مذاکرهای را طراحی کند که هم منافع ملی حفظ شود و هم کشور از ورود به یک چرخه پرهزینه و فرسایشی دور بماند.